معرفت شناسی

اثبات شناخت قلبي

آيا شناخت قلبي (شناختي كه عقل هيچ دخالتي در آن دارد ) قابل اثبات با استدلالات عقلي هست يا خير؟ يعني آيا مي توان با استدلال ثابت كرد كه چنين شناختي وجود دارد؟ شما به اشتباه به اين پاسخ داده بوديد كه آيا مي توان معرفت هاي قلبي را در قالب استدلالات عقلي بيان كرد يا خير؟!!

شناخت حضوري ، يا قلبي است يا غير قلبي. شناخت هاي حضوري غير قلبي عمدتا ادراكاتي بديهي هستند و شناخت بديهي بي نياز از اثبات عقلی است؛ چون اين گونه از شناختها از حيث يقيني بودن اقوا از شناختهاي نظري عقلي بوده و به نوعي مقدم بر شناخت عقلي هستند. اما شناخت قلبي به معناي مكاشفه و شهود- با درجات مختلف آن- عمدتا از علوم اكتسابي و غيربديهي هستند.

خطاناپذيري علم حضوري

در مورد شناخت قلبي يا همان علم حضوري دو سؤال براي من مطرح است: 1. آيا شناخت قلبي يا معرفت باطني كه استدلال عقلي در آن راه ندارد از طريق عقل و برهان قابل اثبات است يا تنها با تجربه و درك آن مي توان به وجود آن پي برد؟ 2. آيا اين نوع معرفت منحصر به شناخت خداست يا مي توان قلبا به موضوعات ديگر نيز معرفت پيدا كرد؟

شناخت (علم) يا حصولي است يا حضوري و شناخت حضوري يا قلبي است يا غيرقلبي.
براي مثال علم ما به اين كه گرسنه يا تشنه يا شاد يا غمگين هستيم شناخت حضوري است ولي قلبي نيست. بنابراين شناخت قلبي قسمي از شناخت حضوري است.
شكي نيست كه شناخت حضوري به همان كيفيت كه حضورا ادراك مي شود با عقل قابل درك نيست. چون شناخت عقلي، شناخت حصولي و مفهومي است در حالي كه شناخت حضوري غيرمفهومي است. در شناخت حصولي معلوم به واسطه مفهوم شناخته مي شود ولي در شناخت حضوري خود معلوم در نزد عالم (نفس) حاضر است. اما اين بدان معنا نيست كه شناخت هاي حضوري قابل عقلي شدن نيستند.

معرفت شهودي

معرفت شهودي يعني چه و رابطه آن با علم شهودي چگونه است آيا خدادادي است؟

شناختهاي انساني را از يک ديدگاه مي توان به چهار قسم، تقسيم کرد:
1. شناخت تجربي و علمي(به اصطلاح خاص). اينگونه شناخت با کمک اندامهاي حسي به دست مي آيد هر چند عقل نيز نقش خود را در تجريد و تعميم ادراکات حسي، ايفا مي کند. شناختهاي تجربي در علوم تجربي مانند فيزيک و شيمي و زيست شناسي، مورد استفاده قرار مي گيرد.
2. شناخت عقلي، اينگونه شناخت بوسيله مفاهيم انتزاعي (مقولات ثانيه) شکل مي گيرد ونقش اساسي در به دست آوردن آن را عقل، ايفاء مي کند هر چند ممکن است بعضا از مقدمات قياس، استفاده شود. قلمرو اين شناختها منطق و علوم فلسفي و رياضيات را در بر مي گيرد.
3. شناخت تعبدي.

تشخيص حقيقت

براي پيدا كردن راه حقيقت چه بايد كرد؟


حقیقت برای افراد ، به حسب موقعیت آنها نسبت به حقیقت مطلق متفاوت است ؛ لذا راه پیدا نمودن حقیقت نیز برای هر کسی بسته به موقعیت او نسبت به حقیقت مطلق متفاوت خواهد بود.
اگر شخص حقیقت جو ، در وجود خدا شک دارد ، حقیقت برای او یعنی یقین پیدا کردن به وجود خدا؛ و راه رسیدن به این یقین برای چنین شخصی ، برهان عقلی است ؛ چنین کسی باید فارغ از هر گونه پیش داوری و رها از تأثیر سخنان منکرین خدا، به سراغ براهین متعدّد اثبات خدا که در کتب متکلمین و فلاسفه خداپرست وجود دارد برود ؛ و آن براهین را بر عقل منطقی خود عرضه نماید ؛ و اگر آن براهین را موافق با عقل خود یافت بپذیرد.

اهميت تاريخ علم

چرا تاريخ علم برايمان از اهميت برخوردار است؟


تاريخ علم به اين معنا است كه مي خواهيم ببينيم از آغاز تا به امروز در باره اين موضوع چه نظريه هايي داده شده است و هدف از اين كار اين است كه ما مي خواهيم از اين مقطع شروع به پيشرفت دادن به علم بكنيم .اگر بخواهيم از صفر شروع كنيم كار نابخردانه است . به عنوان مثال ؛ مي خواهيم دو چرخه بسازيم ؛براي اين كار تمام طرحهايي را كه پيش از اين بوده در نظر مي گيريم و پس از آن يك طرح جديد مي ريزيم و دو چرخه جديد مي سازيم و به اين صنعت پيشرفت مي دهيم . اگر از صفر شروع كنيد كار شما را غير خردمندانه مي شمارند .