مباحث فلسفی

معناي ما بعد الطبيعه

ما بعد الطبيعه چيست؟

منظور از ما بعد الطبيعه علم وجود شناسي يا فلسفه است. اولين مساله‏اى كه لازم است درباره فلسفه بدانيم اين است كه فلسفه چيست؟
قبل از اينكه به اين پرسش پاسخ دهيم، نظر به يك عده خلط مبحثهايى كه در پاسخ اين پرسش واقع شده است ناچاريم مقدمه‏اى كوتاه در باره مطلبى كه معمولا در كتب منطق ذكر مى‏شود بياوريم:
تعريف لفظى و تعريف معنوى
منطقيين مى‏گويند: آنگاه كه از چيستى يك شى‏ء پرسش مى‏شود مورد پرسش مختلف است.

ارتباط ازلي بودن و ابدي بودن

يکي از موارد شبهه معاد جسماني شبهه بنايي است که قائل شده اند نفس انسان ازلي نيست پس ابدي نخواهد بود. حال چه ارتباطي بين ازلي بودن و ابدي بودن و چه ارتباطي بين ازلي نبودن و ابدي نبودن وجود دارد و چگونه مي توان از ازلي نبودن ابدي نبودن را نتيجه گرفت؟

ازلي بودن يعني آنكه چيزي از ازل و ابتدا وجود داشته باشد و وجودي مقدم بر وجود او نباشد و ابدي بودن يعني اينكه چيزي براي هميشه به حيات خود ادامه دهد و وجود داشته باشد.
آنكه هم ازلي باشد و هم ابدي باشد داراي وجودي سرمد است و اين صفت مخصوص خداوند است. آنچه لباس وجود به خود مي گيرد امكان ندارد لباس عدم را بپوشد و آنچه از كون و فساد يا وجود و عدم در عالم طبيعت مي بينيم در حقيقت ايجاد و فناء نيستند بلكه تغيير و حركت و از صورتي ديگر در آمدن هستند.

پديدار شناسي

پديدار شناسي چگونه مطالعه اي است و منظور از پديدار چيست؟ لطفا با مثال و زباني ساده توضيح بفرماييد.

الف) «پديدارشناسى»(Phenomenology) به طور اعم، رابطه ذهن و عين را در پرتو تازه‏اى مطرح كرده، درباره جايگاه علوم عينى و اثباتى و فهم دنيايى مدرن از خود و اصالت و معنادارى اين خود فهمى، به نقد و ارزيابى مى‏پردازد. در واقع شاخه‏اى از پديدارشناسى، پاسخ‏دهى به اين مسأله يا مسائل را بر عهده دارد:
1- آيا خودفهمى علمى دنياى مدرن قابل اتكا است؟ و يا اين كه براى فهم خود فهمى علمى جهان مدرن، (يعنى براى يافتن منشأ معنا) به طور كلى، بايد به چيزى بنيادى‏تر مراجعه كرد؟

معناي حکمت

حکمت چيست؟

واژه حکمت در قرآن کريم:
واژه حكمت، چنان كه در فرهنگ‏نامه‏ها از جمله «مفردات راغب آمده، به معناى رسيدن به حقيقت به وسيله علم و عقل است. علامه طباطبايى درباره معناى واژه حكمت مى‏گويد: حكمت [به اصطلاح نحوى] بناء نوع است يعنى نوعى از محكم كارى يا كار محكمى كه سستى و رخنه‏اى در آن راه ندارد و غالبا در معلومات عقلى واقعى كه ابدا قابل بطلان و كذب نيست استعمال مى‏شود، (علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ج 3، ص 395).

سنت فلسفي

منظور از سنت فلسفي چه مي باشد؟

دو معنا براي «سنت فلسفي» مي توان در نظر گرفت:
1. سنت به معناي «قواعد فلسفي» و به تعبير ديگر قوانين و سنن متافيزيکي حاکم بر هستي مانند قاعده عليت.
2. سنت فلسفي به معناي «مکاتب فلسفي»
جريان بي رنگ و سيال خردورزي آدمي، آن گاه که در بسترهاي گوناگون تربيتي، فرهنگي، جغرافيايي،‌ نژادي و جرايت ها جاري شد، تنوع و تفاوت را برتابيده، طيفي از سنت هاي گوناگون فلسفي را پيش رو مي نهد. مثل سنت فلسفي هند، چين، يهودي و ... .