پیامبران

فرق امامت حضرت ابراهیم (ع) با امامان(ع)

با سلام مي خواستم بدونم آيا مقام امام كه به حضرت ابراهيم داده شد با امامي كا به ائما اطهار مي گوييم يكي است يا متفاوت است؟ لطفا با دلايل شرح دهيد با سپاس

در اصل امامت هيچ فرقی ندارند جز آنكه آن بزرگواران، نبی هم بوده اند. امّا در زمان اهل بیت(ع) ، نبوّت ( دریافت وحی تشریعی) ختم شده بود. لذا نبوّت نداشتند.حقیقت امامت یک چیز است چه در اهل بیت(ع) و چه در امامان امّتهای گذشته ؛ و آن پیشوایی برای مردم است در فهم درست دین و اجرای آن ـ در صورت امکان ـ و هدایتگری است برای آنها در ظاهر و باطن. کار نبی دریافت وحی است ؛ و کار رسول ، رساندن وحی ؛ و کار امام ، تبیین و تفهیم و اجرای وحی ؛ و در کنار آن ، هدایت باطنی کسانی که آمادگی دریافت هدایت باطنی را دارند

توبه حضرت آدم(ع)

وسيلة پذيرش توبة آدم(ع) چه بوده است؟

در آيه 37 سورَ بقره آمده است كه آدم(ع) پس از «ترك اولي» «كلماتي از سوي پروردگار خود دريافت داشت، و با آن ، توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت ، چرا كه خداوند توّاب و رحيم است» «فَتَلَقّي آدَمُ مِنّ رَبِّهِ كَلَماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ اِنِّهُ هُوَ التَّوابُ الرَّحيمُ»

طه، آيه 41-برگزيدگي حضرت موسي(ع)

سوال مربوط به جريان حضرت موسي(ع) است( و اصطنعتک لنفسي) سوره طه، آيه 41؛ سوال من اين است که حضرت موسي(ع) از بدو خلقتشان گويي داراي ويژگي خاصي هستند که خداوند ارحم الراحمين کار را تا جائي پيش مي برد که مي فرمائيد: اي موسي! من تو را براي خودم خلق کردم! شبه من اين است که مگر موسي کيست يا چيست که خدا او را براي خود مي آفريند و عجيب است همين فرد که خدا او را براي خود بر مي گزيند در طول زندگي به نوعي خطاهاي فاحشي( البته از اين منظر که وضعيت و شرايط خاصي دارد و خدا او را براي خود آفريده و حتي نبايستي ترک اولي کند) دارد به طوري که ايشان حتي قتل (البته غير عمد) مرتکب مي شود و خداوند او را مي بخشد (هر چند خود اين مقوله با مبحث عدم دخالت خدا در بحث حق الناس پارادوکس دارد) و در ضمن روند تاريخي زندگاني اين پيامبر بزرگ الهي نشان دهنده بسيار عادي بودن ايشان و البته گاهي اوقات کم حوصله و عجول بودن ايشان دارد( جريان حضرت خضر (ع)) ولي با اين حال ايشان به مرحله پيامبر هم مي رسند و مابقي ماجرا ... سوال من بيشتر پيرامون اين است که آيا واقعا با اين تفاسير حضرت موسي(ع) يک موجود جبرا مختار بودند؟ اگر اين گونه است که عقاب در مورد اين حضرت معنايي ندارد و اگر اين گونه نيست پس چه ويژگي حضرت موسي(ع) داشته که خداوند ايشان را بر مي گزيند و اصولا اين گزينش قبل از پا به دنياي خاکي گذاشتن در کجا و براساس چه معيارهايي صورت مي گيرد؟ آيا ما هم مي توانستيم موسي(ع) شويم که خدا حتي حق الناس را نيز بر ما ببخشد!



1ـ برگزیدگی ، اختصاص به حضرت موسی (ع) ندارد ؛ بلکه خداوند متعال تمام انبیاء و اوصیاء (ع) را برای خود آفریده است ؛ یعنی همه ی آنها فقط بنده ی خدایند و جز خدا در قلوب نورانی ایشان جای نمی گیرد. اینکه خداوند متعال فرمود: « وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسي‏ (41) اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتي‏ وَ لا تَنِيا في‏ ذِكْري‏ (42) اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ ــــ و من تو را براى خودم ساختم( برای خود پرورش دادم) (41) (اكنون) تو و برادرت با آيات من برويد، و در ياد من كوتاهى نكنيد!

تعداد انبيا(ع)

آيا بودن 124 هزار پيامبر اگر صحت دارد پس چرا نامى از آنها در تاريخ ‏وجود ندارد؟

اين كه دقيقاً عدد پيامبران چقدر بوده است، معلوم نيست و رقم ياد شده حدود تعداد آنان مي‏باشد. اما اين كه چرا دقيقاً نام همه آنها در تاريخ نيامده است، علت آن عدم رشد علمي كتابت و تاريخ‏نگاري در قرون آغازين و دوران طفوليت بشر مي‏باشد.
از طرف ديگر بسياري از اين پيامبران جنبه تبليغي داشته و مبلغان يك پيامبر در نقاط مختلف بوده‏اند. ازاين‏رو ممكن است در يك زمان صدها و يا هزاران پيامبر گمنام در نقاط مختلف مي‏زيسته‏اند و از شريعت پيامبر واحدي تبليغ مي‏كرده‏اند.

شريعت حضرت نوح(ع)

تاکنون حضرت نوح(ع)، حضرت ابراهيم(ع)، حضرت موسي(ع)، حضرت عيسي(ع) و حضرت محمد(ص) را به عنوان پيامبران اولواالعزم خوانده ايم. چيزي اين بزرگان را از بقيه پيامبران جدا مي کند اين است که داراي دين و شريعت بوده اند. سؤال من اين است که دين و کتاب حضرت نوح(ع) چه بوده است و اگر حضرت نوح(ع) دين و شريعت نداشته اند علت گذاشتن ايشان در زمره اين بزرگان چه بوده است؟

طـبـق عـقيده مشهور دانشمندان شيعه , پيغمبران يكصد و بيست و چهار هزار نفرند كه يكصد و سـيـزده نفر آنان صرف نظر از مقام نبوت , مقام رسالت - يعنى ماموريت فوق العاده - را نيز دارا بودند .