عالم قیامت

تكامل روز قيامت‏

آيا تكامل در عالم حشر وجود دارد؟

آيات و روايات، گوياى اين حقيقت است كه حركت و تكامل در عوالم بالاتر از برزخ نيز وجود دارد، حتى خود انتقال از عالم برزخ به عالم حشر، به جاى خود، يك تحوّل تكاملى و سرفصلى از حركت كلى تكامل است؛ چرا كه با تحقّق مرگ برزخى (نفخ صور اول)، ارواح از نظام برزخ به نظام بالاتر و نخستين عالم از عوالم حشر، وارد مى‏گردند و از نظام برزخى رها مى‏گردند.
اين انتقال خود در حركت صعودى به سوى حضرت حق، يك تحوّل تكاملى بزرگ براى روح است. روح با اين تحوّل و اين سرفصل، هم در مرتبه بالاترى، چهره اصلى خود را يافته و هم از مرتبه نازله برزخى خود، به مرتبه عالى‏تر ارتقا مى‏يابد.

زمان قيامت‏

وقتى انسان مى‏ميرد، چه مدتى طول مى‏كشد تا قيامت شود؟

«علم به قيامت» بنابر آيات قرآنى، فقط «عنداللَّه» است و قابل ظهور براى ديگران نيست: وَ يَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «1» «و مى‏گويند:

مواقف قيامت‏

مواقف قيامت چگونه است؟! چه كنيم كه از سختى‏هاى مراحل قيامت رها شويم؟

بايد دانست قيامت نيز همانند دنيا داراى نظام است؛ براساس روايات، قيامت داراى مواقف پنجاه گانه است و هر ايستگاهى به نوعى از اعمال رسيدگى مى‏شود و در حقيقت عالم قيامت، پرده نمايش و ظهور اعمال و عقايد ما در دنيا است. همچنان كه در دنيا ما در عرصه‏هاى مختلف زندگى شخصى، خانوادگى، اجتماعى و عبادت و ... رفتارهاى گوناگونى داشتيم؛ در آنجا نيز ايستگاه حق اللَّه،

تصور قيامت‏

چگونه ما با اينكه قيامت را نديده‏ايم، در مورد آن صحبت مى‏كنيم؟

ما درباره خيلى از مسائل، سخن مى‏گوييم؛ در حالى كه آنها را مشاهده نكرده و با ابزار حسّى، به شناختشان نايل نشده‏ايم. حتى مسئله خداشناسى- كه مهم‏تر و اصلى‏تر از مسئله فرجام‏شناسى و قيامت است- از جمله مسائلى است كه بدون رؤيت حسّى خداوند، درباره‏اش گفت‏وگو مى‏كنيم. پس آيا اين همه مباحث درباره خدا، بيهوده و لغواست؟ اگر شناخت، تنها در «شناخت حسى»، و ابزار شناخت تنها در «ابزار حسى» محدود و منحصر بود؛ مى‏توانستيم بگوييم‏ كه چون ما قيامت را به ابزار حسّى نديده‏ايم، سخن از چند و چون و اثبات و كم و كيف آن لغو است و اصلًا قيامت، يك توهّم باطل و ساخته خيال است!

يوم ‏المعلوم

يوم المعلوم كه خداوند تا آن روز به شيطان مهلت داده چه روزي است ؟

از آيه شريفه ( ( الي يوم الوقت المعلوم ) ) فهميده مي شود كه روز معلوم غير از روز بعث است ؛ اما اين كه يوم معلوم چه روزي است و آيا براي خود ابليس مشخص است يا نه ؟ قضيه روشن نيست و ابهام دارد.امام صادق ( ع ) مي فرمايد : ( ( ولكن الله عز وجل انظره الي يوم يبعث فيه قايمنا فياخذ بناصيته و يضرب عنقه فذلك اليوم هوالوقت المعلوم ؛ خداي عز و جل او را تا روزي كه قايم ما برانگيخته گردد مهلت داد پس به هنگام قيام قايم ، آن حضرت ناصيه شيطان راگرفته و گردن او را مي زند و آن روز يوم وقت معلوم است ) ) ، تفسير الميزان ، ذيل آيه شريفه )