مباحث عرفان نظری

راه ورود به مسير عرفان

راه ورود به مسير عرفان چيست؟

اگر مقصود شما «عرفان نظرى» باشد، براى كسب آن فراگيرى منطق، يك دوره فلسفه اسلامى و سپس برخى از متون عرفان نظرى- چون تمهيد القواعد ابن تركه يا فصوص الحكم ابن عربى- نياز است.
امّا اگر منظور شما «عرفان عملى» است؛ در يك نگاه كلى با دو مرحله مى‏توان به مسير عرفان عملى وارد شد:
مرحله نخست. كوشش در تحصيل علم كامل به صراط قرآنى است؛ يعنى، طريق ارائه شده در متون اسلامى را آن چنان كه هست، بشناسد.

شهود قلبى و رياضت‏

آيا شهود قلبى و چشم بصيرت يافتن،لزوماً از راه رياضت و دورى از لذّت‏ها حاصل مى‏شود؟

نخستين مسأله بايسته در سلوك الى اللَّه، خروج از حجاب‏هاى ظلمانى است. اين حجاب‏ها، عبارت است از: حجاب تعلّق به بدن مادى، كفر، شرك و دشمنى با حق و آيات الهى، عقايد و افكار باطل و ناصحيح، اخلاق و اوصاف رذيله، حجاب عادات، اوهام و تخيّلات، تعلق و اسارت به مظاهر مادى و آنچه غير حضرت حق است و در يك عبارت كوتاه هر خصوصيت و هر رنگى كه عارض روح انسان گشته و روح را به سوى غير خداى متعال سوق داده و در جهت غير او و دورى از او و فرار از او قرار مى‏دهد، حجابى است از حجاب‏هاى ظلمانى و حجاب‏هايى كه ذكر شد و آنهايى كه ذكر نشد همه و همه به همين نحو است.

«طىّ الارض»

آيا «طىّ الارض» واقعيت دارد؟ چگونه با تحليل‏هاى علمى سازگار است؟

درباره «طىّ الارض» و تحليل عقلانى آن از سوى دانشمندان، نظريات گوناگونى ارائه شده است. يكى از آن نظريه‏ها، نظريه اعدام و ايجاد است كه از ناحيه محى‏الدين بن عربى ابراز شده و بزرگانى نيز آن را پذيرفته‏اند.

عبادات عارفان‏

از مطلبى كه در اسرار الصلوة امام رحمه الله نوشته شده، من اين گونه برداشت كردم تا موقعى كه انسان به مرحله شهود نرسيده، تمام نمازهاى او ضايع است؟ مقصود از اين مطلب چيست؟

براى فهم پاسخ اصلى به اين پرسش، توجه به امورى بايسته است:
يكم. عبادت، همان خضوع و خشوع است كه با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت معبود انجام مى‏شود. «1» بنابراين عبادت، عملى است كه داراى انگيزه و جهت الهى باشد.
دوم. عبادات يك ظاهرى دارند و يك باطن و سرّى و هر يك احكام خاص خويش را دارد. رعايت احكام ظاهرى عبادات، موجب قبولى ظاهرى عبادات است و مراعات احكام باطنى عبادات، باعث قبولى باطنى عبادات است. «2» آنان كه به باطن عبادات توجه دارند، صرف رعايت احكام ظاهرى آن را- بدون توجه به ويژگى‏هاى باطنى- كافى ندانسته و آن را باطل تلقى مى‏كنند؛ هرچند از لحاظ ظاهر مطابق با شريعت باشد.

شرايط عارف

«عارف» چه كسى است و شرايط اصلى او چيست؟

ابوعلى سينا در فصل دوم از نمط نهم اشارات، در تعريف «عارف» مى‏گويد:
«و المنصرف بفكره الى قدس الجبروت مستديماً لشروق نور الحق فى سره يخص باسم العارف» «1»
؛ «عارف كسى است كه با فكر خويش [با تمام وجود] به عالم جبروت رو كند و بدون وقفه در پى تابيدن نور حق در سرّ خويش باشد».