منابع و اصطلاحات و شخصيت ها

تعريف سنت الهي

«سنت الهي» در زبان دين به چه معناست؟

آنچه در اصطلاح فلسفه به نام «نظام جهان» و «قانون اسباب» خوانده مي‏شود در زبان دين «سنت الهي» ناميده مي‏شود. قرآن كريم در چند جا گفته است كه:
[هرگز در سنت خدا تغييري نخواهي يافت] احزاب/62 و فتح/23
يعني كار خدا شيوة مخصوص و فرمول ثابتي دارد و تغيير پذير نيست. در سورة فاطر، اين مضمون بطور مكرّر و مؤكّد ياد شده است: َ
«فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْديلاً وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَحْويلاً» فاطر/43

تعريف اجماع

اجماع يعني چه؟ ديدگاه علماي شيعه در اين مورد چيست؟

از نظر علماي شيعه اجماع از آن نظر حجت است كه اگر عموم مسلمين در يك مسئله وحدت نظر داشته باشند دليل بر اين است كه اين نظر را از ناحيه شارع اسلام تلقي كرده اند. امكان ندارد كه مسلمين در يك مسئله اي از پيش خود وحدت نظر پيدا كنند. عليهذا آن اجماعي حجت است كه كاشف از قول پيامبر يا امام باشد.

معنای حيات شهيد

اين که ميگن شهيدان زنده هستند يعني چي؟

در دو آيه از قرآن کريم به صراحت زنده بودن شهداء مطرح شده است :
آيه اول : «وَ لَا تَقُولُواْ لِمَن يُقْتَلُ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتُ بَلْ أَحْيَاءٌ وَ لَكِن لَّا تَشْعُرُون»(1) و به كسى كه در راه خدا كشته شده مرده مگوييد بلكه اينان زندههايى هستند ولى شما درك نمىكنيد.
آيه : «وَ لَا تحَْسَبنََّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون»(2) البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مردهاند بلكه زنده به حيات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود.
آنچه در اين زمينه قطعي مي باشد اين است که مراد زنده بودن جسم شهداء نيست زيرا همه مي دانيم که جسم

زنده بودن شهدا

شهدا زنده هستند يعني چه؟ ولي جواب هاي سؤالات زير تكميل كننده هستند: آيا مرگ همان جدا شدن روح از بدن است؟ يا اينكه جدا شدن، عارضه اي از مرگ است؟ اگر شهدا زنده هستند چرا ما آنها را نمي بينيم؟ آيا اين صحيح است كه چون روح ما وابسته به جسم است و از مجراي آن با عالم رابطه داره ما افراد عوالم غير مادي را نمي بينيم؟ اين سؤالات براي جواب به شبهات مخالفان تدفين شهدا در دانشگاه است.

قبل از پرداختن به اصل جواب لازم است به حيات برزخي و موت اشاره اي داشته باشيم:
انسان با مرگ از بين نمي رود، يعني مرگ نيستي و نابودي نيست، بلكه همچون پلي است كه انسان را از اين دنيا به عالمي ديگر منتقل مي كند. اگر بخواهيم مثالي ضعيف عرض كنيم مي توان انسان را به موشكي تشبيه نمود كه هنگام عبور از جو بخشي از بدنه خود را رها مي كند و با بقيه بدنه خود ادامه مسير مي دهد،‌ البته بين لين تفاوتهايي وجود دارد كه از حوصله اين نوشتار خارج است. انسان نيز در هنگام مرگ بدن دنيوي و حيات دنيوي را از دست داده با بدني ديگر به حيات برزخي خود ادامه حيات مي دهد.

تعريف تقيه

تقیه چیست؟

تقيه از معتقدات کلامي - فقهي شيعه است که ريشه قرآني دارد. در قرآن مجيد در چند آيه به طور صريح (نحل، آيه 106) يا ضمني به تقيه اشاره شده است.
تقيه به معناي پوشيده داشتن اعتقاد از مخالفان به خاطر ضرر ديني يا جاني يا دنيوي است.
تقيه از جهات گوناگون قابل تقسيم است. معروف ترين اين اقسام عبارتند از:
1. اکراهيه: انجام اعمال بر وفق دستورات حاکمي جائر.
2. خوفيه: انجام اعمال و احکام براساس فتاواي مذهب مخالف
3. کتمانيه: پنهان داشتن ايمان در جهت فعالیت و پیشبرد اهداف دینی.
4. مداراتي: رعايت قوانين همزيستي با اکثريت اهل سنت (نقش تقيه در استنباط، نعمت الله صفري، دفتر تبليغات، ص 201).