مباحث عرفان نظری

شرور از نگاه عرفاني

شرور در جهان بيني عرفا چه جايگاهي دارد و آيا مطابق با مباني عرفان نظري مي توان به پاسخي جامع در خصوص علت راه يابي شرور در نظام هستي دست يافت يا خير؟

در جهان بینی عرفانی هیچ جایگاهی برای شرور وجود ندارد تا بخواهیم برای آن توجیه یا پاسخی بیابیم. از نگاه عرفان وجود تنها منحصر در ذات باری تعالی است (وجود واحد شخصی است) و غیر خدا وجود نیستند بلکه مظاهر وجودند.
به عبارت دیگر موجودات عالم ظهور اسماء و صفات باری تعالی هستند در مرتبه ی فعل. لذا هیچ موجودی حقیقتاً شرّ نیست و اگر شرّی در عالم دیده می شود اعتباری بوده ناشی از درک ناقص بشر است.در علم کلام اسلامی و فلسفه ی مشّائی ، کثرت موجودات عالم ، امری کاملاً حقیقی شمرده می شود.

چشم برزخی

لطفا در مورد چشم برزخي توضيح دهيد؟ آيا معني اش اين است که کساني که چشم برزخي دارند از احوال کساني که مرده اند و در برزخ به سر مي برند با خبر مي شوند و با نگاه كردن به ديگري، از دورن او آگاه مي شوند و شخصيت دروني او را مي بينند، آيا اين درست است؟ چگونه امكان دارد؟!

نخست بايد دانست در اصطلاح فلسفه و كلام و عرفان، عالم برزخ عالمي فراتر از عالم دنياست. لذا به هر مقدار ما از دلبستگي و وابستگي به دنيا و ماديات دور شويم به عالم مافوق آن بيشتر دسترسي مي يابيم. بنابر آن چه از آيات و روايات به دست مي آيد كساني كه در مرحله اي قرار مي گيرند كه در آستانه مرگ و در حال قطع رابطه با دنيا هستند مي توانند پرده هايي از عالم برزخ را مشاهده كنند و يا كساني كه با گرايش به معنويات و دوري از ماديات به قدرت روحي و معنوي مي رسند، مي توانند شخصيت دروني افراد را كشف مي كند با اين تفاوت كه مشاهده پرده هايي از عالم برزخ در آستانه مرگ غيراختياري و اجباري است.

راه ورود به مسير عرفان

راه ورود به مسير عرفان چيست؟

اگر مقصود شما «عرفان نظرى» باشد، براى كسب آن فراگيرى منطق، يك دوره فلسفه اسلامى و سپس برخى از متون عرفان نظرى - چون تمهيد القواعد ابن تركه يا فصوص الحكم ابن عربى - نياز است.
امّا اگر منظور شما «عرفان عملى» است؛ در يك نگاه كلى با دو مرحله مى‏توان به مسير عرفان عملى وارد شد:

مرحله نخست.
كوشش در تحصيل علم كامل به صراط قرآنى است؛ يعنى، طريق ارائه شده در متون اسلامى را آن چنان كه هست، بشناسد.

مرحله دوم.

مقامات عارفان

مقامات و احوال در كلمات عرفا به چه معنا است؟

براى «مقام» و «احوال» تعاريف گوناگونى در كتاب‏هاى اهل عرفان مطرح شده است‏ به عنوان نمونه نگا: حياة القلوب فى كيفية الوصول الى المحبوب ...(هامش)، ج‏2؛ قوت القلوب، ص‏74؛ رساله كلمة التصوف، ص‏292؛ احياء علوم الدين، ج‏4، صص‏139 و ص‏152؛ تذكرة الاولياء، ص‏440. به طور كلى فرق «احوال» با «مقامات» در رسوخ و عدم آن است. اگر امرى در سالك وجود داشته ولى غير ثابت باشد، به آن حال گويند و اگر راسخ و ثابت باشد «مقام» گويند.

علوم غريبه وعرفان

آيا ممكن است كسي به علوم غريبه مانند رمل، جفر ... آگاه باشد و فرد بزرگي از نظر عرفان نباشد؟ اين علوم به چه درد مي خورد؟

علوم غريبه هيچ ربطي به عرفان ندارد.علوم غريبه، علومى مانند علم حروف و اعداد، علم اوفاق، جفر، (جفر صغير و جفر كبير) خافيه، كيميا، ليميا،هيميا، سيميا، ريميا و علوم ديگر است كه شيخ بهايى اين علوم را در كتاب «كلّه سرّ» جمع كرده است كه هر حرفى اشاره به علمى دارد. توضيح اين علوم در جلد اول «الميزان» ، ص 246 نيز بيان شده است.سفارش بزرگان اهل کمال و معنا اين است که طالبان کمال و قرب خداوند عمر ارزشمند و سرمايه نفس جواني را صرف اموري ماندگار و اساسي که آنها را به عالم معنا و به هدف آفرينش و خلقت نزديکتر سازد, بنمايند و از فرصت محدود عمر و جواني, بهترين و بيشترين استفاده را بنمايند.