شرور

آفرينش معلولان

انسان هاي معلول و يا عقب مانده ذهني چه گناهي کرده اند که از زمان تولد بايد در سختي باشند؟


نخست بايد دانست در انتخاب و اختيار انسان،و وضعيت زندگي او سه عامل مهم «وراثت»، «محيط» و «تلاش» خود شخص دخالت دارد.تنوع وتفاوت انسانها بر اساس عوامل گفته شده،نشانه «حكمت» خدا واستواري وزيبايي نظام افرينش است.اما خداوند از هر كس به اندازه امكانات او انتظار دارد. وبه هر كس به اندازه تلاش او پاداش مي دهد ويا مجازات مي كند.كه اين نشانه«عدالت»اوست.
براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم؛

بلایا وعدل الهي

وجود بلاهاى طبيعى و اجتماعى , چگونه با حكمت و عدل الهى سازگار است ؟

اولا حوادث ناگوار طبيعي لازمه فعل و انفعالات و تزاحمات عوامل مادي است و چون خيرات آنها بر شرورشان غلبه دارد , مخالف با حكمت نيست و نيز پديد آمدن فسادهاي اجتماعي , لازمه مختار بودن انسان است كه مقتضاي حكمت الهي مي باشد و در عين حال مصالح زندگي اجتماعي بيش از مفاسد آن است و اگر مفاسد غالب بود , انسان در زمين باقي نمي ماند .

خير و شر

آيا در قرآن كريم تقسيم خير و شر، خوب و بد (به اين معنا كه منشأ خيرات، خداوند و شرور منشأ ديگري داشته باشند) وجود دارد؟

در اين جهت ترديدي نيست كه قرآن كريم خالق و آفريننده هر چيزي را خدا مي‎داند. همانطوري كه خدا را مبدا حيات مي‎داند و مي‎گويد حيات به دست خداست، او را مبدا و منشا موت (همان كه ما او را بدي مي‎دانيم) نيز مي‎داند «يُحْيي وَ يُميتُ»بقره/258 نه اينكه خداوند زنده ميكند، يك چيز ديگري هست كه ديگر مربوط به خدا نيست و او مي‎ميراند. يا مثلاً: «وَ اَنَهُ هَوَ اَضحَكَ وَ اَبكي وَ اَنَهُ هَوَ اَماتَ وَ اَحيي» نجم/44 ـ 43 اوست كه مي‎خنداند يا موجبات سرور را فراهم مي‎كند و هم اوست كه مي‎گرياند يا موجبات گريه و ناراحتي را به وجود مي‎آورد.