معرفت شناسی

عشق و عقل

رابطه بين عشق و عقل چگونه است ؟

عقل موهبتي خدادادي است كه درانسانها ميزان ومقدار آن متفاوت و متغير است . بطور مثال به پيامبر اسلام (ص) عقل كل و عقل كامل مي گويند .
البته عقل قابل رشد و كمال مي توان باشد آنهم از طريق كسب علوم ومعارف مفيد و بكار گرفتن عقل در تمام مراحل و زواياي زندگي كه چنين عقل به مرور زمان قابل رشد و بلوغ و تكامل خواهد بود .
چه بسا انسانهائي صاحب عقل و خرد بوده اند ولي از اين موهبت الهي بدرستي و بطر صحيح استفاده نكرده اند كه بمرور زمان دچار جمود و ركود و تعصب و تنزل شده اند به دره جهالت سقوط نموده اند .

تعدّد قرائت از دين

نظر شما در مورد تعدّد قرائت از دين چيست؟

ابتدا بايد ديد منظور از نظريه قرائت پذيرى دين يا قرائت‏هاى مختلف از دين چيست؟ رويكرد رايج اين نظريه بر آن است كه: 1. نصوص دينى قابل فهم‏ها و تفسيرهاى متعدد و چه بسا بى‏نهايت مى‏باشد.2. همه فهم‏ها از اعتبار يكسانى برخوردار است و ترجيحى براى يك فهم نسبت به ديگرى نيست. پس نمى‏توان هيچ گونه فهم رسمى، ثابت، صائب و مطلق از دين داشت كه بر همگان حجت باشد.3. متون دينى فاقد معنا است و معنا جامه‏اى است كه ما بر تن آن مى‏پوشانيم و به آن مى‏دهيم. اين گمانه كه در نهايت به انكار ارزش معرفت دينى مى‏انجامد از جهاتى چند مخدوش است، از جمله: يكم. نه تنها نصوص دينى، بلكه هيچ سخن و گفتارى هر تفسيرى را برنمى‏تابد.

قرائت مختلف از دين

منظور از «قرائت از دين» چيست؟ اگر به گفته برخي از علماي ارجمند يک قرائت از دين وجود دارد علت ايجاد فرقه هاي ديني (شيعه، سني، اشاعره، معتزله، ...) چيست؟ «که هر کدام قرائت مخصوص خويش را دارند»

آنچه از سوي علما و صاحب نظران گفته شده است حقانيت يك قرائت است و همگي بايد به دنبال يافتن آن قرائت حق باشند. اگر چه قرائت هاي مختلف از دين وجود دارد. به همين جهت برخي عقايد اشاعره يا معتزله باطل دانسته شده است.
اما آن چه از سوي برخي صاحب نظران پلوراليسم مطرح مي شود، حقانيت قرائت هاي مختلف در كنار همديگر مي باشد.
براي توضيح بيشتر، لازم است که پيش از ورود به بحث، معناي قرائت هاي ديني و تاريخچه آن را روشن کنيم.

قرائت مختلف از دين

نظريه قرائت‏هاى مختلف از دين، تا چه اندازه داراى وجاهت عقلى و پشتوانه علمى و منطقى است؟

ابتدا معناى قرائت‏هاى دينى و تاريخچه آن بيان مى‏گردد. معناى قرائت‏پذيرى‏ امكان يا ضرورت تفسير در سنت‏هاى دينى (چون سنت دين اسلام )، بر اين مبنا قرار دارد كه ما در متون دينى يا ادبى و تاريخى، با معانى فراتر از معناى ظاهرى يا بى‏واسطه سر و كار داريم. پيش فرض ضرورى براى تفسير، اين است كه متن داراى معنايى اصيل است و هر معنايى را بر نمى‏تابد و از آن نمى‏توان تعابير متناقض ارايه داد. بنابراين هر تفسيرى را نمى‏توان بر متن مورد نظر، تحميل كرد.

علم نافع جهت رسیدن به کمال

در رسيدن به کمال يعني عين پيامبر(ص) شدن کدام علم از همه در بين علوم مفيدتر و سازنده تر است؟ يا اين طور بگويم که آيا پرداختن به علوم دنيا براي معيشت و خدمت به مردم به خاطر خدا اولويت دارد براي سلوک و کمال يا علوم ديني و عرفاني را خواندن؟ يعني اگر کسي به علوم دنيايي رو آورد و به مطالعه و تحقيق و اختراع و پژوهش دست بزند با کسي که علوم عرفاني مي خواند و تمام فکر و ذکرش معنوي است در صورت اخلاص با يک سرعت به هدف مي رسند و يا اصلا به يک هدف مي رسند يا نه اولي نمي تواند با وجود اين کار ها به آن هدف اصيل برسد و يا مي شود برسد اما اولي اين است که رها کند و به کساني وا گذارد که که دنبال کمال به آن صورت نيستند و از اين مي شود نتيجه گرفت که وقتي امام زمان(عج) مي آيند و 25 باب ديگر علم را باز مي کنند و تکنولوژي را بسيار بيش از حالا پيشرفت مي دهند؟ اين توسط کساني انجام مي شود که دنبال سلوک و کمال نيستند و اگر کسي بخواهد سلوک کند امام(عج) به او خواهد گفت که بهتر است اين علوم را به ديگران واگذارد و دنبال علم دين برود؟

در اين که همه انسانها مي توانند مسير کمال را طي کنند و به کمال لايق خود برسند ترديدي نيست ولي رسيدن به غايت کمال پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و عين آنها شدن از محالات است. همه مي توانند خليفه الله شوند ولي خلافت کليه مطلقه خاص چهارده معصوم است؛ واحدي از انبياء و اولياء و مقربين را به آن مقام راه نيست.