پیامبر اسلام

پيروزي حق بر باطل و شکست معصومین(ع)

مگر نداريم حق بر باطل پيروز است پس چرا پيامبر صلي الله وآله و سلم‎ در بعضي جنگها شكست خوردند‎ ‎و چرا حضرت علي(ع) از معاويه شكست خوردند؟‎


با مطالعه عميق جنگ بدر، در مى‏يابيم كه گرچه مردم زمينه‏هاى نزول رحمت الهى در اين جنگ را به خوبى فراهم كرده بودند؛ اما در گوشه و كنار، رفتارهايى از آنان بروز كرد كه زمينه‏ساز شكست آنان در جنگ بعدى (اُحد) بود. به عبارت ديگر برخى از زمينه‏هاى شكست در جنگ احد را در نبرد بدر مى‏توان يافت. از اين رو در اينجا به ناچار با تقسيم بندى اين بحث به دو بخش (نكات مثبت و منفى) موارد هر دو بخش بررسى شود: يك.

نظريه خاتميت سروش

احتراما شبهه اي که بر اثر مسأله خاتميت آقاي سروش در ذهن فرزندم جاي گرفته و نيازمند پاسخ به آن هستم اجمالا از اين قرار است: اديان الهي در گذر زمان ها تغييراتي به سمت پيشرفت داشته اند و اين نبوده جز بدليل رشد آگاهيهاي بشري و به همين دليل نمي توان دين اسلام را نيز از اين امرمستثني نمود . زيرا رشد بشر نه تنها متوقف نشده است که سرعت نيز گرفته و جامعه بشري و آحاد بشر قابل مقايسه با دوران ظهور اسلام نيستند. عبادات و احکام عبادي مي توانند ثابت و پابرجا بمانند زيرا فلسفه وجودي آنها به خالق بشر برمي گردد و ربطي به تغيير ميزان رشد آگاهيهاي بشر ندارد . اما احکام اجتماعي و حکومتي اسلام نياز به امروزي شدن دارند . مانند حدود و ديات . علت خاتميت دين اسلام نه اين است که احکام اين دين تا ابد معتبر است . بلکه به جهت استغناي بشر از نزول اديان آسماني است و اين دين ( اسلام ) مي تواند دست بشر را گرفته تا سرمنزل خودکفايي در کشف احکام بهينه هدايت کند و اين يعني خاتميت ! خواهشمند است مرا نسبت به منابعي که پاسخهاي مناسب در بر داشته باشند راهنمايي فرماييد.

يك. اسلام، دين خاتم‏
اين انگاره كه اسلام، دين خاتم است، مورد اتفاق همه مسلمانان بوده و با قرآن و سنت ثابت شده است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»؛ انبيا (21)، آيه 107 و «ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول‏اللَّه‏و خاتم النبيين»: احزاب (33)، آيه 40..
در روايتى نيز آمده است: «لانّ اللَّه‏تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فى كل زمان جديد و عند كل قوم غض الى يوم القيامه»؛ صدوق، عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 130.

اثبات شق‏ القمر

بهترين دليل براي اثبات معجزة شق القمر پيامبر اسلام چيست؟

آيات اوّل سوره 54 قرآن مجيد مي‏باشد:
«اِقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ × وَاِنْ يَرَوا آيَهً يُعْرِضُوا وَ يَقُولوُا سِحْر مُسْتَمِرّ× وَكَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا اَهْوائَهُمْ وَ كُلُّ اَمْرٍ مُسْتَقِرّ». قمر/ 3ـ1 [قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت! و هر گاه نشانه و معجزه‏اي را ببينند روي گردانده، مي‏گويند اين سحري مستمر است. آنها (آيات خدا را) تكذيب كردند و از هواي نفسشان پيروي نمودند وهر امري قرارگاهي دارد.]

علم پيامبر(ص) وسؤال از جبرائيل

اگر پيامبر اكرم(ص) علم لدنّى داشتند، پس چرا در شب معراج، از جبرئيل در مورد پديده‏هاى آن جا سؤال كردند؟

اگر به حقيقتِ علم غيب موهبتى و لدنّى پيامبران و امامان و از جمله حضرت رسول اكرم(ص) توجه شود، هيچ منافاتى ميان آن علم و آن پرسشگرى وجود نخواهد داشت. بايد توجه داشت كه علم رسول خدا، محصول درجه برترى وجود اوست؛ و از اين رو چون اين كمال وجودى را به موهبت الهى به دست آورد، نه در سايه پرورش و آموزش ديگران؛ علم و معرفت او هم از درون خودش جوشيده، از مقام ولايت و قرب او سرچشمه دارد. و به اين جهت علم او داراى خواص و لوازم زير است:

1. علم پيامبر هميشگى و مستمر است.

صحت گفتار پيامبر(ص)

چگونه راستگويي و صداقت پيامبري را که نديديد اثبات مي کنيد ؟ آيا ممکن نيست که رفتار خوب او نوعي رياکاري براي فريفتن جامعه باشد؟

در رابطه با اين سوال چند نکته قابل توجه است :
1درخود سوال نوعي تهافت وجود دارد. درسوال آمده است که چطور صداقت پيامبري را که نديده ايد اثبات مي کنيد . ايا ممکن نيست رفتار او نوعي رياکاري باشد.. . در اينجا بايد پرسيد احتمال رياکاري چه ربطي به اين دارد که ما او را ديده باشيم يا نباشيم ؟ به عبارت ديگر اگر رفتار خارجي و مشهود کسي اثباتگر صدق او باشد فرقي در اين نيست که بالعيان مشاهده شود و يا با نقل قطعي و معتبر تاريخي بيان شود ، و اگر اساسا رفتار خارجي بيانگر نيات دروني نيست باز مساله به همين شکل است .