توسل و زیارت معصوم

حاجت خواستن از ائمه(ع)

آيا در مذهب تشيع مقام ائمه بالاتر از مقام پيغمبر نيست؟ چنانكه نيست پس چرا شيعيان مخصوصاً علماي آنها به كارهاي خارق‌العاده ائمه معتقدند؟ آيا طلب حاجت كردن از امامان قايل شدن شريك براي خدا نيست؟ در صورتي كه آنها خود نيز بندگان خدا بوده‌اند؟

طلب حاجت از ائمه اطهار (ع) در فرهنگ اسلام بنام "توسل" مشهور است و جايگاه والايي دارد. و ريشه در اصل اعتقادي امامت از ديدگاه شيعه بهره‌برداري مي‌شود، مسلمانان در برنامه‌هاي فردي و اجتماعي خود بايد از ائمه معصومين(ع) رهنمود بگيرد و از اين راه با خدا و مردم رابطه برقرار سازند. وگرنه گمراهي او قطعي است. ريشه‌ي توسل "وسيله" است؛ يعني واسطه قرار دادن چيزي و كسي از روي رغبت و ميل.

فلسفه توسل به معصومان(ع)

توسل به ائمه(ع) برای چيست و آيا بهتر نيست انسا ن مستقيما از خدا بدون واسطه حاجت بخواهد؟

ضرورت توسّل‏
بدون شك آدمى براى تحصيل كمالات مادى و معنوى، به غير خود؛ يعنى، خارج از محدوده وجودى خويش، نيازمند است. عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسّك به سبب‏ها و وسايل براى رسيدن به كمالات مادى و معنوى، لازمه اين نظام است.
بر همين اساس قرآن كريم، انسان را در جهت كسب كمالات معنوى و قرب به درگاه الهى، امر به توسّل به اسباب تقرب كرده است:«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد»: مائده (5)، آيه 35..

فلسفه توسل به امامان(ع)

معناى حقيقى توسل چيست؟ چرا با وجود خداوند ما ائمه(ع) را واسطه قرار دهيم؟ چگونه با بعضى از آيات ظاهراً مخالف با آن، قابل جمع است؟

«توسل»، در لغت، به معناى تمسك جستن به وسيله‏اى براى نيل به مقصود است. از آنجا كه خداوند، جهان هستى را بر اساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را تنها از طريق مجارى و اسباب اعطا مى‏كند «أبى الله ان يجرى الاشياء الاّ بالاسباب»؛ بحارالانوار، ج 2، ص 90.

توسل و مؤثر دانستن غير خدا

آيا توسّل به پيامبر و امامان(ع) و حاجت خواستن از آنان، مؤثر دانستن غير خدا و شرك نيست؟

پاسخ اين سؤال در ضمن چند نكته روشن مى‏شود:

يك. اقسام شرك‏
همچنان كه توحيد اقسامى دارد، در برابر آن شرك نيز داراى اقسامى است؛ از جمله:

1-1. شرك ذاتى؛
يعنى، اعتقاد به دو، سه يا چند خدا. اما توحيد ذاتى؛ يعنى، اعتقاد به يگانگى ذات خداوند.

1-2. شرك صفاتى؛
يعنى، اعتقاد به اينكه صفات خداوند زايد بر ذات او است. اما توحيد صفاتى؛ يعنى، اعتقاد به اينكه صفات خدا عين ذات او است.

1-3. شرك افعالى؛

توسل وآيه شريفه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»

با توجه به آيه شريفه A}«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»{A، استمداد از امامان(ع) در شفاى ناخوشى‏ها و... چه معنايى دارد؟

معناى «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» در نظام اسباب و مسببات، اين است كه خدايا! فقط از تو كمك مى‏جوييم و اگر در چهارچوب اين نظام، به اسباب متوسّل مى‏شويم، اين عمل را جز استمداد و يارى جستن از تو نمى‏بينيم؛ زيرا به غير از تو، مؤثر و مدد دهنده‏اى در اين عالم نيست و لحظه لحظه وجود اسباب و اثربخشى آنها، به لطف و اراده و قدرت تو است. اسباب به لطف تو مؤثرند و مستقل و جدا از تو، هيچ نيستند و توان هيچ تأثيرى ندارند: «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم». در نتيجه «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» منافاتى با تمسّك به اسباب ندارد و به معناى عدم استفاده و استمداد از اسباب و واسطه‏هاى فيض الهى نيست.