عصمت

عصمت جبری ائمه(ع)

يکي از بچه ها پرسيد: با اين اوضاع برابر بودن شرايط رقابت زير سؤال مي رود و برتري ائمه(ع) بر ديگر انسانها زير سؤال مي رود(!) يا به اصطلاح عاميانه ائمه(ع) هنري نکرده اند(!) اگر ما هم(مثلا) اين هم مورد لطف خداوند بوديم و خداوند به ما آموزش علم داده بود(بنابر سوره آل عمران که گفته ...) ما هم بعيد نبود به آنها برسيم ...(!)

اولا، بايد دانست كه عصمت دو جنبه دارد: جنبه اختياري و جنبه موهبتي.

عصمت ازخطا در معصومین

چگونه معصومان، از انجام اشتباه نيز مصون هستند؟

مصونيّت از اشتباه مولود نوع بينش پيامبران است. اشتباه همواره از آنجا رخ مي‏دهد ك انسان به وسيلة يك حسّ دروني يا بيروني با واقعيّتي ارتباط پيدا مي‏كند و يك سلسله صورتهاي ذهني از آنها در ذهن خود تهيّه مي‏كند و با قوّة عقل خود آن صورتها را تجزيه و تركيب مي‏كند و انواع تصرْفات در آنها نمي‏نمايد؛ آنگاه در تطبيق صورتهاي ذهني به واقعيّتهاي خارجي و در ترتيب آن صورتها گاه خطا و اشتباه رخ مي‏دهد. اما آنجا كه انسان مستقيماً با واقعيّتهاي عيني به وسيلة يك حسّ خاص مواجه است و ادراك واقعيّت عين اتّصال با واقعيّت است نه صورتي ذهني از اتّصال با واقعيت، ديگر خطا و اشتباه معني ندارد.

دليل عصمت امامان(ع)

عصمت امامان ما همرديف عصمت پيامبرمان است يا تفاوتي دارد؟ دلايل عصمت امامان غير از ادامه نبوت، آيه تطهير، حديث ثقلين و حديث الحق مع العلي، حديث سفينه نجات و آيه مباهله( اگر از اين دو عصمت استخراج شود) دلايل ديگر چيست؟

در رابطه با دليل اين مسأله ابتدا بايد توجه داشته باشيد كه نوعا در مسائل مختلف سه گونه استدلال وجود دارد: - عقلى - نقلى -حسى. 1) دلايل عقلى در رابطه با امور كلى مى‏باشند و درچنين موردى كه مقايسه دو امر جزئى است نبايد در جست و جوى آن بود. زيرا خارج از قلمرو براهين عقلىاست. 2) دليل حسى نيز وجود ندارد؛ زيرا، اولا: ما نظاره‏گر تمام اعمال و حركات آنها نيستيم تا بامقايسه شهودى از طريق كنش آنها حكم به برترى يكى بر ديگرىنماييم. ثانيا اصلا فضايل و مقامات تجربه پذير نيستند مگر آن كه خواصى از طريق تجربه باطنى حقايقى را دريافت دارند. 3) تنها مى‏ماند دليل نقلى.

امامت و عصمت

چرا چهارده معصوم , ائمه مي شوند و ما انسانهاي معمولي نمي توانيم به آن مقام برسيم ؟ و با توجه به اكتسابي بودن مقام آنها چگونه اينگونه ميشوند؟

براى پاسخ به اين پرسش بايد به سه واقعيت نورانى، معرفت پيدا كرد.
* نخست آن كه پيامبران و امامان(ع) داراى اراده بشرى مى‏باشند و براى تحصيل هر چه بيشتر مقامات معنوى، به سعى و تلاش مى‏پردازند و اهل صبر و جهاد و زهد و تقوا و... مى‏باشند.
* واقعيت نورانى دوم آن كه خداوند متعال به قابليت پيامبران وامامان براى تحصيل مقامات معنوى و شايستگى آنان براى عهده‏دارى مسؤوليت هدايت جامعه علم دارد و در حقيقت همان قابليت و شايستگى آنان است كه موجب برگزيدگى آنان براى امامت شده است. آيات وروايات فراوانى بر اين دو واقعيت گواهى مى‏دهد كه به چند نمونه آن اشاره مى‏شود.

عصمت پيامبران(ع)و امامان(ع)

اگر هيچ انساني نمي تواند کامل باشد پس چطور ائمه(ع) و پيامبران کامل بودند؟ اين ظلم نيست که ما انسانهاي عادي نتوانيم معصوم باشيم؟

آنچه از آموزه های دینی و آموزه های فلسفه و عرفان اسلامی بر می آید این است که هر انسانی با استعدادهای وجودی خاصّی خلق شده و می تواند با عمل به شریعت الهی ، همه ی آن استعدادها را بالفعل نموده به مقام انسان کامل نائل گردد. لکن باید توجّه داشت که انسان کامل بودن بسته به میزان استعداداتی که در افراد وجود دارد ، دارای مراتبی است ؛ یعنی ، به فرض ، اگر کسی دارای هزار استعداد وجودی باشد و دیگری دو هزار استعداد وجودی داشته باشد و هر دو ، همه ی آن استعدادها را بالفعل نمایند ، هر دو انسان کامل خواهند بود ؛ لکن آنکه دو هزار استعداد داشته ، از رتبه ی وجودی بالاتری برخوردار می شود.