مباحث عرفان نظری

تسليم خدا

منظور از تسليم شدن در برابر خدا چيست؟

«تسليم» يكى از حالات سالك است كه پس از «وصول»، به او دست مى‏دهد و اين حالت عبارت است از استقبال قضا و تسليم به مقدرات الهى و بنابه گفته خواجه عبداللَّه‏انصارى: «تسليم، خويشتن به حق سپردن است». «1»

در واقع در اين مرتبه سالك، همه هستى خود را- با تمامى ابعاد اعتقادى و عملى‏اش- به خدا سپرده و تسليم محض اوامر و افعال او است.
خواجه عبداللَّه تسليم را سه قسم مى‏داند: «يكى تسليم توحيد است و ديگر تسليم اقسام است و سيم تسليم تعظيم است.
تسليم توحيد سه چيز است: خداى را ناديده بشناختن و نادريافته را پذيرفتن و بى‏معاوضه چيزى پرستيدن.

دنيا و سير و سلوك‏

اينكه مى‏گويند: «بايد از علايق دنيا دست برداشت» براى من مبهم است! اصلًا دنيا چه معنا دارد؟

واژه «دنيا» در لغت مؤنث «أدنى» به معناى نزديك‏تر و يا پست‏تر است.

شهود يا توهم عارفان‏

آيا شهود نمى‏تواند فقط توهم و تلقين باشد؟ حدّ تشخيص كدام است؟

قلب آدمى- كه موضع شهود است- مثل خانه‏اى است كه درهاى متعدد دارد و از طريق اين دريچه‏ها، «حالات مختلف»، عارض قلب و داخل در وجود لطيف انسانى مى‏شود. از اين رو برخى از عارفان، قلب را به منزله هدفى مى‏دانند كه مورد اصابت تيرهاى مختلف واقع مى‏شود.
برخى ديگر قلب را به آينه‏اى تشبيه كرده‏اند كه صورت‏هاى مختلف در آن منعكس مى‏شود و قلب، آن صورت‏ها را يكى پس از ديگرى شهود مى‏كند.

ديدن خدا

چشم دل چيست كه اميرالمؤمنين عليه السلام‏ مى‏فرمايد: «من خدايى را كه نمى‏بينم عبادت نمى‏كنم و خداوند را با چشم دل مى‏بينم»؟ اصلًا ديدن خدا يعنى چه؟

پاسخ دهى به اين پرسش و سؤالات ديگر از اين نوع (مانند شهود وجه‏اللَّه يعنى چه؟ فناى وجه‏اللَّه يعنى چه؟ چگونگى آنها و ...) مسائل و موضوعاتى است كه يافتنى و رسيدنى بوده و در قالب الفاظ و در محدوده مفاهيم ذهنى نمى‏آيد. دريافت اصل موضوع و چگونگى آنها، از عهده عقل و حس معمولى خارج و از محدوده ادراكات معمولى، بيرون بوده و به شكل ديگرى از فهم، نياز دارد.
بحث عقلى گر درّ و مرجان بود آن دگر باشد كه بحث جان بود
بحث جان اندر مقامى ديگر است باده جان را قوامى ديگر است «2»

چشم باطن‏

مى‏گويند: قدرت روحى و معنوى انسان در اثر زهد مى‏تواند به حدّى پيشرفت كند كه حتى با نگاه كردن به ديگرى، از درون وى آگاه شود و شخصيت درونى او را ببيند: آيا اين درست است و چگونه امكان دارد؟!

نخست بايد دانست نزد اهل حكمت و عرفان، عالم برزخ، عالمى فراتر از عالم دنيا است. لذا به هر مقدار، از دلبستگى و وابستگى به ماديات دنيا دور شويم، به عالم مافوق آن، بيشتر دسترسى مى‏يابيم. بنابر آنچه از روايات به دست مى‏آيد، علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات، اگر انسان سالك به نوافل و رعايت تقوا موفق شود؛ بيش از آنچه ديگران از جهت معنوى به دست آورده اند، خواهد رسيد چنين شخصى چشم برزخى دارد و مى‏تواند «حقايق» را فراتر از «وقايع» ببيند.
حديث قرب نوافل‏
رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: