فلسفه پرستش و دعا

شرایط برآورده شدن حاجت

براي برآورده شدن حاجت كدام سوره را بيشتر بخوانيم؟

دانشجوي گرامي وعلاقه مند به بهره گيري از انوار قرآني،با سلام به استحضار مي رساند:
همه آيات قرآن وسوره هاي آن داروهاي شفابخشي براي انواع بيماريهاي ظاهري وباطني هستند وبراي هر سوره فضائل وآثاري در روايات ذکر گرديده است،لکن براي بعضي از سوره ها آثار بيشتري نقل شده از جمله سوره حمد،قل هوالله احد،يس،واقعه ،انعام،وسوره هائي که با«سبح»و«يسبح»آغاز مي گرددکه به عنوان «مسبحات»از آنها ياد مي شود.
رسول اکرم (ص) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه ی خود بیرون آمدی آیه الکرسی را بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

مصلحت اندیشی خدا و فلسفه دعا

مي گويند اگر در كاري صلاح خدا نباشد، آن كار صورت نمي گيرد پس خدا كه از سرنوشت انسانها با خبر است و هر چه به صلاح بندگانش باشد همان را محقق مي سازد، براي چه انسانها دعا مي كنند؟ يعني در اجابت شدن خواسته هاي بنده ها فقط صلاح خدا مدنظر است و رضايت بنده خدا مورد نظر نيست؟ آيا اين نوعي جبر نيست كه تمامي اتفاقات زندگي را مصلحت خدا بدانيم و دل به آن خوش كنيم؟

توجه به اين نکات ،کمک مي کند به دريافت پاسخ.ا- دعا به خودي خود کار مطلوبي است وبهترين عبادت است،صرف نظر از نتائج ظاهري آن 2-دعا در تغيير سر نوشتها مؤثر است ويکي از عوامل تأثير گذار است.3-انسان به حکم عقل وآگاهي به مصالح ومفاسد،معمولاً چيزي را طلب مي کند که مصلحت است،وبطور نادر ممکن است مصلحت خود را تشخيص ندهد وچيزي را بخواهد که به صلاح او نيست،در اين صورت خداي حکيم ،آنچه را که مصلحت واقعي است به او مي دهد،در نتيجه دعا تأثير خود را خواهد داشت،ضمن اينکه دعا بدون عمل وتلاش اختياري به ثمر نمي رسد،بنابر اين وقتي چيزي را از خدا خواستيد ودنبالش هم رفتيد ،محقق مي شودودعا هم کار خود را مي کند،وجبري هم

عدم اجابت دعا

اگر کسي به خاطر غريزه اش از خدا کمک بخواهد وخدا کاري انجام ندهد وآن شخص مرتکب گناه شود آيا در اين جا خدا کوتاهي نکرده است؟ مگر خدا براي افزايش ايمان پيامبرانش چشمه اي از قدرت خويش را نشان نداد چرا براي انجام کاري به اين آساني که بنده اش را جان به لب کرده و ايمان او را نيز سست کرده است کاري نمي کند؟


در پاسخ به اين پرسش به نكاتي اشاره مي شود:
سرشت و گوهر انسان از دو جنبه مادي(بدن) و فرامادي(روح) تشكيل شده است. انسان نه مانند فرشته ها عقل محض و مجرد است و نه مانند حيوانات غريزه محض و خالص است، بلكه انسان آميزه اي از عقل و شهوت، اراده و غرايز است.
در جبهه معنوي و فرامادي انسان لشكرياني در وجود انسان نهاده شده، كه عبارتنداز: عقل، فطرت، اراده. اين جبهه دروني برخوردار از پشتيباني بيروني است كه همان «وحي» و «امداد و توفيق الهي» است.
در جبهه مادي و حيواني انسان لشكرياني مانند: غرايز، نفس اماره(هواي نفس) قرار دارد كه از بيرون مورد پشتيباني شيطان و وسواس او قرار گيرد.

دعاي غير ممکن - تقاضاي فرزند زكريا(ع)

هميشه به ما گفته اند چيزهاي غير ممکن از خدا نخواهيد هر چند براي خداوند غير ممکن وجود ندارد. در دعا چيزهاي منطقي بخواهيد و ... اما بنابر فرمايش قرآن زکريا با اين که مي دانست خودش ناتوان و پير است و همسرش عجوزه اي نازاست از خداوند تقاضاي فرزند کرد و ... آيا اين فرمايش قرآن با آموزه هاي ما در مورد دعا تناقض ندارد؟ چگونه مي توان اين مسأله را توجيه کرد؟

در پاسخ به سوال ذکر چند نکته ضروری است .
1- هيچ دليلي بر ناممکن بودن درخواست ذکريا وجود ندارد . ناممکن يعني چيزي که استحاله عقلي داشته باشد ٰ، در حاليکه خواسته ذکريا چنين نبود و تنها امري عادتا بعيد بود.
1ـ انچه در قران امده ملاک دقیق و ضابطه صحیح اعمال ماست و لذا مناسب بود شما از حکمت این در خواست بپرسید بدون انکه قران را با توصیه بزرگان محک بزنید .

دعا و مصلحت

مي گويند اگر در کاري صلاح خدا نباشد آن کار صورت نمي گيرد پس خدا که از سرنوشت انسانها مطلع است و هر چه به صلاح بندگانش باشد، همان را محقق مي سازد، براي چه انسانها دعا مي کنند؟ يعني در تحقق يافتن امري و اجابت حاجتي فقط صلاح خدا مد نظر است و رضايت بنده خدا اهميت ندارد؟ آيا اين نوعي جبر نيست که تمامي اتفاقات زندگي را مصلحت خدا بدانيم و دل به آن خوش کنيم؟

در این باره توجه به چند نکته لازم است :
1. یکی از سنتهای حکیمانه الهی این است که برخی از مواهب را در صورت دعا و درخواست بنده به او مرحمت نماید , وبه تعبیر دیگر انسان با دعا قابلیت کسب یکسری مواهب را به دست می آورد و بدون دعا از آنها محروم می ماند .