معرفت ديني

چرايى تكثر عقايد

چرا عقيده انسان‏ها با هم متفاوت است؟

مردم به طور طبيعى در پاره‏اى از افكار و انديشه‏ها مختلف‏اند. اساساً تنوع افكار تا حدودى از ويژگى‏هاى شايسته و بايسته زندگى بشر است. آنچه اين عالم را از ملال و يك نواختى به در مى‏آورد و زيستن در آن را لذّت بخش و موجب خرسندى و خوش‏وقتى مى‏گرداند و قواى عقلانى، اخلاقى و ذوقى را رشد مى‏دهد؛ گونه گونى افكار و انديشه‏هاى انسان‏ها است. اين اختلاف تا زمانى كه به اصول مشترك اعتقادى و تفاهم در مسائل بنيادين، خللى وارد نسازد امرى مثبت تلقى شده است.
اصولاً اختلاف‏ها را بر دو نوع مى‏توان تقسيم كرد:

يك.

معرفت در آيه شريفه« و ما خلقنا الجن و الانس الا ليعبدون»

معرفت در آيه شريفه« و ما خلقنا الجن و الانس الا ليعبدون» به چه معنايي است؟

مراد از "عبادت‌" "معرفت‌" است‌؛ و چون "عبادت‌" لازم "معرفت‌" است‌، تعبير به "عبادت‌" آمده است‌.
كمال معرفت الهي‌؛ بدون تسليم‌، فرمان برداري‌، خضوع‌، خشوع‌، بندگي و عبادت‌، ميسر نيست‌؛ به تعبير ديگر، شناخت خدا از طريق خود او امكان‌پذير است‌؛ و خداوند، معرفت خودش را به كسي عنايت مي‌كند كه تسليم به او شده باشد، و تنها او را بپرستد، و از او فرمان برد.
لذا، عبادت‌، از آن روي هدفي از آفرينش مي‌شود كه راه رسيدن به معرفت و شناخت او است‌.

تحقیق در اديان و انتخاب ان

من به وجود خداوند جهان اعتقاد دارم و نماز مي خوانم و خود را پيرو مذهب تشيع مي دانم ولي شايد مثل بسياري از افراد چون پدر و مادر من بر اين آيين بوده اند اين مسلک را برگزيده ام و روي اديان و مذاهب ديگر تحقيقي به عمل نياورده ام و از طرفي اعتقاد من به بسياري از صفات خداوند متعال مانند: سميع، بصير، قادر و ... ضعيف است. حال سؤل من اينست که: چطور مي توانم روي اديان تحقيق نمايم؟ آيا با مطالعه کتاب هاي آسماني آنها قدرت تميز را خواهم داشت و اگر پي به برتري يکي از آنها (به جز تشيع) بردم آيا مرتد نيستم؟

پيش از معرفي کتاب به اصل مسأله لزوم تحقيق درباره دين و خدا بر مي گردانيم. اساسا چه ضرورتي دارد که ما درباره دين تحقيق و پژوهش کنيم که اگر ملاک لزوم تحقيق روشن شود مقدار تحقيق و پژوهش هم روشن مي شود. با يک مثال ساده جواب را شروع مي کنم. اگر يک کودک به شما بگويد که يک عقرب در لباس شماست فورا عکس العمل نشان داده لباس را از بدن خارج کرده همه زواياي آن را بررسي مي کنيد. در اين مورد چرا شما واکنش نشان مي دهيد و شروع به تفحص مي کنيد و چه موقع از تفحص دست بر مي داريد روشن است که عکس العمل شما به حکم عقل و خرد شما است که حکم مي کند ضرر را ولو محتمل بايد پيشگيري يا دفع کرد.

علوم اسلامي

علوم اسلامی فلسفه و فقه و کلام و اصول چه تفاوتی دارند؟

فلسفه دانشي است که از احکام کلي وجو به روش عقلي و برهاني بحث مي کند و هدف از آن بازشناسي امور واقعي و حقيقي از امور وهمي و پنداري است. مسائل متافيزيکي مانند قاعده عليت و ... از مباحث فلسفي است.

2. علم کلام از عقايد و جهان بيني اسلامي بحث مي کند و نقش تبيين عقايد و دفاع از اسلام را برعهده دارد مباحثي چون اثبات وجود خدا، تبيين اوصاف خدا، مسأله نبوت، امامت، معادشناسي، فلسفه احکام و ... از مباحث کلامي هستند.

3. علم فقه دانش استنباط آموزه هاي رفتاري و علمي دين است.

محدوده تحقیق

آيا آگاهي از مسايل مختلف علمي و آنچه دور و برمان مي گذرد مجاز است؟ چه چيز مي تواند به عنوان بازدارنده من از آگاهي نسبت به فلان دين يا انديشه فلان فرد باشد که امکان دارد بهتر از دين فعلي من و انديشه فعلي من باشد؟ محدوده هاي اين تحقيق چگونه است؟

حضرت اميرالمؤمنين على(ع) در روايتى مى‏فرمايد رأس الحكمة لزوم الحق؛ ملازم حقيقت بودن اصل و اساس حكمت است
و باز مى‏فرمايد: دلايل واقعى را فراگيريد و خود را با برهان و منطق مجهز و مسلح سازيد و از شبهه و مغالطه كارى بپرهيزيد. امام على(ع) در اين سخنان به نحوه اتّخاذ روش علمى براى رسيدن به حقايق اشاره مى‏نمايد و آن عبارت است از روش استدلال و برهان.