معرفت شناسی

شناخت در ماترياليسم

حس و تجربه مستقيم فقط در حيطه امور مادي کارايي دارد و از اين راه مي توان صرفا به ماديات پي برد و به چه علت است که مکتب ماترياليسم از اين راه به کسب معرفت مي پردازد؟


درست است كه حس و تجربه تنها در قلمرو امور مادي كار آرايي دارد اما ماترياليست ها هم از اين رو تنها ار حس براي درك حقيقت استفاده مي كنند كه امور غير مادي را كاملا انكار مي كنند و تنها عالم موجود را همان عالم مادي مي دانند. در مورد ديدگاه ماتريالسيت ها در باره شناخت بايد گفت كه آنها با انكار امور ماواء ماده بر اين باورند كه تنها حقيقت موجود ماده است و ما تنها به حواس خود و با تجربه است كه مي توانيم حقيقت را درك كنيم.

پاداش اخروي علم‏آموزي

آيا خواندن علم موجب کسب پاداش اخروي مي شود؟


1- در فضيلت علم و عالم به چند آيه و حديث اشاره مى‏شود. 1. قل هل يستوى الّذين يعلمون و الذين لا يعلمون انّما يتذكّر اولوا الالباب؛ بگو آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏داننديكسانند؟ تنها صاحبان مغز متذكّر مى‏شوند، (سوره زمر، آيه 9). خداى سبحان در اين ايه، خطاب به پيامبرش مى‏فرمايد كه جاهل و عالم مساوى نيست و اين مقايسه‏اى است آشكار ميان آگاهان و ناآگاهان، و عالمان و جاهلان. اين جمله با استفهام‏انكارى شروع شده است و جزء شعارهاى اساسى اسلام است و عظمت مقام علم و عالمان رادر برابر جاهلان روشن مى‏سازد. 2.

شناخت عقلي

آيا به عقل مي توان اطمينان كرد؟ شايد هر آنچه كه عقل مي گويد، اشتباه باشد؟

1. در وجود انسانها ــ اعمّ از افراد عادی ، عرفا و انبیاء ــ به بطور کلّی شش ابزار ادراکی شناسایی شده است که عبارتند از: حسّ ، خیال ، وهم ، عقل ، قوّه کشف و الهام و قوّه قدسیّه که دریافت وحی می کند.
از بین این قوای ادراکی ، قوّه ی قدسیه ، که از گزند هر خطایی مصون می باشد ، مختصّ افراد خاصّی است که آنها را معصوم می نامیم ؛ لذا غیر معصومین از این قوّه محرومند. بنا بر این ، ادراکات وحیانی ، بالذّات تنها برای خود دریافت کننده ی آن حجّت بوده ، حجّیّت آن برای غیر نبی تنها به تأیید عقل است.

نسبيت حقيقت

براي يکي از دوستان خود ثابت کردم که اولا حقيقت ثابت است در عين حال که ادراکات افراد نسبت به آن نسبي است و ثانياً منطقاً اين احتمال وجود دارد که آنچه که فردي درک مي کند دقيقاً مطابق با حقيقت باشد، در جواب من گفت طبق چه اصلي شما مطمئنيد آنچه که درک مي کنيد همان حقيقت است، يعني چون ملاک صحيحي براي مقايسه ادراک ما با حقيقت وجود ندارد پس حقيقت نسبي است. لطفا مرا راهنمايي بفرماييد.


1. دو نگرش اصلی درباره ی نسبیّت حقیقت وجود دارد . برخی از قدما بر این باور بودند که خود حقیقت و واقع خارجی امری متغیّر و غیر مطلق است. لذا معرفت ما نیز نسبت به خارج نمی تواند ثابت باشد. این نظریّه امروزه با استفاده از اصل عدم قطعیّت هایزنبرگ در مکانیک کوانتوم توجیه می شود. اینها ابتدا موجود را خلاصه در مادّه و جسم کرده آنگاه می گویند اساس موجودات بر ذرّات بنیادی (ریز اتمی) مثل الکترون و پروتون استوار است.

رابطه علم و عمل

رشته تحصيلي بنده در دانشگاه، « رياضي » نيست، ولي به دليل علاقه به برخي از قسمتهاي رياضي مثل « هندسه» گاهي اوقات آن را مطالعه مي کنم. سوال من اين است که چگونه مي توانم به علمي که بدست مي آورم(هندسه) عمل نمايم؟ در کل عمل به هر علمي چگونه است؟

هر علمی اغراض و کاربردهای خاصّ خود را دارد که به خاطر آنها پدید آمده است. برای مثال علم پزشکی برای این بنیان گذاشته شده که بوسیله ی آن امراض انسانها درمان شود. یا ادبیات به این جهت اختراع شده که به وسیله ی آن بتوان فرهنگ و اندیشه را به نحو بهتری منتقل نمود. هندسه نیز برای این پدید آمده که قوانین آن در عرصه ی صنعت و ساخت و ساز و امثال آن و همچنین به عنوان ابزاری در علوم دیگر مثل نجوم و فیزیک و ... به کار آید.