توسل و زیارت معصوم

فلسفه بوسيدن ضريح

فلسفه بوسيدن ضريح امامان و تبرّك كردن اشياء چيست؟ وهابيان كنايه مى‏زنند كه ما شيعيان ضريح و سر در امامزاده‏ها را مى‏بوسيم يا اشيائى را متبرك به ضريح مى‏كنيم و اين كارها شرك و حرام است؟

پيامبران و امامان بدان جهت كه بندگان شايسته خداوند هستند، سزاوار احترام و محبت هستند.
احترام و ابراز ارادت به آنان، بدان جهت نيست كه براى آنان در مقابل خدا، مقام و ارزشى مستقل قائل باشيم؛ بلكه آنان مستقل از خدا هيچ ندارند و همه عظمت آنان و عشق و محبت ما به ايشان، ناشى از آن است كه آنان در اوج معرفت، بندگى و عبوديت حضرت حق قرار دارند و مورد عنايت خاص پروردگار مى‏باشند.
بوسيدن ضريح امامان(ع) و اولياى الهى، برخاسته از عشق و محبت نسبت به آنان است؛ همان گونه كه عاشق، هر چيزى را كه منتسب به معشوق است، مى‏بويد و مى‏بوسد و به سينه مى‏چسباند.

ضرورت توسل

ضرورت و حكمت توسّل چيست؟ چرا در حالى كه خدا وجود دارد، به پيامبر و امام متوسل مى‏شويم؟

ضرورت توسّل‏
بدون شك آدمى براى تحصيل كمالات مادى و معنوى، به غير خود؛ يعنى، خارج از محدوده وجودى خويش، نيازمند است. عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسّك به سبب‏ها و وسايل براى رسيدن به كمالات مادى و معنوى، لازمه اين نظام است.

فلسفه زيارت معصومين(ع)

چرا به زيارت قبور اوليا مى‏رويم؟

در ابتدا بايد دانست، سلام دادن به پيامبران و اولياى الهى حتى پس از فوت و رحلت آنها ريشه قرآنى دارد. چنان كه در آيات الهى مى‏خوانيم:
«سَلامٌ عَلَى نُوحٍ فِي العالَمِينَ»؛ صافات (37)، آيه 79.؛
«سَلامٌ عَلَى إِبرَاهِيمَ»؛ همان، آيه 109.؛
«سَلامٌ عَلَى مُوسَى وَهارُونَ»؛ همان، آيه 120.؛
«سَلامٌ عَلَى إِل ياسِينَ»؛ همان، آيه 130.؛
«وَسَلامٌ عَلَى المُرسَلِينَ»؛ همان، آيه 181.
علاوه بر اينكه زيارت قبور اولياى الهى؛ خصوصاً پيامبر اسلام(صلى‏الله‏عليه) و امامان معصوم(عليهم‏السلام) آثار و بركاتى دارد كه مى‏تواند ملاك حُسن و رُجحان آن باشد.

وهابيان و حرمت زيارت‏

چرا وهابيان از مسافرت به جهت زيارت قبور اوليا نهى مى‏كنند؟

عمده دليل وهابيان بر حرمت زيارت قبور - حتى قبر پيامبر(صلى‏الله‏عليه) - روايت ابوهريره از رسول خدا(صلى‏الله‏عليه) است كه فرمود: «شد رحال» يعنى بار سفر بستن، جايز نيست، مگر به سوى سه مسجد: «مسجدالنبى، مسجدالحرام و مسجدالاقصى»؛ صحيح بخارى، ج 2، ص 136، كتاب الصلاة ؛ صحيح مسلم، ج 4، ص 126، كتاب الحج..
در جواب از استدلال به اين حديث مى‏گوييم:
اولاً، از نظر سند به اعتقاد ما ابوهريره موثق نمى‏باشد و يكى از جاعلان حديث است.

واسطه خدا و انسان

چرا براى درخواست حوايج به سراغ واسطه مى‏رويم؟

توسل، وسيله و واسطه قرار دادن چيزى بين خود و مطلوب است. وسيله گاهى از امور مادى است؛ مثل آب و غذا كه وسيله رفع تشنگى و گرسنگى است. از آنجا كه جهان براساس نظام علت و معلولى و اسباب و مسببات، آفريده شده است؛ نيازمندى‏هاى طبيعى بشر با عوامل و اسباب برآورده مى‏گردد.
فيوضات معنوى، همچون هدايت، مغفرت و آمرزش نيز بر اساس نظامى خاص بر انسان‏ها نازل مى‏شود و اراده‏ى حكيمانه خداوند بر اين تعلق گرفته كه امور از طريق اسباب خاص و علل معين به انسان‏ها برسد. بنابراين، همان‏گونه كه در عالم ماده نمى‏توان پرسيد: چرا خداوند متعال زمين را با خورشيد نورانى كرده و خود بى‏واسطه به چنين كارى دست نزده است؟