عصمت

معناي عصمت

عصمت يعني چه؟

عصمت اسم مصدر از «عصم» است و عصم با معناى منع كردن و بازداشتن است. اين منع گاهى به نحو سلب اختيار است و گاهى به نحو فراهم كردن وسائل و مقدماتى است كه فرد بتواند به اختيار خود از كار خوددارى كند.(1) ابن زجاج از بزرگان لغويون عرب اصل عصمت را ريسمان معني کرده كه سپس توسعه معنايى پيدا كرده است و در معناى توسعه يافته به هر وسيله‏اى كه باعث حفظ چيزى شود، عصمت گفته مى‏شود.(2) شيخ مفيد از بزرگان علماء متقدم شيعه نيز عصمت را به معناى ريسمان گرفته است و فرموده عصمت مانند اين است كه به فردى كه در حال غرق شدن است، ريسمانى داده شود تا به وسيله آن خود را نجات دهد.(3)

عصمت پيامبران(ع)

آيا همه پيامبران معصوم بودند؟ آيا شيطان بر آدم(ع) تسلط يافت؟


در پاسخ باید گفت همه پيامبران معصومند ولى عصمت داراى مراتب مختلفى است و برخى از انبياء به ويژه پيامبر اسلام(ص) در رتبه عصمت بالاترى قرار دارند. ليكن سه مرحله از عصمت در ميان همه انبيا وجود داشته است و هيچ پيغمبرى فاقد اين سه مرحله نبوده است. آن سه مرحله عبارت است از: 1- عصمت در تلقى وحى، 2- عصمت در تبليغ و بيان وحى، 3- عصمت در عمل به پيام وحى. به عبارت ديگر: 1- هيچ پيامبرى در دريافت وحى گرفتار خطا و اشتباه نمى‏شود. 2- در ابلاغ وحى نيز نه از خود چيزى بر آن مى‏افزايد و نه آن را فراموش و اشتباه مى‏كند. 3- در عمل و اجراء نيز عمداً و سهواً برخلاف آنچه وحى رسالى و تشريعى شده است عمل نمى‏كند.

عصمت پيامبر(ص)

آيا پيامبر(ص) که مقام عصمت دارد ممکن الخطاست؟ و اگر از هر گناهي معصوم است شلاقي را که سهوا به تن آن مرد زد چگونه مي توان توجيح کرد؟

عصمت انبيا همگاني است ليكن براي روشن شدن اين مسائله بايد چند نكته را به دقت مورد بررسي قرار داد: عصمت و حدود آن : عصمت به معناي پيراسته بودن از خطا و گناه و نسيان است . البته عصمت داراي مراتبي است و اولين مرتبه آن كه همه انبيا بايد دارا باشند در چهار بعد است : الف ) عصمت در اخذ وحي (يعني آن را همان گونه كه هست دريافت داشتن ), ب ) عصمت در حفظ وحي (آن را فراموش نكردن ), ج ) عصمت در تبليغ وحي (وحي را همان گونه كه هست ابلاغ كردن و چيزي كم و زياد نكردن ), د ) عصمت عمل و اجراي مفاد وحي . اين چهار مرحله مربوط به وحي رسالي است وشامل مسائل خارج از آن مانند ترك اولي نمي شود.

عصمت امامان(ع)

آيا امري گناه آلود از ذهن امامان معصوم خطور هم نميکرد يا عصمت امامان صرفا در رفتارشان بود ؟ يعني اگر ذهنشان هم خطور ميکرد در عمل آنرا انجام نميدادند ؟

منظور از خطور ذهني چيست ؟
الف. اگر مراد صرف تصور ذهني و به تعبير ديگر درک مفاهيم گناهان باشد آنان مسلما درک و تصور اين مفاهيم را داشته و بر اساس آن توانسته اند احکام آنها را بيان کنند.
ب. اگر مراد خطور ذهني ارتکاب گناه تو سط خودشان باشد ،قطعا چنين خطوراتي ندارند.معصوم به خاطر علم کامل و الهي که از واقعيات گناه دارند نه تنها در عمل مرتکب گناه نمي شوند بلکه فکر گناه هم نمي کنند. يکي از بزرگان در اين زمينه بيان کامل و جامعي دارد که در اينجا مي آوريم: عصمت مصونيت در برابر گناه، از شئون و لوازم علم و ايمان به مفاسد گناه است.

گناه حضرت داود(ع)

در قرآن كريم سخن از اشتباهات پيامبران به ميان رفته كه خدا آنها را آمرزيده است؛ مثلاً در سوره «ص» از داورى عجولانه داود(عليه السلام)، سخن گفته شده است، آيا اين با عصمت پيامبران تناقض ندارد و يا اينكه عصمت آنها درجه‏اى داشته؟ لطفاً توضيح دهيد؟

درباره پرسش مطرح شده به چند نكته اشاره مى‏شود:<BR/>  يكم. ديدگاه شيعه اماميه در مورد گستره عصمت انبيا عبارت است از: «ارتكاب گناه صغيره يا كبيره، چه قبل از بعثت و چه بعد از آن براى پيامبران جايز نيست. همچنين جايز نيست نسبت خطا و اشتباه و سهو و نسيان به آنها داده شود».<BR/>  بنابراين پيامبران يك حد نصاب خاصى از عصمت را برخوردار هستند كه عبارت است از:<BR/>  الف. عصمت از ارتكاب گناه صغيره و كبيره،<BR/>  ب. عصمت در دريافت وحى،<BR/>  ج. عصمت در حفظ و نگه‏دارى وحى،<BR/>  د. عصمت در ابلاغ وحى،<BR/>  و.