معرفت ديني

شك در اصول دین و وسواس در انجام اعمال عبادى

با توجه به تحقيقى بودن اصول دين، بنده نسبت به مسائل اعتقادى دچار شك و ترديد شده‏ام و اين موضوع مرا در انجام اعمال عبادى به وسواس انداخته است. مرا راهنمايى كنيد.

ابتدا بايد اين نكته را خاطر نشان سازيم كه وسوسه، شك، ترديد و تزلزل از خطرات و القائات شيطانى است؛ چنان كه طمأنينه، يقين، ثبات و امثال آن از افاضات رحمانى و ملكوتى است. يعنى، شيطان براى بيرون راندن بندگان خدا از راه مستقيم و صراط حق، از وسائل و حيله‏هاى متفاوتى استفاده مى‏كند و از آنجا كه اهل كيد و مكر است، روش گمراه نمودن افراد را به حسب آمادگى‏هاى ايشان تشخيص داده و از همان راه وارد مى‏شود. مثلاً يك انسان كه نسبت به احكام و مسائل شرعى بى‏مبالات است، هرگز به وسواس در وضو يا نماز دچار نمى‏شود.

اجتهاد درعصر امامان(ع)

آيا در عصر ائمه(ع) اجتهاد و تفريع وردّ فروع بر اصول وجود داشته يا نه؟

برخي مي‏پندارند در عصر ائمه(ع) اجتهاد و تفريع و رد ّ فروع بر اصول وجود نداشته و بعد از دوران ائمه در شيعه پيدا شده، با اينكه در ميان اهل جماعت از همان قرن اوّل وجود داشته، اين تصور به ادّله‎اي باطل است.

تفقه در دين

منظور از تفقه در علوم خداشناسي چيست و چرا پيامبر ( ص ) ، مركزي براي اين منظور تاسيس نكرده اند؟

قبل از پاسخ اصلي و نهايي لازم است به بررسي ادله شما براي رفتن به حوزه بپردازيم : درباره دليل اول شما گفتني است كه منظوراز وجوب كسب علم از معصومين ( ع ) همه علوم نيست ، مقصود اين است كه اگر كسي مي خواهد علم دين را فرا گيرد، بايد از مسير اهل بيت باشد؛ نه اين كه حتي طالب طب و مهندسي نيز بايد از اين راه كسب علم كند .روايت ( ( طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه ) ) شامل همه علومي مي گردد كه براي بشر نافع باشند و مختص به علوم ديني نيست .

تقليد کورکورانه از دين

خداوند از كسانى كه چشم گوش بسته از دين آبا و اجداد خويش پيروى مى‏كنندانتقاد مى‏كند، حال با كسانى كه اسلام را اين گونه پذيرفته‏اند چه مى‏كند؟

بله تقليد كوركورانه از ديگران كاري نارواست ولي نمي‏توان تمامي افرادي را كه از آبا و يا بزرگان خويش پيروي مي‏كنند محكوم شمرد آنچه محكوم است پيروي از ضلالت و گمراهي ديگران است. حال افرادي كه درهدايت تقليد مي‏كنند در پيشگاه خداوند ماجورند البته نه مانند كساني كه از روي علم و آگاهي حقيقت را دريافته‏اند بلكه در حد و اندازه خود (وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا)؛(6:132)

تقليدى نبودن اصول دين

معناى تقليدى نبودن اصول دين چيست؟

اولاً؛ معناي تقليدي نبودن اصول دين و لزوم تحقيق در آن، اين نيست كه يك شخص عامي اعتقادات تمام مذاهب را بداند، بلكه به اندازه فهم و درك خود، بايد از مذاهب و اعتقادات خويش بتواند دفاع كند و به حقانيت آن علم داشته باشد.