مباحث فلسفی

زمان مجرد

زمان مجرد از ديدگاه الهي، در اين باره توضيح دهيد.

درباره حقيقت زمان آراء متفاوتي بيان شده است. برخي گفته اند زمان يک جوهر جسماني [فلک] است. به عقيده گروهي جوهري مجرد است. برخي قائلند مقدار وجود است. در نظر عده اي مقدار حرکت فلک اقصي است و به رأي عده اي مقدار حرکت است مطلقا (طبيعيات شفا ، فن اول، مقاله دوم، فصل دهم، اسفار، ج 3، ص 148 - 141).
و بعضي زمان را صورت ذهني مي دانند که ذهن به اشياء حين ادراک مي پوشاند و به نظر برخي زمان يک امر خيالي و موهوم است (فضا و زمان در فيزيک و متافيزيک، شاهرودي، نقل از طبيعيات شفا، فصل دهم).

سیر فراگيري فلسفه

در آموختن حکمت الهي و فلسفه مسيري را نشانم دهيد (غير اکادميک).

در پاسخ به اين پرسش به چند نکته اشاره مي شود:
1. آموختن حکمت الهي و فلسفه نيازمند آموختن يک سري از مقدمات و علوم ابزاري است نظير يادگيري علم «منطق». دانش منطق به عنوان خادم علوم، نقش بسيار مؤثري در يادگيري فلسفه دارد. زيرا دانش فلسفه بر برهان و استدلال و تعريف حقايق مبتني است، از سوي ديگر روش صحيح استدلال نمودن و تعريف کردن يک مفهومي، فقط در علم «منطق» مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. لذا شايسته است پيش از ورود به فلسفه، به يادگيري علم «منطق» پرداخته شود.
همچنين در پاره اي موارد، يادگيري مباحث «معرفت شناسي» (Epeistomology) براي آموختن فلسفه (حکمت الهي) ضروري به نظر مي رسد.

روح حشرات

آيا حشرات روح دارند؟

عقل و نقل بر اين نكته اتفاق دارند كه حيوانات نيز داراى روح مجرد مى‏باشند كه پس از مرگ نابود نمى‏شود و در قيامت محشور مى‏گردد. اما در اصطلاح فلسفى از روح به نفس تعبير مى‏شود. بنا به نظر فلاسفه مسلمان قواى نفسانى بر سه قسم است:
1- نفس نباتى كه كمال اول براى جسم طبيعى در سه جهت تغذيه و رشد و توالد است.
2- نفس حيوانى كه كمال اول براى جسم طبيعى در دو جهت درك جزئيات و حركت ارادى است.
3- نفس ناطقه يا نفس انسانى كه كمال اول براى جسم طبيعى از جهت ادراك كليات است.

تنافی تصادم و علت غايي

آيا در عالم خلقت «تصادف» وجود دارد و در صورت وجود آيا با اصل عليت غايي منافات ندارد؟

وقتي ما ميگوييم نظام، نظام غايي است يعني در طبيعت اشيا، حركت به سوي هدف و غايت و انتخاب وجود دارد، طبيعت مسخر است. براي اينكه طبيعت در مسير خودش قرار بگيرد، مقدمات و شرايطي از روي تصادف به وجود بيايد مانعي ندارد. اينها با اين اصل كه طبيعت يك مسير غايي و [به سوي] هدفي را طي مي‎كند منافات ندارد. تازه اينهايي هم كه ما به آن مي‎گوييم تصادف، اين تصادفها هم نسبي است؛ از يك نظر اينها تصادف است ،از يك نظر كلي تر وبا يك ديد كلي تراگر ما نگاه كنيم هيچ چيزي تصادف نيست همان تصادفها هم كه ما خيال مي‎كنيم تصادف است تصادف نيست.

نظر اهل بیت در مورد فلسفه

فلسفه چيه؟!؟ آيا امر و نهي اي از امامان(ع) در مورد فلسفه داشته ايم!؟ به چه دردي مي خوره!؟ و فرق فلاسفه ديني و غربي چيست و كلا در مورد فلسفه توضيح دهيد!؟

در حقيقت، هيچ گاه نمي توان گفت فلسفه چيست؛ يعني هيچ گاه نمي توان گفت: فلسفه اين است و جز اين نيست؛ زيرا فلسفه، آزاد ترين نوع فعاليت آدمي است و نمي توان آن را محدود به امري خاص كرد. عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روي زمين است و در طول تاريخ تغييرات فراواني كرده و هر زمان به گونه اي متفاوت با ديگر دوره ها بوده است، با اين حال مي كوشيم تا جايي كه بتوانيم، فلسفه را معرفي كنيم.

واژه فلسفه
واژه فلسفه philosophy يا فيلوسوفيا كه كلمه اي يوناني است، از دو بخش تشكيل شده است: فيلو به معني دوستداري و سوفيا به معني دانايي.