پیامبر اسلام

علم پیامبر وعایشه

چرا پيامبر(ص) با داشتن علم غيب، ‏زني گرفت مثل عايشه كه بعد از او جنگ راه انداخت؟

رسول الله(ص) با علم غیب زندگی نمی کرد بلکه مثل مردم عادی زندگی می نمود. اگر بنا بود حضرتش با علم غیب زندگی کند راه امتحان به روی بسیاری از افراد بسته می شد.عایشه هم خودش باید امتحان پس می داد؛ هم باید آیینه ی عبرت می شد برای دیگران تا بدانند که فامیل پیامبر بودن کسی را مصون از گناه نمی کند.نیز وجود او امتحان است برای مردمان اعصار بعدی.لذا می بینید که امروز اهل سنّت او را احترام فراوان می کنند حال آنکه با خلیفه ی مسلمین جنگیده و مسلمین را به کشتن داده است.از این گذشته علم غیب علم به حتمیّات است. پس اگر درعلم خدا عایشه باید زن پیامبر می بود باید می بود.

دلايل خاتميت

دلايل خاتميت و ختم نبوت کدامند.

راز تجديد نبوتها
براي درك عقلاني خاتميت لازم است ابتدا علل تجديد نبوت ها را برشماريم تا در پرتو آن راز خاتميت را دريابيم:

ختم نبوت

با توجه به اينکه بشر از اولين حضور خود در ارتباط مستقيم با خدا بوده(پيامبران) بعد از ختم نبوت، آيا اين ارتباط از بين رفت يا اگر باقي است، چرا؟ چگونه جريان دارد؟

در جواب اجمالا بايد گفت اولا الان هم امام معصوم هم به صورت هاي خاص ( غير وحي منظور است چراكه وحي مخصوص پيامبر است ) با عالم غيب مرتبط است . دوم اين كه ان چه بعد از پيامبر قطع شد باب نبوت يعنى باب پيامبرى بود كه مسدود شد , اما باب كشف و شهود و الهام و صورت هاي ديگر ارتباط با خداوند حتي براي بشر عادي هم باز است و اين گونه ارتباطات مسدود نشده است .
مناسب است توضيح بيشتر را از زبان استاد مطهري بشنويد . وي مي فرمايد :

عصمت پيامبران(ع)

آيا تمام پيامبران از گناه و اشتباه مصون هستند؟ ما در كتب تاريخي شاهد برخي اشتباهات از پيامبران مي باشيم مانند:<BR>1- عجله حضرت يونس 2- داستان فرار حضرت موسي(ع) بعداز كشتن فردي و يا عجله موسي(ع) در داستان حضرت خضر و يا ماجراهاي كه در مورد حضرت داوود در كتب قصص نقل شده است در كل اين ماجراها را چگونه مي توان توجيه كرد كه به معصوميت پيامبران خدشه اي وارد نشود.

در ابتدا گفتني است؛ برخي اشتباهات در حد ترك اولي است ؛ يعني بهتر بود انجام نمي گرفت. و يا در زمان ديگري انجام مي گرفت.آنچه از برخي پيامبران سرزده است,اين گونه بوده است.وبه معناي گناه زشتي و نافرماني دستور مولوي خدا نيست.جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:

عصمت اسم مصدر از عصم است و عصم با معناى منع كردن و بازداشتن است. اين منع گاهى به نحو سلب اختيار است و گاهى به نحو فراهم كردن وسائل و مقدماتى است كه فرد بتواند به اختيار خود از كار خوددارى كند.

فرق پيامبران با نوابغ

پيامبران با نوابغ چه تفاوتي دارند؟

نوابغ افرادي هستند كه نيروي فكر و تعقّل و حسابگري قوي دارند؛ يعني از راه حواسّ خود با اشياء تماس مي‏گيرند و با نيروي حسابگر عقل خود بر روي فراورده‏هاي ذهني خود كار مي‏كنند و به نتيجه مي‏رسند و احياناً خطا مي‏كنند. پيامبران الهي علاوه بر برخورداري از نيروي خرد و انديشه و حسابگريهاي ذهني، به نيروي ديگري به نام وحي مجهّزند و نوابغ از اين نيرو بي‏بهره‏اند و به همين جهت به هيچ وجه نمي‏توان پيامبر را با نوابغ مقايسه كرد، زيرا مقايسه هنگامي صحيح است كه كار هر دو گروه از يك نوع و از يك سنخ باشد، اما از آنجا كه از دو نوع و دو سنخ است مقايسه غلط است.
مجموعه آثار شهيد مطهري ج2 – وحي و نبوت، شهيد مطهري