معرفت ديني

وظیفه مسلمان ،پاسخ به شبهات ديني

آيا براي من نقص و كم كاري (در مطالعات ديني) است كه نتوانم به شبهه اي پاسخ دهم يا كسي سؤال ديني بپرسد و نتوانم جواب دهم، با اينكه از ظاهر مذهبي ام چنين انتظار مي رود؟ (و ما اوتيتم من العلم الا قليلا -قرآن مجيد-)


در پاسخ به اين پرسش به نكاتي اشاره مي شود:
1. شايسته است هر فرد مسلمان به اندازه توانايي علمي و سطح شناخت خود پاسخگوي برخي پرسشها و شبهات باشد. نمي توان از يك فرد غيركارشناس در مسايل ديني توقع داشت همه شبهات و مسايل را پاسخ گويد. چنين فردي در حد گنجايش و توانايي معرفتي خود بايد انتظار پاسخ گويي داشته باشيد.
2. از سوي ديگر، از يك جوان مستعد و پايبند به مباني ديني انتظار مي رود كه روز به روز سطح معرفتي و مطالعات ديني خود را افزايش و ارتقا‌ء دهد. شما مي توانيد از طريق مطالعه، تفكر، بهره مندي از كارشناسان اين زمينه در جهت ارتقاء سطح معرفتي خود،‌ تلاش كنيد.
3.

معرفت ديني

چگونه مي توان اعتبار معرفت هاي ديني را به دست آورد؟

معارف اساسی دین ( توحید ، نبوت ، عدل ، امامت ومعاد ) ازطریق عقل منطقی واستدلال گر مبتنی بر بدیهیّات اولیه مانند استحاله اجتماع نقیضین به دست می آیند . لذا معیار صحت این قبیل معارف دینی، عقل منطقی است .
وآنگاه که صحت اصول احراز شد مصداق نبی ازراه معجزه یا نصّ
نبیّ سابق یا دیگر قرائن به اثبات می رسد و را ه آگاهی ما از وقوع
معجزه یا نصّ نبی سابق خبر متواتر است که منطقاً مفید یقین

است و عقلا به آن اعتماد می کنند .

ارثي بودن دين

آيا دين اکتسابي و ارثي است؟ بچه اي که از مسلمان شيعه و سني زاده مي شود آيا دين پدرش را به ارث مي برد؟ فلسفه اين چيست؟ پدر پدر بزرگ من سني از مذهب سني، شيعه شده آيا دين من ارثي شيعه مي شود؟ اين موضوع نامفهومي برايم شده و دليل و جواب قانع کننده اي براي ديگران ندارم. لطفا مرا در جواب ياري کنيد.

در ابتدا توجه به اين نکات ضروري است.
1. ما هم قبول داريم که خيلي از ما شيعيان (و در بين اهل سنت بيشتر) مذهب تشيع را بيش از آن که تحقيق نموده باشيم، از پدران و مادران و محيط تقليد نموده ايم، ولي اين به اين معنا نيست که خود مذهب تشيع و يا امامان و عالمان آن نيز توصيه به دين تقليدي و غير تحقيقي مي کنند، بلکه برعکس از روز اول بناي تشيع بر استدلال و احتجاج و برهان بوده است.
توجه داريد که خلفاي بني اميه و بني عباس و شاهان بعدي هرگز نمي خواستند که تشيع پا بگيرد، به همين مقداري که تشيع پا گرفته بر اساس استدلال ها، احتجاج ها و...

بینش دینی عارف و فيلسوف و متكلم

روش يك عارف و فيلسوف و متكلم، در اثبات وجود خداوند و صفات او و اصول دين، چه اندازه با هم تفاوت داشته و كدام در طول تاريخ موفق تر بوده اند؟


در پاسخ به اين پرسش به نكاتي اشاره مي شود:
1. نخست بايستي روش هر كدام از دانش هاي سه‌گانه، تبيين گردد؛
روش عارف در شناخت خداوند، سير از طريق علم حضوري و شهودي و معرفت نفس است. عارف در پي اثبات وجود خداوند با دلايل عقلي و فلسفي نيست بلكه به دنبال يافتن خداوند و پيوند با اوست، عارف مي خواهد خداوند را با چشم دل ببيند و شيريني آن را بچشد. لذا او براي دستيابي به اين مطلوب از راه تصفيه دل و تهذيب نفس وارد مي شود.

معرفت الهي واهل بيت(ع)

چه کنيم که معرفت ما نسبت به خداوند و ائمه معصومين(ع) بيشتر شود؟


روش شناخت خداوند:
ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم كه به صورت مرحله اي طي مي شوند.
مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است كه انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تكويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن كريم به معرفت خداي متعال دست يابد.