مباحث عرفان نظری

مقامات و احوال‏

مقامات و احوال در كلمات عرفا به چه معنا است؟

براى «مقام» و «احوال» تعاريف گوناگونى در كتاب‏هاى اهل عرفان مطرح شده است «1». به طور كلى فرق «احوال» با «مقامات» در رسوخ و عدم آن است.
اگر امرى در سالك وجود داشته ولى غير ثابت باشد، به آن حال گويند و اگر راسخ و ثابت باشد «مقام» گويند.
بنابر تعريف ديگر مى‏توان گفت: منازل و مراحلى را كه عارف و صوفى براى رسيدن به مقصود در طريقت- از خلوت و ذكر قلبى و توجه به باطن و مداومت فكر به منظور حصول انصراف از محسوسات و چله‏نشينى و ورود در حلقه ذكر و نياز و امثال آن از عبادات و مجاهدات و رياضت‏ها- طى مى‏كند، «مقام» نامند.

عارفان و شريعت‏

ديد عارفان درباره «شريعت» چگونه است؟

«شريعت» در لغت به معناى راهى در كناره رودخانه است كه دستيابى به آب را آسان مى‏سازد. «2» عارفان شريعت را علاوه بر معناى اصلى و لغوى‏اش، در دو معناى ديگر نيز به كار مى‏گيرند:
1. مجموعه قوانين مربوط به اعمال ظاهرى كه علمى به نام «فقه اسلامى» متكفل بحث درباره آن است. در اين معنا اخلاق و عقايد بيرون از قلمرو شريعت است و «عبادت» معناى عامى نسبت به اخلاقيات و قوانين دارد. «3» 2. جنبه ظاهرى همه امورى كه بر رسول‏اكرم صلى الله عليه و آله وحى شده است. بر اين اساس همه جنبه‏هاى ظاهرى و قشرى و پوستى احكام، اخلاق و عقايد،

مراحل عرفان‏

آيا هفت مرحله «عرفان» را بدون آنكه عارف بود، مى‏توان تجربه كرد؟ منظور از هفت مرحله عرفان چيست؟ منظور از شريعت، طريقت و حقيقت چيست؟

اگر مراد از عارف، عارف به عرفان نظرى است، بلى انسان مى‏تواند بدون آنكه با عرفان نظرى آشنا باشد، هفت مرحله عرفان را تجربه كند.
اگر مراد از عارف، عارف به عرفان عملى است، بايد گفت كه انسان با گذشتن از مراحل تا به مقصد برسد عارف مى‏شود؛ و گرنه او سالك و در مسير عارف شدن است.
معرفت پيش درآمد عمل است و عمل مقدمه معرفت بعدى. در سلوك عملى «معرفت» موجب بيدارى انسان و اشراف بر هستى خود مى‏شود.
اين شناخت موجب عمل و مسابقه در خير و كمال مى‏شود و هر عملى نيز كه همراه با نيت پاك و خلوص و صفا باشد، موجب معرفتى ديگر خواهد شد.

شك و عرفان‏

رابطه ميان شك و عرفان چيست‏ و آيا اصلًا آنها به هم ربطى دارند يا خير؟

گاهى براى سالك در عرفان عملى و نظرى، «شك پويا» حاصل مى‏شود كه موجب «تأمل» در سير عملى و «تفكر» در سير علمى مى‏شود و نتيجه آن خلوص بيشتر در عمل و تقويت بنيان‏هاى اعتقادى است اين نوع شك موجب جرقه‏هاى عرفانى شده و از آن به «شك مقدس» ياد مى‏شود.
اما گاهى براى رهروان، «شك ايستا» به معناى ترديد ناشى از جهل و ابهام است و سالك را به سستى و توقف مى‏كشاند.
از آنجا كه «عرفان» با كشف و شهود و علم حضورى ارتباط دارد، چنين شكى با عرفان بى‏ارتباط است. آنچه كه در عرفان مطرح است، «حيرت و اضطراب و تشويش خاطر» مى‏باشد؛ از اين رو در مقامات، منازل و مراحل سير و سلوك مسأله ثبات و سكون مطرح است.

قدرت معنوى‏ و تفضل الهی

آيا براى قدرت معنوى انسان حتماً بايد تفضل الهى باشد و يا انسان با تلاش خود مى‏تواند به مقامات اولياى خدا برسد؟

قدرت معنوى انسان، بر اثر بازگشت روح به اصل خويش حاصل مى‏شود كه بر اثر سير و سلوك به دست مى‏آيد. خروج از قوه و اقتضا و رسيدن به فعليت و «شدن»، سِير ناميده مى‏شود. در طبيعت، هسته و دانه خرما، اقتضاى نخل شدن دارد؛ به اين معنا كه اگر اين هسته، تحت شرايط خاص، زير زمين قرار گيرد و با گرما و تغذيه مناسب همراه باشد، به تدريج جوانه مى‏زند و سر از خاك بيرون مى‏آورد. حركت هسته خرما و نخل شدن را «سير» مى‏نامند.