عصمت

عصمت

پيامبر و ائمه(ع) اطهار معصوم بودند و از همان اول عمرشان طعم شيرين عرفان را چشيده اند ولي ما بدبختها بايد يک عمر زجر بکشيم تا به خدا برسيم، البته معلوم نيست برسيم. آيا اين تبعيض نيست؟ خدا به شخصي مثل حضرت علي(ع) آن قدر عنايات داشت که قبل از به دنيا آمدنشان در کعبه را براي مادرشان باز کرد؟ ولي ما انسانها چه ... ؟ هيچ؟

پرسش حضرت عالی مبتنی بر چندین پيش فرض است ؛ که چه بسا خود حضرت عالی هنگام طرح سوال ملتفت آنها نبوده اید ، ولی به هر حال این پرسش ، از جهت منطقی ، بر چنین پیش فرضهایی استوار می باشد . برخی از این پیش فرضها عبارتند از:
1ـ خدا افزون بر وجود موجودات ، صفات و کمالاتی نیز به آنها داده است.
2ـ صفات موجودات قابل انفکاک از آنهاست و هر شخصی بدون صفاتش می تواند وجود داشته باشد.
3ـ عدالت الهی به این است که خدا به همه ی موجودات یک گونه وجود و یک سنخ کمالات اعطاء نماید.

مقام عصمت و عدم تلاش معصومین

مي شود گفت چون اهلبيت(عليهم السلام) معصوم بوده اند لذا هيچگاه نگران خطر سقوط اخلاقي و معنوي خود نبوده اند مثل ما و آيا نستجير بالله معصوم بودن از مقام آنها نمي كاهد؟ (تا كسي كه تلاش مي كند به مقامي برسد؟)

معصومين به جهت علم خدادادى و اراده محكم و قوى به مقام مصونيت كامل از گناه يعنى عصمت رسيده‏اند اما اين موهبت خدادادى، ناشى از قابليت و شايستگى ارادى آنان است يعنى خداوند مى‏دانست كه عده‏اى از بندگانش ـ هر چند با استعداد معمولى و در سطح ساير افراد ـ به اختيار خود، بيش از ديگران و در بالاترين حدّ ممكن از استعداد خود بهره‏بردارى مى‏كنند علم خداوند به اين شايستگى و منزلتى كه اين افراد در شرايط عادى، با سير اختيارى خويش بدان مى‏رسيدند، سبب شد كه خداوند از ميان افراد بشر آنان را برگزيند و تفضّلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنها عطا نمايد، و آنان را از علم و اراده‏اى برخوردار كند كه به واسطه‏ى آن به

عصمت ‏خدادادي پيامبران وامامان(ع)

راز عصمت چيست؟ اگر عصمت پيامبران و امامان، موهبتى الهى و ناشى از لطف و علم خدادادى است، چرا ما مشمول اين لطف و عنايت واقع نشديم؛ زيرا در اين صورت اگر خدا به ما هم لطف مى‏نمود و علم خدادادى عنايت مى‏كرد، ما نيز معصوم مى‏شديم؟

معصومين(ع) به جهت علم خدادادى و اراده محكم و قوى به مقام مصونيت كامل از گناه يعنى عصمت رسيده‏اند؛ اما اين موهبت خدادادى، ناشى از قابليت و شايستگى ارادى آنان است، يعنى، خداوند مى‏دانست كه عده‏اى از بندگانش - هر چند با استعداد معمولى و در سطح ساير افراد - به اختيار خود، بيش از ديگران و در بالاترين حدّ ممكن از استعداد خود بهره‏بردارى مى‏كنند.

