شفاعت

لغو بودن شفاعت

شفاعت اهل قرب خداوند در مورد سايرين با توجه به اينکه چيزي که باعث شادي و غضب آنها مي شود باعث شادي و غضب خداوند هم مي شود و حال اينکه اگر خداوند ببخشد خواهد بخشيد و اگر نبخشد نخواهد بخشيد در نتيجه شفاعت عملاً بي تأثير است و حال اينکه خدا حکيم است و کار عبث نمي کند پس با توجه به مطالب ذکر شده چرا بحث شفاعت مطرح شده است؟

در ابتدا گفتني است؛ خداوند متعال نظام جهان را در امور مادي و معنوي براساس حکمت و استواري قرار داده است و فوايد متعددي براي آن مترتب کرده است. به طور مثال خداوند مي تواند به يک اراده تمام درختان را سر سبز کند اما نظام دنيا را بر اين اساس قرار داده که باغبان ها تلاش کنند و رشد درخت در يک سير طبيعي انجام پذيرد تا استعدادها به فعليت برسد. زيبائيها براي مردم بيشتر جلوه کند و ...

منافات سعى و كوشش با شفاعت

توضيح دهيد كه شفاعت منافاتى با استناد سعادت افراد به سعى و كوشش خودشان ندارد ؟

آيـه شـريـفـه : و ان لـيس للانسان الا ما سعي تنها تلاش و كوشش خود شخص است كه اورا به سعادت مي رساند . توضيح : سعي و كوشش شخص براي رسيدن به مقصود , گاهي بطور مستقيم انجام مي گيرد وتا پايان راه ادامه مي يابد و گاهي بطور غير مستقيم و با فراهم كردن مقدمات و وسايط .

شفاعت و سعي و تلاش انسان

با توجه به اين مسئله که انسان آزاد است و بايد در راه رسيدن به مطلوب نهايي سعي و تلاش کند آيا اصل شفاعت در مبناي ديني صحيح است؟ (به زبان عام پارتي بازي نيست)

نخست بايد دانست سعى و تلاش آدمى، تنها به تلاش‏هاى ظاهرى و فعاليت‏هاى فيزيكى منحصر نيست؛ بلكه ارتباط معنوى و محبت به اولياى خدا نيز از اعمال بافضيلت شمرده شده است. علاوه بر اين شفاعت اولياى الهى، متوقف بر شرايطى است كه همگى بر عمل و استحقاق شفاعت شونده استوار است و كسانى كه در دنيا با سعى و تلاش خود، اين شرايط را تحصيل كرده‏اند، مشمول شفاعت خواهند شد.
توجه به نكات ذيل، ضرورى و بايسته است:

يك. استحقاق شفاعت‏

معناي شرك وشفاعت امامان(ع)

شرك يعنى چه آيا با توجه به اينكه در قرآن آياتى راجع به شرك پرستش وشفاعت‏كنندگان آمده آيا اين موضوع شامل پيامبر(ص) و امامان(ع) مى‏شود چرا؟

شرك؛ يعني، چيزي را همتا و در عرض خدا قراردادن، و آن اقسامي دارد، از جمله:
1- شرك ذاتي؛ يعني، چيزي را در وجود مساوي با خدا نشاندن؛ مانند قرائتي از ثنويت زرتشتي كه اعتقاد به دو واجب الوجود، يعني: «سپنت مئنو» و «انگره مئنو» را شامل است.
2- شرك در افعال؛ يعني، چيزي را در عمل و تأثير هم رديف خدا و مستقل از او دانستن، مانند قرائت ديگري از ثنويت زرتشتي كه «يزدان» را فاعل و خالق خيرات مي‏داند، و «اهريمن» را خالق شر، هر چند معتقد به وجوب ذاتي و استقلال وجودي اهريمن نباشد.

شفاعت امامان(ع)

درباره عقيده‏ى مشركان درخصوص شفاعت بت‏ها و عقيده‏ى شيعيان درباره‏ى شفاعت امامان توضيح دهيد.

برخى به شيعيان اتهام مى‏زنند كه شفيع قرار دادن امامان، شرك است و همانند كار بت‏پرستان است و در اين باره استناد مى‏كنند به آيه «وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسراً»؛ نوح (71)، آيه 23.؛ «و گفتند: زنهار، خدايان خود را رها مكنيد، و نه «وَد» را واگذاريد و نه «سُواع» و نه «يَغُوث» و نه «يَعُوق» و نه «نَسر» را».
و مى‏گويند بنا بر شواهد تاريخى نام اين بت‏ها، نام بزرگان و صالحان آن دوران بوده است و مردم به شدت به آنها احترام مى‏گذاشته‏اند اما رفته رفته به يادبود آن بزرگان بت ساختند و بت‏ها را مى‏پرستيدند و مشرك شدند.