مباحث علمي

علم هیئت و نجوم در قران

ما مي دانيم که آسمان يک سطح و به موازات زمين و طبقاتي نيست ويک فضاي بيکران است. اما در قرآن مي خوانيم: <BR>بقره آيه 22: «آن کس که زمين را بستر شما و آسمان را همچون سقفي بالاي سر شما قرار داد و از آسمان آبي فرو فرستاد و به وسيله آن، ميوه‏ها را پرورش داد تا روزي شما باشد. بنابر اين، براي خدا همتاياني قرار ندهيد، در حالي که مي‏دانيد».<BR>در قرآن بارها و بارها به آسمان 7 طبقه اشاره شده است، زيرا در آن زمان آسمان را هفت طبقه تصور مي کردند (بر مبناي هيات بطلميوسي) و حضرت محمد(ص) هم همان را از علوم مي دانسته که مردم آن زمان مي دانستند نه بيشتر.<BR>بقره آيه 29: «او خدايي است که همه آنچه را در زمين وجود دارد، براي شما آفريد سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چيز آگاه است».<BR>قرآن مستقيما گفته خدا ابتدا زمين را آفريده و سپس آسمان را همچون سقفي بالاي سر شما قرار داده و آن را به صورت هفت طبقه مرتب کرده است (هيات بطلميوسي که آن زمان بدان اعتقاد داشتند). درست مثل ساختن خانه که سقف در آخر زده مي شود. آيا اين نشانه هم سطح بودن اطلاعات و معلومات پيغمبر(ص) با مردم زمان خودش نيست؟ آيا با اين گفته قرآن كه هيچ باطلي در قرآن راه نداره، منافاتي نداره؟

1. اینکه فرموده اید « آسمان یک فضای بیکران است.» یک پندار عمومی قرن هفدهمی است که از زمان آیزاک نیوتن و تحت تأثیر نگاه نیوتنی به عالم ، در اذهان اکثر مردم مانده است ؛ ولی از نظر فلسفه ، فیزیک و کیهان شناسی نوین ، این مطلب اثبات نشده است. فیزیکدانان و کیهان شناسان فعلی ، نه تنها بی کران بودن عالم مادّه ی قابل مشاهده را اثبات نکرده اند بلکه دلایلی برای کرانه دار بودن آن نیز ارائه نموده اند. یکی از دلایل آنها این است که عالم مادّه در حال انبساط است ؛ یعنی عالم مادّه مثل یک بادکنک ، در حال باد شدن است. لذا کهکشانها مثل نقاط روی یک بادکنک بادشونده ، در حال دور شدن از همدیگرند.

موجودات فضايي در روایات

آيا روايتي و يا حديثي در مورد وجود موجوداتي به غير از ما در عالم( موجودات فرازميني و فضايي) داريم؟


در جوامع روايي شيعه ، روايات متعدّدي درباره ي موجودات غير زميني يا موجودات زميني ناشناخته يا تقريباً ناشناخته براي بشر امروزي وجود دارد كه در يك تقسيم ابتدايي مي توان آنها را به چند دسته تقسيم نمود كه عبارتند از:
1ـ برخي از اين روايات ناظر به ملائك آسماني و ملائكة الارض كه به خاطر مسلّم بودن وجود آنها از نظر دين اسلام و متديّنين به دين اسلام از ذكر روايات آنها اجتناب مي شود.
2ـ گروه ديگري از اين روايات مربوط به جنّها و انواع گوناگون آنها مي باشد كه وجود آنها نيز اجمالاً از مسلّمات متديّنين به اسلام بوده بي نيازي از بيان است.
3ـ قسم ديگري از اين روايات اشاره دارند به موجودات انسان

تاريخچه دايناسورها

آيا وجود دايناسورها صحت داره؟ آيا دايناسورها قبل از انسان ها يا حضرت آدم(ع) بودند؟ چطور نابود شدند؟ لطفا توضيح کامل و با جزئياتي بدهيد.

تحقيقات فسيل شناسان ثابت كرده كه ميليونها سال قبل خزندگان بزرگي بر روي زمين زندگي مي كردند. اين خزندگان حدود 60 تا 65 ميليون سال قبل در زمان كوتاهي نابود شده اند و بعد از آنها پرندگان و پستانداران كه در زمان دايناسورها حضوري كم رنگ داشتند در زمين گسترش يافتند . بزرگي اين دايناسورها متفاوت بوده است برخي از آنها تا 35 متر طول داشته اند كه با بزرگترين حيوان امروزي كه يك گونه نهنگ است، برابري مي كند.

موجودات ساير كرات

آيا در کرات آسماني ديگر موجودات ديگري وجود دارد؟ اگر وجود دارد آنها نيز به وجود خداوند پي برده اند؟ آيا براي آن ها نيز بهشت و جهنمي وجود دارد؟

در اين رابطه توجه به چند نكته لازم است:
در برخى از روايات آمده كه غير از منظومه شمسى، منظومه‏هاى ديگرى هست كه در برخى از كرات آنها، موجودات زنده‏اى وجود دارند. ظاهر برخى از آيات قرآن نيز چنين است؛ مثلاً در آيه 29 سوره «شورى» مى‏فرمايد:« و من آياته خلق السموات و الارض و ما بث فيهما من دابة »؛ و از نشانه‏هاى او است آفرينش آسمان‏ها و زمين و آنچه از جنبندگان در آن دو پراكنده ساخته است .

طوفان نوح

آيا توفان نوح در بخشي از كره زمين اتفاق افتاده يا تمام آن؟ دوم اينكه با توجه به انواع گوناگون جانوران چطور حضرت نوح (ع) توانستند از همه جانداران يك جفت جمع آوري نمايد. آيا در منطقه اي كه نوح زندگي مي كرده تمامي اين جانوران وجود داشته اند؟

براى به دست آوردن پاسخ صحيح اين سؤال ابتدا به چند مطلب توجه ‏شود:
1- هدف اصلى كتابهاى الهى و به خصوص قرآن اين است كه ما انسانها از عوامل نزول عذاب الهى غافل نباشيم و تلاش كنيم تا آن عوامل در جامعه ما پيدا نشود و اگر ما نيز مانند آن مردم راه طغيان و عصيان در پيش بگيريم مانند همان مردم گرفتار عذاب الهى مى‏شويم حس كنجكاوى انسان او را وامى‏دارد كه از همه زواياى حوادث دوران گذشته سردرآورد ولى قرآن همه زوايا را نمى‏آورد و تنها به ذكر آن قسمت‏ها كه در زندگى ما مؤثر است مى‏پردازد بر اين اساس توقع نداشته باشيم كه تمام مسائل ريز مربوط به طوفان حضرت(ع) در قرآن آمده باشد.