معرفت ديني

اذان در گوش نوزاد یا دین تحقیقی

مي خواستم بدانم چرا بعد از اينکه بچه اي به دنيا مي آيد در گوش هاي او اذان و اقامه مي گويند که يعني مسلمان شده آيا نبايد اين امر بعد از بزرگ شدن وي و با تحقيق خود او صورت گيرد؟

در ابتدا بهتر است رواياتي را که به چنين امري شفارش کرده اند را بررسي کنيم تا بهتر بتوانيم وارد بحث و گفتگو شويم. در وسايل الشيعه، ج 15، ص 136، با حديثي روبرو مي شويم که از پيامبر نقل شده است؛ بدين صورت که پيامبر اکرم فرمودند: «کسي که خداوند به او فرزندي اعطا مي کند سزاوار است که در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويد چرا که اين کار او را از شر شيطان مصون مي دارد». و يا در حديثي ديگر از ابي عبدالله چيزي به همين مضمون وارد شده است با اين تفاوت که حکمت اين کار را چنين دانسته است که هيچ گاه کودک دچار مشکلات و گرفتاري هاي سخت نگردد.

چگونگی رهایی شك در اعتقادات و تحقیقی کردن دین

من پسري 21 ساله و دانشجو هستم. اما سؤالي كه از شما دارم اين است كه من نگراني اي دارم و آن اين كه من نگرانم كه شايد من اصول دين را از روي تحقيق نپذيرفته ام، ... نمي دونم چه جوري بگم اما با اين كه با خدا رابطه خوبي دارم اما گاهي افكاري بسيار آزار دهنده كه در مورد وجود خدا، يا ... به من روي ميآره كه مثلا تو از كجا مطمئ‍ني كه خدا وجود داره؟ و مي دونم كه اينها همه از طرف شيطان اما نمي دونم چي كار كنم؟ البته من با منحرف كردن ذهنم از اون ها دوري مي كنم راستش اينه كه من فكر مي كنم خودم از روي تحقيق به وجود و يكتايي خدا ايمان نياوردم و شايد اگر در خانواده و شرايط ديگري بزرگ مي شدم و شرايط ديگري داشتم، به اصول دين معتقد نمي شدم، نمي دونم منظورم رو متوجه مي شويد يا نه، اما چون مي دانم انسان اصول دين را بايد خودش و از روي تحقيق باور كند مي ترسم كه از من پذيرفته نشود. و اين چيزهايي را هم كه تا حالا براي اثبات وجود خدا در كتاب ها خوانده ايم را هم كافي نمي دونم. شايدم من دچار يك وسواس شده ام. لطفا مرا راهنمايي كنيد و از اين افكار آزار دهنده نجات دهيد.

اين حالت براي شما كه جواني 21 ساله و در عنفوان جواني هستيد، امري طبيعي است، بنابراين نبايد نگران باشيد.

مسائل اعتقادي

درباره اعتقاد توضيح دهيد.


«عقيده» به معناي تعلق فكر و انديشه انسان به چيزي و در ذهن و قلب جاي دادن آن است . واژه «اعتقاد» در جايي به كار مي‎رود كه شخص به باوري كه نسبت به چيزي پيدا كرده احساس وابستگي كند. به همين جهت عقيده نوعي باور است باوري كه شخص به آن تعلق خاطر دارد. اگر انسان به درجه اي از آگاهي برسد كه بتواند درباره چيزي با قاطعيت نظر بدهد، گفته مي‎شود كه به آن اعتقاد دارد. اعم از اين كه حق باشد يا باطل، راست باشد يا دروغ، و واقعي باشد و يا موهوم . عقيده، حاصل نوعي آگاهي است كه ممكن است مبتني بر خيال و گمان و يا اكتسابي باشد.

چگونگی رفع شك در اعتقادات

بنده مدتي است که در مورد اعتقادات و مسائل اعتقادي دچار مشکل شده ام، يعني بعد از ... متوجه اشتباهاتم شده ام و در حال حاضر مي خواهم توبه کنم، مي خواهم جبران کنم، نياز به راهنما دارم، نمي دانم از کجا بايد شروع کنم، البته مقداري تلاش کرده ام ولي خيلي مطمئن نيستم که راه و روشم براي جبران درست است يا خير؟ يکي از دوستانم اين سايت را معرفي کرده؛ نياز به يک مشاور ديني و تربيتي دارم؛ نياز به يک همراه دارم. مدت زيادي است سردرگم هستم. لطفاً راهنمايي ام فرماييد.


1. اگر منظورتان از اعتقادات ، امور مربوط به اصول دین مثل توحید و نبوّت و امامت و معاد یا زیر شاخه های اینها باشد ، توبه در این گونه مسائل به این است که شخص بعد از انکار یا شک در این امور ، در پی کسب یقین برآید و از راه دلایل محکم عقلی دوباره به اعتقاد درست باز گردد. برای این منظور سه راه پیشنهاد می شود. 1) یافتن یک شخص متخصصّ در امور اعتقادی ــ حتماً باید متخصص باشد نه صرفاً مطلع ــ و تماس مداوم داشتن با وی به مدّت طولانی. اگر چنین موردی را در محلّ زندگی یا تحصیل خود بیابید بهترین گزینه خواهد. 2) مطالعه کتب اعتقادی معتبر ، نظیر مجموعه آثار شهید مطهری.

منشا و درمان شك در اعتقادات

گاهي براي من پيش مي آيد که به همه چيز در مورد دين شک مي کنم، اين در حالي است که به بسياري از مفاهيم ديني و اعتقادات اسلامي به وسيله سوال کردن و مطالعه ايمان آورده ام به طوري که وقتي از آن فضاي شک آلود و زودگذر خارج مي شوم، خود را سرزنش مي کنم. اين شک ناشي از چيست و درمان آن چگونه است؟


اولا: شك و ترديدهايى كه براى شما حاصل مى‏شود صرفا يك سرى خلجانات ذهنى است كه همراه با آن اعتقادات خود را حفظ مى‏كنيد. ثانيا: چنان نيست كه هميشه شك و ترديد مضر و گمراه كننده باشد بلكه گاه مى‏تواند پلى به سوى يقين و راه صعود به مراتب بالاتر باشد. البته اين در صورتى است كه انسان به سرعت از اين مرحله بگذرد و در آن توقف نكند. چه درنگ در آن زيانبار است. بنابراين همواره بايد بكوشيد در شك‏ها و ترديدهاى خود نمانيد و يكى پس از ديگرى از آنها خارج شويد.
ثالثا: به نظر مى‏رسد بيش از همه چيز حالت پيش آمده براي شما يك حالت روحى باشد كه نوعا معلول تلقين است و با عزم قاطع مى‏توان بر آن فائق آمد.