مباحث عرفان نظری

ولايت در عرفان اسلامى‏

آيا ولايتى كه در تصوف و عرفان مطرح شده است،همان ولايتى است كه ما در خصوص امامان مطرح مى‏كنيم؟

به اعتقاد تشيع، مقام «ولايت» مرتبه‏اى است كه در درجه نخست برازنده رسول خدا صلى الله عليه و آله و پس از او اهل بيت عليهم السلام است. عرفان شيعى «ولايت حقيقى» را به طور كامل و تام در چهارده معصوم عليهم السلام مى‏داند؛ امّا پاره‏اى از اهل تصوف غير شيعى مسأله «ولايت» را بدين صورت مطرح نساخته‏اند؛ بلكه با آن فاصله بسيارى دارند. در اين رابطه چند انگاره وجود دارد:
يكم. شمار اولياى خاص الهى را فراتر از چهارده معصوم مطرح مى‏سازند و عدد آن را به 355 تن رسانده و مراتب آنان را چنين شمارش مى‏كنند:

حجاب‏هاى ظلمانى و نورانى‏

در خصوص حجاب‏ هاى ظلمانى و نورانى توضيح فرماييد؟

وجود حجاب هايى از «ظلمت» و «نور» ميان انسان و خداى متعال، مسأله‏اى است كه از آيات قرآن و اشارات آنها و از روايات و بيانات وارده استفاده مى‏شود. با دقت و تأمل در اين منابع، به خوبى مى‏توان به اين موضوع پى برد كه ميان انسان و حضرت حق، يك سلسله حجاب‏هاى ظلمانى و يك سلسله حجاب‏هاى نورانى و يا نورى وجود دارد و آدمى در سير عبودى و سلوك الى اللَّه، بايد از اين حجاب بگذرد تا به لقاى حق و لقاى وجه الهى نايل آيد.

جایگاه عرفان در اسلام

منظور از عرفان چيست و جايگاه آن را در اسلام مشخص نماييد؟

يك. عرفان‏
«عرفان» در لغت به معناى شناخت و شناسايى است و در اصطلاح روش و طريقه ويژه‏اى است كه براى دست‏يابى و شناسايى حقايق هستى و پيوند ارتباط انسان با حقيقت، بر شهود، اشراق و وصول و اتحاد با حقيقت تكيه مى‏كند و نيل به اين مرتبت را نه از طريق استدلال و برهان و فكر؛ بلكه از راه تهذيب نفس و قطع علايق از دنيا و امور دنيوى و توجّه تام به امور روحانى و معنوى- و در رأس همه مبدأ و حقيقت هستى- مى‏داند.

دين و عرفان‏

بنده دانشجوى سال چهارم رشته الهيات هستم؛ سال گذشته با يكى از دانشجويان رشته مهندسى هم اتاق شدم. وى به بنده گفت: تغيير رشته بدهم و عرفان را كفر مى‏دانست! همچنين معتقد بود: فلسفه و عرفان كفر هستند و بسيارى از فيلسوفان و عارفان- همچون ابن سينا، ملاصدرا، علامه طباطبايى و نيز ابن عربى، حافظ، مولوى و ...- را تكفير مى‏كرد. و در اين زمينه احاديثى از اهل بيت نقل مى‏نمود! همچنين معتقد بود فلسفه و عرفان را خلفاى عباسى وارد دين كردند تا مردم به جاى پرداختن به علوم اهل بيت: به اين علوم ضالّه روى آورند. نظر شما در اين رابطه چيست؟

در خصوص رابطه دين- به ويژه اسلام و عرفان- توجه به مطالب ذيل سودمند است:
يك. عرفان‏
«عرفان» در لغت به معناى «شناخت و شناسايى» است و در اصطلاح «روش و طريقه ويژه‏اى است كه براى دستيابى و شناسايى حقايق هستى و پيوند ارتباط انسان با حقيقت، بر شهود، اشراق و وصول و اتحاد با حقيقت تكيه مى‏كند و نيل به اين مرتبه را از راه تهذيب نفس و قطع علايق از دنيا و امور دنيوى و توجّه تام به امور روحانى و معنوى- و در رأس همه مبدأ و حقيقت هستى- مى‏داند».
به بيان ديگر، تكيه‏گاه عرفان، «علم حضورى» است؛ از اين رو از دانش شهودى، مدد مى‏جويد و بر آن اعتماد و به آن استناد مى‏كند. «1»
«عرفان» بر دو گونه است:

فهم دقیق وحدت وجود

بسمه تعالي- با سلام و وقت به خير. رابطه ي بين واجب الوجود يعني وجود مطلق و محض و ممكن الوجودها چگونه است؟ برخي از عرفا از رابطه ي بين نور و اشيا كه شيئ را قابل مشاهده مي كند مي گويند اما به اين مسئله ظاهرا دقت نشده كه ما در اين مثال براي شيئ موجوديت قائل شده ايم و بعد نور را تنها به عنوان روشن كننده مي شناسيم. اين مسئله بسيار مهم است بسياري از كسني كه در مسئله ي وحدت وجود دچار اشكال مي شوند به اين دليل است كه براساس اين مفهوم هيچ وجودي مستقل از وجود حق نيست حال اين وجودهاي غير مستقل چه رابطه اي با آن وجود مستقل دارند سوال است؟

بين وحدت شخصي وجود و وحدت سنخی وجود فرق است .
كسانی مانند صدرالمتالهین در فلسفه قائل به وحدت سنخی وجودند بدین معنا كه وجود هم شامل واجب و هم شامل ممکن می شود با این تفاوت که وجود واجب وجود مستقل و شدید است ولیکن وجود ممکن وجود غیر مستقل و ضعیف است که مثال دقیق ان مانند مراتب شدت و ضعف یک نور واحد است مثل نور خورشید که هرچه از کانون خود فاصله بگیرد ضعیف تر می شود نه مثالی که شما از بعض اشخاص ذکر نمودید.