شرور

عدم شرور و خیر شیطان

اين که از ديدگاه فلسفي هر چه در دنيا هست خير مطلق است و حتي بدي ها هم همه خير هستند و شيطان بزرگترين خير است را به طور کامل براي من ذکر بفرماييد؟

مسأله خير و شر يكى از مباحث مهم فلسفى و كلامى است. اكنون به اندازه‏اى كه باعث طولانى شدن كلام و ملالت نشود، چند نكته را عرض مى‏كنيم: الف) خير در رابطه با انسان به چيزى گفته مى‏شود كه هماهنگ با وجود ما و مايه پيشرفت تكامل ماست. در مقابل شرّ چيزى است كه ناهماهنگ با وجود ما باشد و مايه عقب‏ماندگى و انحطاط گردد. ب ) خير و شر سه گونه متصور است: خير مطلق، شر مطلق، خير و شر نسبى؛ خير مطلق آن است كه هيچ جنبه منفى نداشته باشد و شر مطلق، عكس آن؛ يعنى هيچ جنبه مثبت ندارد، خير و شر نسبى بين آن دو است كه آن نيز سه گونه متصور است: خير، كثير و شر قليل، خير و شر مساوى، خير قليل و شر كثير.

بد مطلق

آيا در جهان بد مطلق وجود ندارد توضيح دهيد ؟

امور جهان به دو دسته نيكي ها و بدي ها تقسيم مي گردد. ولي در يك حساب ديگر هيچگونه بدي در نظام آفرينش وجود ندارد آنچه هست خير است و نظام موجود نظام احسن است و زيباتر از آنچه هست امكان ندارد، بدي يك امر عدمي است يعني بديها همه ازنوع نيستي و عدم مي باشند ، مقدمه كساني كه ميگويند شر عدمي است اين نيست كه شري در جهان وجود ندارد ناگفته شود اين خلاف واقعيت است با لحن و العيان مي بينيم كه كوري وكري و بيماري و ظلم و ستم جهل ناتواني و مرگ و زلزله ... وجود دارد نه مي توان منكر وجود اينها شد و نه منكر شر بودن شان . و هم اين نيست كه چون شر عدمي است پس شر وجود ندارد .

شر اخلاقي و طبيعي

رابطه بين شر اخلاقي و طبيعي چيست؟

شردرواقع به نقص و عدم برمی گردد؛ و در مقابل، خير يعني كمال و وجود؛ لذا به هر چيزي كه مستلزم نقص يا عین نقص باشد، كلمه شر قابل اطلاق است. شرور اخلاقي مثل حسد، دروغ و ... در واقع حكايت گر نوعي نقص نفساني هستند. شر اخلاقي يعني ميل به طبيعت - كه وجود ناقص است - و روي گرداني از ملكوت - كه وجود كامل است- به عبارت ديگر شر يعني توجه به كثرت ها و روي گرداني از وحدت، يعني خارج شدن از مسير سير الي الله، و برعكس نظام تكوين حركت كردن. به صاحبان اين شرور نيز كلمه شر اطلاق مي شود چون جايگاه اين نقصها ، نفس آنهاست.

رابطه شر اخلاقي با شر طبيعي

آيا شر اخلاقي با شر طبيعي رابطه اي دارد؟ توضيح دهيد چرا روحي كه خدا در انسان دميده است مي تواند به پستي كشيده شود؟

اصل شر نقص و عدم و در مقابل، خير يعني كمال و وجود؛ لذا به هر چيزي كه مستلزم نقض يا واجد نقض باشد، كلمه شر قابل اطلاق است. شرور اخلاقي مثل حسد، دروغ و ... در واقع حكايت گر نوعي نقص نفساني هستند. شر اخلاقي يعني ميل به طبيعت - كه وجود ناقص است- و روي گرداني از ملكوت - كه وجود كامل است-. و به عبارت ديگر شر يعني توجه به كثرت ها و روي گرداني از وحدت، يعني خارج شدن از مسير سير الي الله و برعكس نظام تكوين حركت كردن. به صاحبان اين شرور نيز كلمه شر اطلاق مي شود چون جايگاه اين نقص ها نفس اوست.

خير و شر در قيامت

در زمان قيامت مسأله شر و خير به چه صورت است؟

مسأله خير و شر، مسأله اي است معرفت شناختي، بدين معنا که انسان با نگاه و توجه به آنچه مربوط به اوست، برخي چيزها را مطلوب و باعث کمال خود مي داند و لذا آنها را خير نام مي نهد و برخي ديگر را نامطلوب و مانع خود مي يابد و آنها را شر مي نامد.