مباحث فلسفی

تعريف مغالطه

مغالطه چیست و انواع آن کدام است؟ لطفا منابعی جهت آشنایی با منطق و تفکر انتقادی معرفی فرمایید.

سفسطه: به کارگيري مقدمات وهمي در استدلال (قياس) را که به نتيجه اشتباهي مي انجامد، سفسطه گفته مي شود. اين امر از آن روست که قياس (استدلال منطقي) بر مقدماتي با ويژگي هاي خاصي استوار مي باشد که بي توجهي به خصوصيات مزبور در مقدمات فرايند نتيجه گيري را با چالش روبه رو مي سازد. بررسي شرايط ياد شده ضمن فني و تخصصي بودن، داراي گستره زيادي است که در گنجايش اين پاسخ نمي گنجد از اين رو شايسته است براي آگاهي از آنها به کتاب هاي منطق بازگشت نماييد (جعفر سبحاني، فرهنگ معارف اسلامي، زير عنوان هاي سفسطه و مغالطه).

سنخيت علت و معلول

آیا میان خدا و معلولات سنخیت وجود دارد؟ اگر وجود دارد چگونه سنخیتی است؟

سنخيت علت و معلول ترديدى نيست كه هر معلولى از هر علتى بوجود نمى‏آيد و حتى ميان پديده‏هاى متعاقب يا متقارن هم هميشه رابطه عليت برقرار نيست بلكه عليت رابطه خاصى است ميان موجودات معينى و به ديگر سخن بايد ميان علت و معلول مناسبت‏خاصى وجود داشته باشد كه از آن به سنخيت علت و معلول تعبير مى‏شود اين قاعده نيز از قضاياى ارتكازى و قريب به بداهت است كه با ساده‏ترين تجربه‏هاى درونى و بيرونى ثابت مى‏گردد . اما سنخيت و مناسبتى كه بين علت و معلول لازم است در مورد علتهاى هستى بخش و علتهاى مادى و اعدادى تفاوت دارد در مورد اول ويژگى اين سنخيت را مى‏توان با برهان عقلى اثبات كرد و تقرير آن اين است .

چگونگی آفرينش ماده از خدای مجرد

چگونه خداوند با وجود مجرد بودن خود مي تواند ماده را بيافريند؟

خداوند موجودي است مجرد و غير مادي، از اين رو آنچه مي آفريند بايد با او سنخيت داشته باشد؛ يعني از خداوند تنها ممکن است موجودي مجرد صادر شود نه موجودي مادي و غير مجرد، چرا که در خداوند ماده اي نيست تا از داشته هاي خود بدان دهد. آنچه را خداوند داراست تجرد و غير مادي بودن است و هيچ مولفه مادي در او راه ندارد، حال سؤال اين است: خداوندي که فاقد ماده است چگونه آنچه را که خود ندارد به ديگري مي دهد و در واقع خداوندي که مجرد است چگونه موجودي مادي را خلق مي نمايد؟!!
در اينجا در مقام بحث و گفتگو بايد به چند نکته اشاره کرد:

شبهه اعاده معدوم

شبهه اعاده معدوم چيست؟

شبهه اعاده معدوم در ارتباط با معاد جسماني مطرح مي شود و بدين گونه که بعضي ها مي گويند چون جسم انسان به کلي نابود مي شود، بازگشت آن در قيامت از قبيل اعاده معدوم است، و مي دانيم که اعاده معدوم محال است پس نتيجه آن مي شود که معاد جسماني با مشکل مواجه مي شود.

رابطه عالم ماده با مجردات

سلام من سوال فلسفي داشتم مي خواستم راهنماييم كنيد 1--ما مي گم موجودات عقلي به موجودات مثالي وجود ميدهند و عالم مثال هم علت فاعلي موجودات عالم ماده هست مگر همه انها واجب الوجود بالغير نيستند پس چگونه مي توانند به هم وجود دهند ؟ مگر يك ممكن الوجود بالذات كه ذاتا وجودي جز وجود عاريتي ندارد چگونه به ممكن الوجود ديگري وجود مي دهد؟ يعني ما وجودمان را مستقيما از واجب الوجود نمي گيريم؟ يعني وجود ما از واجب الوجود نيست؟ و از يك ممكن الوجود مثالي هست؟ 2--وجود عقلي و مثالي ما محصور زمان نيست و قديم زماني و حادث ذاتي است اما وجود مادي ما حادث زماني است خوب وجود مادي ما مگر معلول وجود مثالي ما نيست؟ پس چگونه معلول از علت تخلف كرده است و حادث شده است؟

سلام
اولا: موجودات مثالي به موجودات مادی افاضه وجود نمی كنند بلکه بر یک مبنا عقل فعال که اخرین سلسله طولیه عقول است به موجودات مادی افاضه وجود مینماید و مدبر انهاست و در مبنای دیگر که قائل به عقول عرضیه هستند رب النوع و مثل نوری به موجودات مادی افاضه وجود می نمایند.
البته عالم مثال نیز از عالم عقل صادر مشود ولیکن با این تفاوت که عالم ماده از حیث ضعف عقل فعال یا رب النوع صادر می شود و عالم مثال از حیث قوت ان .
ثانیا:بنا بر قول ادق ، عقل فعال یا مثل افلاطونی مجلا و کانال فیض واجب الوجود به عوالم مادن خود می باشد نه اینکه خود به حیثیت اطلاقیه فیضان وجود نماید .