مباحث علمي

زندگي در كرات دیگر

با توجه به وسعت لايتناهي عالم، چرا فقط در روي كره زمين حيات وجود داشته و در قرآن هم به طور مرتب به زمين اشاره شده است؟

در برخي از روايات آمده كه غير از منظومه شمسي، منظومه‏هاي ديگري هست كه در برخي از كرات آنها، موجودات زنده‏اي وجود دارند. ظاهر برخي از آيات قرآن نيز چنين است؛ مثلاً در آيه 29 سوره «شوري» مي‏فرمايد:ومن آياته خلق السموات والارض و مابث فيهما من دابه؛ و از نشانه‏هاي او است آفرينش آسمان‏ها و زمين و آنچه از جنبندگان در آن دو پراكنده ساخته است».
چنان كه مشاهده مي‏شود، در اين آيه يكي از نشانه‏هاي خداوند، آفرينش و پراكندن جانداران در زمين و آسمان‏ها قلمداد شده است.
براي آگاهي بيشتر ر.ك: «قرآن، تورات، انجيل و علم»، دكتر موريس بوكاي، ترجمه: مهندس ذبيح اللّه‏ دبير.

يادگيري علم جفر

راه هاي مختلف رسيدن به علم جفر را بيان فرماييد (مثلا علامه حسن زاده آملي خود علم جفر داشته و براي تحصيل اين علم شريف دستور داده اند در يک اربعين شبانه روزي 8700 مرتبه ذکر «عليم» بدون ياي ندا و با مد ياي عليم گفته شود و اين علم براي انسان معلوم مي گردد.) و اگر خواسته باشم از طريق کتاب هايي که در اين زمينه مي باشد اقدام به يادگيري علم جفر کنم به نظر شما چه مدت طول مي کشد؟

علم جفر شاخه ای شریف از علوم غیبیّه اهل بیت (ع) است که بنا به روایات اهل بیت(ع) رسول خدا آن را بیان و امیر مومنان آن را نوشته است. و آن نوشته دست به دست در بین ائمه اطهار(ع) گشته و به امام عصر(ع) رسیده است. برای روشن شدن موقعیّت علم جفر در میان سایر علوم روایاتی چند از اهل بیت(ع) ذکر و ادامه بحث به بعد از ذکر روایات موکول می شود.
1. «...

نهايت شناخت خدا

من جوانی 21 ساله ، دانشجوي رشته کامپيوتر هستم. غرض از مزاحمت اين بود که طي تفکراتي که در مورد خود شناسي - خدا شناسي و جهان پيرامون خود داشتم، سوالاتي برايم پديدار شد که خواستم از شما بپرسم. لطفا کتابي معرفي نماييد. نهايت شناخت خداوند تا چه حد است؟

ما مي دانيم كه ذات الهي، محض هستي و هستي محض است و بدين مقدار شناختني است، افعال و مظاهر خلقي و اسما و صفات كماليه او هم شناختني هستند و ما مي دانيم كه او را عمل و حيات و قدرت و رحمت است، ولي اينكه كنه و باطن ذات الهي چيست، اين حوزه براي انسان شناختني نيست و فكر و انديشه بشر, به كنه ذات غيبي او راه ندارد و به جز تحير و سرگرداني يا انحراف و ضلال, بهره ديگري نخواهد داشت.

سرعت نور در قرآن

اگر 300 يا 400 سال پيش شخصي ميگفت: در طبيعت پديده اي (منظور امواج راديويي) وجود دارد که مي تواند صدا و تصوير يک شئ را با سرعتي برابر 300 هزار کيلومتر در ثانيه به نقاط دور انتقال دهد و يا انرژي (منظور برق) را با همين صورت از طريق سيم و کابل رسانا به نقاط دور دست انتقال دهد. يقينا مورد تمسخر عوام و حتي طرد علما واقع ميشد.اما در حال حاضر به راحتي اين فرضيه پذيرفته مي شود. حال اگر شخصي در حال حاضر اين فرضيه را مطرح سازد: ( در طبيعت پديده اي وجود دارد که هزاران يا ميليون ها برابر سرعت نور مي توان پيام ها (صدا يا تصوير) و حتي شئ را با آن به دوردست ها منتقل نمود ) يقينا مورد پذيرش قرار نخواهد گرفت. آيا در قرآن يا حديث و يا با علم فلسفه مي توان دلايلي براي اثبات چنين فرضيه اي پيدا کرد؟

1. اینکه اگر چنین اموری 300 یا 400 سال قبل مطرح می شد مورد تمسخر قرار می گرفت شاید درست باشد امّا نه از آن جهت که حضرت عالی فرموده اید بلکه درست از جهت عکس آن. چون قدما کاملاً به این امر واقف بودند که تصاویر اشیاء از طریق نور منتقل می شود. و از طرفی سرعت نور را هم بسیار بالا می دانستند. به نحوی که بین قدما توهّم بی نهایت بودن سرعت نور نیز وجود داشته است. امواج رادیویی یا تلوزیونی نیز چیزی جز نور نیستند. نور مرئی ، امواج مادون قرمز ــ که امواج رادیویی یا تلوزیونی نیز جزء آنها هستند ــ و امواج ماوراء بنفش همگی امواج الکترومغناطیس می باشند. تنها تفاوت اینها در طول موجشان است.
2.

كعبه در مركز زمين

چگونه وقتي کره زمين گرد است مي گويند خانه خدا وسط آن قرار دارد مثلا يک توپ که وسط معيني ندارد و هر نقطه آن را که در نظر بگيريم، وسط آن ميشود؛

نكته مهم : واقعيت ان است كه ان چه كه در اين مورد در بعضي از احاديث ذكر شده است از جمله رموزي است كه _ مثل خيلي از معماهاي جغرافيايي و طبيعي در قران و احاديث _ به طور قطع و دقيق كشف نشده است .
ذكر دو نكته :
1 – در بعضي از احاديث وسط بودن كعبه به معني خاصي تفسير شده است . به اين معني كه هنگام خلقت عالم اولين مكاني بود كه خلق شد وبعد از ان ما بقي اين كره خاكي – با محوريت كعبه و شبيه سنگ اسياب _ زمين بسط پيدا كرد و به اين صورت متحول گرديد چنان كه در حديث امده است : علت اينكه خانه كعبه در وسط زمين است اينست كه خانه كعبه موضعى است كه از زير اين موضع زمين منبسط شد و ....