مباحث عرفان نظری

بيدارى، اولين قدم سير و سلوك‏

مى‏خواهم در مسير سير و سلوك قرار بگيرم، اما با آنكه پيش خداى خود اعتراف به گناه مى‏كنم باز هم مرتكب گناه مى‏شوم، از كجا شروع كنم؟

اين مشكل بدين‏جهت است كه ما به خود نيامده و بيدار نگشته‏ايم؛ چرا كه اگر يقظه و بيدارى بود ما به حقيقت گناه واقف شده و از آن دورى مى‏كرديم. براى آنكه حقيقت امر بيشتر روشن شود، توجه به مطالب ذيل ضرورى است. «2» از آثار يقظه، توجه به حقيقت گناه و خطر آن است. آثار يقظه، معرفت گناه و شناخت جرم و به دنبال آن، سعى در دورى از گناه و جرم است. با تابش نور يقظه در دل و جان و با بيدارى از غفلت و جهل، مسأله گناه و گناه‏كارى و خطر آن، تا حدودى براى سالك مورد توجه قرار مى‏گيرد و اهميت آن روشن مى‏شود.

عرفان و اسلام‏

نسبت ميان «دين اسلام» و «عرفان» چيست؟

بايد ملاحظه كرد كه آيا مى‏توان «عرفان و اسلام» را به معناى واقعى كلمه «عرفان اسلامى» دانست؛ يعنى، عرفانى كه برخاسته از متن اسلام و منابع اصيل مذهبى مسلمانان است (مانند علم فقه، حديث، تفسير) و يا آنكه بايد آن را عرفان مسلمانان دانست؛ يعنى، نوعى علم و معرفت و شيوه زندگى كه ربطى به اسلام ندارد؛ جز آنكه اصحاب و پيروان آن، منتسب به اسلام بوده‏اند (مانند طب و رياضيات مسلمانان)؟ «1» در اين خصوص سه ديدگاه وجود دارد:

وحى و عارفان‏

آيا انسان با كشف و شهود و سير و سلوك مى‏تواند به وحى برسد؟

«وحى» در لغت داراى معانى مختلف است؛ از جمله: اشاره، كتابت، نوشته، رساله، پيغام، سخن پوشيده و اعلام در خفا «1». اين واژه در قرآن كريم در چهار مورد به كار رفته است: اشاره پنهانى، «2» هدايت غريزى «3»، سروش غيبى (الهام) «4» و وحى رسالى. «5» اين واژه در اصطلاح دو كاربرد دارد: يكى عام و ديگرى خاص.
«وحى» به معناى عام، سخن پوشيده و اعلام در خفا است كه در همه موجودات- اعم از حيوان، جماد، انسان و شيطان- وجود دارد.
معناى عام وحى، نوعاً همان معناى لغوى وحى است. در معناى خاص،وحى معرفتى است كه به صورت ويژه بر پيامبران و معصومان القا مى‏شود.

وحدت وجود

لطفاً در مورد عقايد وحدت وجود و صحّت يا سقم آن، توضيح دهيد؟

محور عرفان نظرى- كه به وسيله ابن عربى و پيروانش تبيين شد- نظريه «وحدت وجود» است. اين موضوع در طول تاريخ فرهنگ بشرى، به گونه‏هاى متفاوت و گوناگون مطرح شده است. در ميان مسلمانان وحدت وجود چهار گونه مطرح شده است:
1. وحدت وجود يعنى وحدت شهود

نيروى مرتاضان

آيا نيروى مرتاض‏ها واقعيت دارد؟ چرا خداوند به آنان چنين نيروى خارق‏العاده‏اى داده است؟

بدون ترديد، افعال خارق‏العاده‏اى وجود دارد كه يا ما آن را خود ديده‏ايم، يا به حد زيادى براى ما نقل شده كه به آن يقين پيدا كرده‏ايم.
برخى از اينها مستند، به اسباب عادى است كه از چشم حسّى ما خارج است؛ مانند كسى كه دارويى به بدن خود ماليده، داخل آتش مى‏شود و نمى‏سوزد.
اما بعضى از آنها مستند به هيچ سببى از اسباب طبيعى و عادى نيست؛ مانند خبر دادن از غيب، ايجاد محبت و يا دشمنى، بيمار كردن، شفا بخشيدن و برخى كارهايى كه مرتاض‏ها نيز انجام مى‏دهند.