تولي و تبري

محبت اهل بيت(ع)

وصال إلي الله ممکن نيست؛ مگر با بغض نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اولياء خدا و براي همين است که تولي و تبري دو رکن از فروع دين ما بوده و قابل زدودن از دين نيستند. عده اي ادعا دارند که محبت و عشق اهل بيت عصمت عليهم السلام را در دل دارند؛ اما از طرفي هم دشمني با دشمنان ايشان را کينه اي بيجا و ناشي از هواهاي نفساني مي دانند. آيا بي اعتباري اين ادعا ثابت نمي گردد؟ چگونه مي توان محبت امام معصوم(ع) را در دل نگاه داشت و توأم با آن دشمني با قاتلين آن حضرت را منکر شد و از لعن و نفرين دشمنان معشوق خويش دست برداشت!؟ آري! از اين روست که خداي متعال در قرآن کريم، درباره منافقين فرموده است: «و إذا لقوا الذين آمنو قالو آمنا و إذا خلو إلي شياطينهم قالوا إنا معکم إنما نحن مستهزئون». يعني: «و هنگامي که مومنين را ملاقات مي کنند مي گويند: ايمان آورديم و هنگامي که با شيطان هايشان خلوت مي کنند مي گويند: ما با شمائيم؛ (ما فقط آنها را) مسخره مي کنيم.» و از اينروست که در زيارت عاشورا، همانطور که بر امام حسين(عليه السلام) و اصحابش درود مي فرستيم و تولاي خود را نسبت به ايشان ابراز مي کنيم، دشمنان ايشان را هم لعن مي کنيم و از آنها برائت مي جوئيم. من دشمنان و قاتلين امامان معصوم(ع) را لعن تا ابد مي كنم اما وسوسه اي در ذهنم ايجاد مي شود كه آنطور كه بخواهم اين لعنت باشد نيست مي خواهم راهنمايي ام كنيد و آن اين است كه با لعنت بر آنها ياد عذاب بسيار سختي كه بر آنها است و مي شود مي افتم و مي گويم كه خدا همه چي دستش است و آن آينده آدمها را مي سازد (شايد اينجا اشتباه مي كنم) بنابراين يك نفر را ابن ملجم (ملعون خدا و ائمه) قرار مي دهد. بيچاره ببين چه عذابي بايد ببينه! نمي دانم اين به خاطر اين است كه من قوه قهريه ام كم است يا به خاطر اين كه يك ناآگاهي دارم و يا به خاطر اينكه وسوسه شيطان است؟! به هر حال من از شما مي خواهم به من چيزي بگوييد كه موقعه لعن اين شقي ها حسابي و از ته دل لعنتشون كنم و با جواب دادن به اين شبه ها بگويم به درك مي خواستند اين كار را كه حتما با اختيار انجام دادن نمي كردند؟ آيا اين جواب من درست است كه آنها مي دانستند چه عمل هولناكي را انجام مي دهند و چه عذابي در انتظارشان است ‌‌كه اين مهمه پس عذاب حقشان است؟ مي شه رابطه شقي ها و تقدير الهي را بگوييد من نتونستم منظور خودم را خوب بيان كنم. اميدوارم كه منظورم را فهميده باشيد و شبه هاي من را رفع كنيد.

اينكه انسان موجودي است مختار،‌ امري است وجداني و بديهي كه اگر كسي به وجود خود مراجعه كند با تمام وجود مي يابد كه افعال ارادي خود را با اختيار و اراده خود انجام مي دهد و هيچ كسي او را بر اين افعال مجبور نمي كند لذا اگر ابن ملجم يا شمر يا يزيد يا ابن زياد دست به آن جنايات عظيم زدند با اختيار خودشان بوده است. بلي خدا چنين اراده كرده است كه انسانها با اختيار خود افعال ارادي خود را انجام دهند، اين قضاي الهي است كه انسان مختار باشد لذا اين كه افعال اختياري انسانها مطابق با قضاي الهي است منافاتي با اختياري بدن آنها ندارد.

تبري در اسلام

تبري در اصول دين چيست؟


چيزي در عالم وجود ندارد كه دو بعد جذب و دفع، سلب و اثبات در آن نباشد. منتها اين دو در انسان مؤمن حساب شده و رقيق شده يافت مي شود. در اين زمينه رساله اي منسوب به خواجه نصيرالدين طوسي (رحمه الله) است. او در اين رساله مي گويد: «آنچه در نوع جمادات به نام جذب و دفع هست، در گياهان نيز وجود دارد»(رساله تولّي و تبري، ضميمه اخلاق محتشمي/562). چون اگر سنگ يا خاكي بخواهد «لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن» ناچار است خاكهاي مستعد و مناسب را جذب و مواد ناسازگار را دفع كند. هر خاكي شايستگي عقيق يا لعل شدن را ندارد، جذب مناسب و دفع نامناسب در همه معادن و گياهان و خاكها وجود دارد.

فلسفه لعن كردن

علل لعن دشمنان بر اهل بيت را با ذكر ارجاعات پاورقي و منابع بنويسسد


خوب است بدانيد اولين كسي كه دشنام دادن و سب به علي را در خطبه هاي نماز جمعه رسمي كرد معاويه بود. او به تمام خطيبان جمعه و فرمانداران خود دستور داد كه به علي در تمام مناسبت ها سب و دشنام گويند. در صورتي كه از طريق اهل سنت نقل شده است كه پيامبر فرمود: «هر كس علي را دشنام گويد مرا دشنام گفته و هر كه مرا دشنام گويد خدا را دشنام داده و هر كه خداي بلند مرتبه را دشنام دهد، خداوند او را با صورت در آتش دوزخ مي افكند».

نفرین کردن

چرا بعد از نماز به انگليس نفرين مي کنيم؟ تا اونجايي که من مطالعه داشتم پيامبر(ص) با نفرين مخالف بودن حتي نفرين به دشمنان و آيا اگه پيامبر(ص) اين زمان بودند حاضر به نفرين کردن ميشد؟

سبّ و فحش را نه خدا قبول دارد و نه پیامبرانش. نفرین(لعن) مسلمان، نیزگناه است؛ امّا نفرین(لعن) دشمنان خدا را هم خدا انجام داده ، هم پیامبران خدا. بلکه خدا آن را بر مومنان واجب نموده است؛ « أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ ـ كيفر آنها، اين است كه لعن و نفرین خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست»‏(آل‏عمران:87). و مراجعه فرمایید به:البقرة:161، بقره:159،مسد:1،المائدة:78، آل‏عمران:61

تولي و تبري

آيا ما ميبايست از غير شيعه تبري بجوييم؟

در كتاب كافي روايتي نقل شده است كه زراره مي گويد: با برادرم حمران ـ يا برادر ديگرم بكير بر امام باقر(ع) وراد شديم. من به امام گفتم: ما افراد را با شاقول اندازه مي گيريم؛ هر كس مانند ما شيعه باشد، خواه از اولاد علي و خواه از غير آنها، با او پيوند دوستي (به عنوان يم مسلمان و اهل نجات) برقرار مي كنيم و هر كس با عيده ما مخالف باشد ما از او (به عنوان گمراه و اهل هلاك) تبري مي جوييم.