عصمت موهبتي و عدل الهي

تمام پيامبران از طرف خداوند مبعوث شده اند كه بشريت را به سوي رستگاري هدايت كنند و چون اين وظيفه مهم از طرف خداوند بر دوش آنها قرار داده شده است، آنها داراي عصمت ذاتي هستند. يعني به صورت ذاتي، خداوند به آنها ياد داده است چه چيز خوب است و چه چيز بد، چه چيز خير است و چه چيز شر و چه راهي صراط مستقيم است و انسان را به سوي خداوند هدايت مي كند و چه راهي كج است و انسان را از خداوند دور مي كند. از طرف ديگر ائمه اطهار(ع) نيز بعد ازحضرت محمد(ص) داراي اين خصلت هستند با اين تفاوت كه داراي عصمت موهوبي مي باشند. زيرا با وجود اينكه راهنماي بشريت بودند اما به هر حال دين فقط يك پيامبر دارد و پيامبر اسلام هم حضرت محمد(ص) مي باشند و تنها ايشان عصمت ذاتي دارند. يعني وجود عصمت ذاتي لازمه پيامبر بودن و عصمت موهوبي لازمه امام بودن است. در نتيجه به هيچ عنوان حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) گناه نمي كردند و در تشخيص خوب و بد، خير و شر و صراط مستقيم و راه نادرست دچار شك و شبهه نمي شدند. از طرف ديگر هر مسلمان در 24 ساعت شبانه روز 17 ركعت نماز را در 5 نوبت مي خواند. جدا از اينكه افرادي مانند حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) نماز شب 11 ركعتي را نيز مي خواندند. در طول نماز هر مسلمان از خداوند مي خواهد كه «اهدنا الصراط المستقيم؛ ما را به راه مستقيم هدايت كن»، اگر افرادي مانند حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) كه ذاتي در راه درست و مستقيم قرار گرفته اند چرا از خداوند طلب هدايت مي كنند؟ اين چه صراط مستقيمي است كه خود حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) نيز در جستجوي آن هستند؟ و اگر اين صراط مستقيم، اسلام است، با عصمت اين افراد تناقض دارد! كه چنين چيزي امكان ندارد، زيرا در وجود عصمت وي‍‍ژه اي كه اين افراد دارند شكي نيست. پس اين صراط مستقيم چيست كه اين افراد خاص خداوند هم در يافتنش ازخداوند درخواست هدايت مي كنند؟


واقعيت اين است كه ؛اگر چه پيامبر و امامان داراي عصمت هستند. اما حفظ مقام عصمت و ارتقاء مقام علم و معرفت نياز به همت و تلاش دارد.كه نماز و دعا و استغفار معصومان به اين منظور است.جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
[كامل از كد31086]
براى پاسخ به اين پرسش بايد به سه واقعيت، معرفت پيدا كرد. نخست آن كه پيامبران و امامان(ع) داراى اراده بشرى مى‏باشند و براى تحصيل هر چه بيشتر مقامات معنوى، به سعى و تلاش مى‏پردازند و اهل صبر و جهاد و زهد و تقوا و... مى‏باشند.

عصمت و اختيار امامان(ع)

عصمت امامان چگونه با اختيار سازگاراست؟

الف) عصمت انبياء وامامان (عليهم السلام ) بهيچ وجه جبري نبوده وبرخاسته از ايمان قوي و آگاهي هاي برتر آنان است. زيرا آنان نيز مانند ديگر افراد بشر، داراي غرايز و علائق مادي و گرايشات فطري و الهي (هر دو)هستند و - مي‏توانند به اختيار خود راه سعادت يا شقاوت را برگزينند. براي آگاهي بيشتر ر.ك: پيامبران معصومند چرا و چگونه؟
ب ) يافتن پاسخ مناسب اين سؤال در گرو درك درست فلسفي از نظام آفرينش و نظامات طولي و عرضي و نظام ضروري موجودات است. و چون تفصيل مطلب نيازمند آگاهي‏هاي ژرف فلسفي است، از بررسي دقيق آن در يك نامه معذوريم و به ناچار به ذكر چند نكته اكتفاء مي‏كنيم: