عصمت

عصمت و شهوت

اگر پيامبران و امامان عليهم السلام مثل ما انسانند،

يعنى داراى قواى شهوانى و نفسانى‏اند و هم ميل به خوبى‏ها دارند و هم ميل به بدى‏ها، پس چطور مى‏شود كه از هر گناه و اشتباهى معصوم باشند؟
منشأ اين اشكال آن است كه گمان شده است لازمه وجود غرايز و قواى نفسانى و شهوانى در آدمى انجام حتمى گناه و معصيت است؛ اين برداشتى نادرست مى‏باشد. وجود اميال متضاد و برخوردارى انسان از قواى شهوانى، حكمت‏ها و فلسفه‏هاى ارزشمندى دارد. از طرف ديگر اين قوا عامل حتمى گناه نيست، بلكه تنها زمينه‏ساز و فراهم‏كننده شرايط درونى ميل به گناهان است.
در مقابل عقل و فطرت نيز وجود دارد و انسان مى‏تواند در ميان دو گزينه نيك و بد يكى را برگزيند و ديگرى را فروگذارد.

چيستى عصمت‏

عصمت به چه معنا است و چگونه به دست مى‏آيد؟

چيستى عصمت‏
پرسش 1. عصمت به چه معنا است و چگونه به دست مى‏آيد؟
معناى لغوى عصمت‏
«عصمت» در لغت از ماده «عصم»، به معناى منع كردن، بازداشتن يا محافظت كردن آمده است «1»: كاربردهاى اين واژه دلالت بر محافظت و ممانعت از امور ناپسند و ناگوار دارد. «2» واژه عصمت در قرآن نيز چندين بار به معناى لغوى آن به كار رفته است؛
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ «3».
لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ «4».
منع و بازدارى يا محافظت گاهى به نحو سلب اختيار است و گاهى به صورت فراهم كردن وسائل و مقدماتى است كه فرد بتواند به اختيار خود از كارى خوددارى كند و يا از گزندى در امان بماند. «5»

عصمت و اختيار

راز عصمت چيست؟ اگر عصمت پيامبران و امامان، موهبتى الهى است؛ چرا ما مشمول اين عنايت نشديم؟ اگر خدا به ما هم لطف مى‏نمود و علم خدادادى عنايت مى‏كرد، ما نيز معصوم مى‏شديم؟

«عصمت» هم امرى موهبتى است و هم ارادى و اكتسابى. درك اين مسئله در گرو شناخت چند نكته است:
يكم. پيامبران و امامان عليهم السلام داراى اراده بشرى‏اند؛ مانند ديگر مردم زندگى مى‏كنند؛ براى تحصيل هر چه بيشتر مقامات معنوى مى‏كوشند و اهل صبر، جهاد، زهد و تقوا هستند. به عبارتى اين بزرگان «انسان برتر» اند؛ نه «برتر از انسان» و پيامبران پيوسته بر اين نكته تأكيد مى‏ورزيدند كه «ما هم بشرى همچون شماييم» «1».

عصمت و علاقه به دنيا

آيا معصومان علاقه به ماديات نداشته‏اند، يا اينكه داشته ‏اند؛ ولى بر آن غلبه نموده‏اند؟

معصومان عليهم السلام- و نيز در مراتب بعدى، اولياى الهى- تنها عشق به خداوند متعال دارند و از آنجا كه عشق به حضرت حق، اقتضا مى‏كند كه قلب از التفات به غير او ممنوع باشد و تنها تعلق به محبوب داشته باشد؛ اين بزرگواران همواره از هر آنچه اين ياد و التفات و تعلق را منصرف كند، هراسناك بوده‏اند؛ و چون تعلق به مسائل مادى و دنيوى از زمره امورى بوده است كه موجب غفلت از ذكر و توجه انحصارى به حضرت حق مى‏شود، معصومان و اولياى الهى، از نفوذ چنين تعلقاتى بيمناك بوده و همواره از خداوند متعال مى‏خواسته‏اند آنها را از ورود به اين ورطه لغزان و خطرناك نجات دهد.

خطاى حضرت آدم عليه السلام‏

منظور از عصيان و توبه حضرت آدم عليه السلام، در آيات قرآن چيست؟ چگونه با عصمت پيامبران سازگار است؟

عصمت پيامبران، همگانى است و حضرت آدم عليه السلام نيز فاقد آن نبوده است؛ ليكن بايد دانست كه اوامر و نواهى الهى، دو قسم است: الف. مولوى يا قانونى؛ ب. ارشادى.
قسم اول (مولوى) تكليف است و خداوند به طور جدى، خواستار انجام آن مى‏باشد و براى عمل به آن، پاداش و در ترك آن عذاب قرار داده است.