مباحث فلسفی

فرق ميان منطق جديد و منطق قديم

فرق ميان منطق جديد و منطق قديم چيست؟

منظور از منطق قديم همان منطق ارسطويي است. منطقي که قواعد آن را ارسطو حدود 4 قرن قبل از ميلاد وضع کرد. اين منطق در قرن 2 هجري با شروع نهضت ترجمه آثار يوناني به جهان اسلام وارد شد و 2 قرن بعد يعني قرن 4 هجري با کارها و ابداعات ابن سينا به اوج خود رسيد. منطق ارسطويي در يونان همچون رودي بود که چون به جهان اسلام رسيد به دريايي عميق تبديل گشت. بايد خاطر نشان کنيم که منطقي را که ابن سينا ارائه کرد هر چند که ارسطويي بود اما وي هيچ گاه مقلد و شارح ارسطو نبود. وي هيچ کتابي در شرح و تفسير ارسطوئيان قبل از خود به نگارش در نياورد برخلاف کساني چون فارابي و ابن رشد که عمدتا در اين مورد شارح ارسطو هستند.

فلسفه امام صادق(ع) و فلسفه ارسطو

آيا مباحث فلسفي امام صادق(ع) نظريه هاي فلسفي سقراط و افلاطون و ارسطو بود؟

انسان همواره براساس کشش فطري خود در صدد بود تا از اسرار آفرينش جهان مطلع گردد و حقايق را از خيالات باز شناسد. دريابد که آيا هستي مبدا و غايتي دارد، متناهي است يا نامتناهي؟ ايا او مجبور است يا مختار ؟ و آيا جهان را خالقي است يا نه؟ و ...
هر چند که در بيشتر موارد به پاسخ قانع کننده اي دست نمي يافت و عقلش قادر نبود درباره اين امور قضاوت صحيحي بکند، هيچ گاه از تلاش و کاوش فکري درباره اين مسائل باز نيستاد. و همين کشش فطري است که فلسفه را که همان شناخت حقايق موجودات است براي بشر به وجود آورد.

برهان صديقين

در مورد برهان «صديقين» توضيح دهيد؟

برهان صديقين از ديدگاه فلاسفه
مفهوم لغوى «صديق‏»
واژه شناسان، معانى مختلفى براى «صديق‏» ذكر كرده‏اند. راغب اصفهانى مى‏گويد: «الصديق من كثر منه الصدق وقيل بل يقال لمن لا يكذب قط وقيل بل لمن لا يتاتى منه الكذب وقيل بل لمن صدق بقوله واعتقاده وحقق صدقه بفعله‏». (1)
طريحى سه معنا براى اين واژه بيان كرده است:
1. كثير الصدق;
2. المداوم على التصديق بما يوجب الحق;
3. الصديق الذى عادته الصدق. (2)

فرق وهم و خيال

فرق وهم و خيال در چيست؟

وهم در ادبيات فلسفي در مقابل عقل است. عقل مدرك معاني كليه است مانند علم كلي و دوستي كلي، ولي وهم مدرك معاني جزئيه است، مانند دشمني و دوستي افراد خاص. كار قوه خيال صورتگري است. قوه خيال نيز صور محسوسات را تركيب و تصور مي كند.
توضيح بيشتر:

روح جمادی و حيواني و گياهي

از نظر قرآن و فلسفه، آيا جماد و حيوان و گياه هم روح دارند؟ اگر روح دارند تفاوت روح جمادی و حيواني و گياهي با روح انساني در چيست؟

در اصطلاح فلسفى از روح به نفس تعبير مى‏شود. بنا به نظر فلاسفه مسلمان قواى نفسانى بر سه قسم است:
1- نفس نباتى كه كمال اول براى جسم طبيعى در سه جهت تغذيه و رشد و توالد است.
2- نفس حيوانى كه كمال اول براى جسم طبيعى در دو جهت درك جزئيات و حركت ارادى است.
3- نفس ناطقه يا نفس انسانى كه كمال اول براى جسم طبيعى از جهت ادراك كليات است.