رجعت

رجعت امامان(ع)

آيا بازگشت امامان به حيات دنيا و بحث رجعت همزمان ظهور است يا پس از شهادت مولايمان مهدي(عج)و چه کساني بازمي گردند؟ اصلا قضيه رجعت که بايد به آن معتقد باشيم چيست؟

رجعت به معنى عودت و بازگشت است. در اينجا به معنى بازگشت به سوى دنيا مى‏باشد و در اصطلاح معنى رجعت از نظر علما و دانشمندان شيعه چنين است كه مى‏گويند، پيش از قيام قيامت در ادامه حكومت حضرت مهدى(ع) به ترتيب، دوران رجعت هر يك از ائمه هدا(ع) فرا رسد و جمعى از نيكان بسيار نيك از هر دوران و هم‏چنين بدكاران بسيار بد از هر زمان به دنيا بازگردند.

معناي رجعت

لطفا قضيه رجعت را توضيح دهيد.

نكاتي چندپيرامون رجعت :
الف: رجعت به معنى عودت وبازگشت است.

حقيقت رجعت وبرزخ

ديدگاه دقيق علماء شيعه در مورد رجعت و برزخ را مي خواستم بدام. ما يک گروهي هستيم که تحقيقاتي را در اين خصوص انجام مي دهيم و ديدگاه ملاصدرا، علامه طباطبايي و امام محمد غزالي را مطالعه کرده ايم و در جمع بندي صحبتهاي اين بزرگان به اين نتيجه رسيده ايم که يک چند نفس در يک جسد متجلي مي شود ولي در نهايت نفهميديم که علماء ما مانند بوداييان به چيزي شبيه تناسخ اعتقاد دارند و از طرفي برخي از دوستانم اعتقاد دارند که يک نفس آن قدر مي آد و ميره (و در اجساد مختلف زنده مي شه و مي ميره) تا به تکامل برسه و در بهشت وارد بشه و جهنم هم در همين آمدن ها در اين دنياست و به برخي از آيات قرآن هم استناد مي کند. حال خواهش مي کنم ديدگاه دقيق بزرگان را در خصوص عالم برزخ و بحث رجعت بيان بفرماييد.

1. تناسخ بر دو قسم است:
1ــ تناسخ مُلکی : تناسخ مُلکی اسم عامّی است برای اقسام گوناگون همان تناسخ معروف که برخی مکاتب شبه دینی یا شبه فلسفی یا شبه عرفانی شرقی به آن اعتقاد دارند و اصحاب توهّمات در مباحث فراروانشناسی نیز به آن گرویده اندو و آن عبارت است از این که نفس بعد از مفارقت از یک بدن به بدن دیگری غیر از بدن اوّلی تعلّق بگیرد.

دلايل رجعت

دليل رجعت در آخر زمان چيست؟ چطور مي شه كه بعضي آدماي خوب و بد به دنيا بر مي گردند؟ دليل اين برگشتن چيه و چه كاري قراره بكنن؟

يكي از اعتقادات ويژه‌اي كه شيعه دوازده امامي آن را باور دارد، عقيده به رجعت است. رجعت در لغت به معناي بازگشت است.

رجعت و حیات حضرت عیسی (ع) و خضر (ع)

بنا به آيه 34 سوره انبياء، زندگي حضرت عيسي(ع) و خضر(ع) چگونه است؟ با توجه به اينكه هر نفسي تنها يك بار مرگ نخستين را مي چشد، توضيح اول در دعاي عهد( اينكه از قبرها بيرون مي آييم براي ياري امام زمانمان) آيا قابل قبول است؟!

اولا:در سؤال، استناد به آيه 34 انبياء شده، در حالي که، اين آيه مي فرمايد : «هر نفسي چشنده مرگ است.» بدون آنکه راجع به تعداد ، ودفعات مرگ، سخني را فرموده باشد، علاوه بر اينکه ، در قرآن،آيه 259 سوره بقره مي فرمايد:
« أَوْ كَالَّذي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيي‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْم...»‏