توسل و زیارت معصوم

فرق توكل و توسل

توكل و توسل چيست؟

در ابتدا به معناي توکل توجه شود، سپس به تعريف توسل خواهيم پرداخت:
معناي توکل:
توكل از ماده وكالت به معناي سپردن كارها به خداوند و اعتماد بر لطف او است. مرحوم راغب اصفهاني در مفردات مي گويد: «توكل» اگر با حرف «علي» بيايد به معناي اعتماد كردن مي باشد. (راغب اصفهاني، مفردات، ماده وكل).

معناي تبرك

مفهوم و معني تبرک چيست؟ آيا اين که بعضي از افراد اشيائي مانند پارچه را به مکانهاي مقدس مانند قبور ائمه جهت تبرک مي مالند، صحيح است؟ آيا خود اين اشيا تقدس پيدا مي کنند؟

تبرک :به معني مبارک شدن ، برکت پيدا کردن است
اما واقعا ماليدن پارچه ويا اشيائي به قبور ائمه ، حکمش چيست؟

توسل به امامان(ع)

متوسل شدن به ائمه معصومين(ع) و امامزاده ها چگونه مي باشد يعني اينکه نحوه کمک خواستن ما از آنها به چه صورت است به عنوان مثال در حرمهاي مطهر هنگام دعا بايد بگوييم برايمان دعا کنند و حاجتمان را نزد خدا خواستار باشند يا اينکه مستقيما از آنها طلب اجابت حاجت نمائيم. اگر مورد دوم صحيح است پس چه دليلي دارد بعضي وقتها مستقميا از خدا طلب کمک مي خواهيم و بعضي وقتها واسطه مي فرستيم به قول بزرگان ما پيش خدا چون آبرو نداريم و گناهکار هستيم، ائمه معصومين(ع) را واسطه مي کنيم پس اين مداومت داشته باشد و هرگز مستقيم از خدا حاجت نخواهيم، آن وقت اين قضيه با کلام خدا که مي فرمايند مرا بخوانيد تا اجابتتان کنم منافات پيدا مي کند. لطفا جواب قانع کننده بفرمائيد.

1
درخواست مستقيم از اولياى الهی صحیح است به شرط آنکه خواهنده بداند که هر کس هر چه می دهد از جانب خدا می دهد نه از طرف خودش. لذا ما از پزشک تشخیص بیناری را می خواهیم و از دارو طلب مداوا می کنیم و از غذا طلب سیری می کنیم و از معلّم می خواهیم که به ما تعلیم کند و ... . پس اگر متوجّه باشیم که اینها صرفاً واسطه اند و دهنده ی اصلی خداست ، شرکی لازم نمی آید ؛ ولی اگر بپنداریم که هر کدام اینها استدلال در تأثیر دارند ، روشن است که شرک خواهد بود

واسطه فيض بودن ائمه(ع) - شفاعت و توسل

چگونه ائمه(ع) واسطه فيض خداوند هستند و اگر چنين است چرا؟مگر نمي توانيم به طور مستقيم با خدا صحبت كنيم؟ اصلا مسأله شفاعت و توسل چه جايگاهي دارد؟

نخست بايد دانست كه دعا و مناجات مستقيم ما با خداوند منافات ندارد كه امامان(ع) نيز واسطه فيض باشند، هم چنان كه وقتي ما به طور مستقيم دعا مي كنيم و از خدا مي خواهيم كه باران ببارد، اما خداوند از طريق ابرها باران را بر ما نازل مي كند، بنابراين اگر از نظر فلسفي و معرفتي ثابت شود كه پيامبر و امام واسطه فيض هستند و حلقه وصل ميان واجب و ممكن مي باشند اگر چه ما به طور مستقيم هم از خدا بخواهيم ولي خداوند با واسطه آنان فيض را بر ما نازل مي كند.

ارتباط بلا واسطه با خدا

در مورد كساني كه بيشتر بر ارتباط با خدا تأكيد دارند و ماهيت امامت و حتي وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم را تا حدودي انكار مي كنند چگونه مي توان برخورد كرد؟ ضمن آنكه به نظر مي رسد اين افراد بيشتر به دنبال دلايل عقلي هستند و صرف ارتباط با خدا كه خود جاي تعريف دارد را كافي مي دانند.

در اين موارد بايد چند مساله را در نظر گرفت :
1. دليل آنان و به تعبير ديگر شبهات آنان در رابطه با پيامبر ، قرآن و امامت چيست تا متناسب آنها بتوان پاسخ داد.

2. آنان چه تصويري از خدا دارند.توضيح :
در يک تقسيم بند کلي خداباوري به دو گونه تقسيم پذير است:
الف . خدا باوري دئيستي ، در اين گمانه خدا فقط خالق هستي است و پس از خلق جهان معزول است و ديگر هيچ کاري به جهان و انسان ندارد. طبيعي است رابطه با چنين خدايي بي معني و بي فايده است و هيچ ثمري ندارد.
ب. خدا باوري تئيست ، در اين انگاره خدا نه تنها خالق که پرودردگار عالم و آدم است بلکه جهان را نیز پیوسته تدبير مي کند.