فلسفه پرستش و دعا

دعا و تلاش

برخي اوقات مطرح مي شود که برخي دعاها مثلاً برخي دعاهاي کتاب ارزشمند مفاتيح الجنان (همچون دعا براي برخي دردها) انسان را از فعاليت علمي مثبت براي رفع آن باز مي دارد و به نوعي انسان را دچار سستي و تخدير مي نمايد. اين مورد چگونه قابل توضيح است؟

بايد دانست در فرهنگ اسلامي دعا به عنوان يك عامل معنوي، در تأثيرگذاري بيشتر عوامل مادي نقش دارد و ضريب اطمينان را بالا مي برد. بنابراين دعا به عنوان «اهرم كمك» نه «جايگزين» تلاش مادي و علمي، روشن ترين دليل بر درستي اين انديشه روش و سنت پيامبر(ص) و امامان(ع) مي باشد كه از تلاش براي زندگي روزمره خود فروگذار نبودند و حتي نخلستان ها را آباد مي كردند و حتي گاهي براي معالجه از طبيب مسيحي استفاده مي كردند. اما ناگفته نماند گاهي كه تلاش هاي انسان به نتيجه نمي رسد، دعا از چنان پتانسيل معنوي برخوردار است كه حتي به تنهايي برخي بيماري ها و مشكلات را حل كند و اين نشانه جامعيت دين است.

سنت هاي الهی و دعا و توسل

آيا خداوند خلاف قوانين خود، کاري انجام ميدهد؟ مثلا آتش که خاصيت آن سوزاندن است آن را سرد گرداند يا انساني که طي الارض مي کند يا بر روي دريا راه مي رود؟ يا ارواح را احضار مي کند يا با عوالم ديگر ارتباط دارد. يا ايام سعد و نحس را مي داند يا نجس بودن ساعتي را در انجام کاري موثر بداند يا با اشاره اي کار کند يا اعتقاد به حرز و تعويذ و .. براي رفع شر و ضرر. يا براي يک عمل جراحي نيازي به بيهوشي نداشته باشد و فقط يک ذکر بگويد و يا اينکه خداوند پيامبر خود را به جهنم ببرد يا اتمام معجزات پيامبران. آيا در همه اين موارد که من در تاريخ خوانده ام و يا از افراد موثق شنيده ام خداوند خلاف قوانين خود کاري را انجام ميدهد؟ اگر اسلام از چنين قدرت هايي برخوردار است پس چرا باز هم خود را در مقابل کشورهاي غربي که پيشرفت زيادي در عمل و تکنولوژي دارند کوچک مي بيند؟ چرا بايد به دنبال کشف علوم طبيعي برود کارهاي خود را از طريق مشخص انجام دهد؟ يا مثلا اگر کسي با خوردن يک دارو بيماري اش برطرف مي شود ديگر چه نيازي به توسل و دعا و ... هست؟ لطفا با استدلال جواب دهيد؟

در اين باره گفتني است وجود پديده ها و اثر پديده ها همگي از آفريده هاي خداست و تحت اراده اوست اما اراده خداوند نيز بر اين اساس تعلق گرفته که پديده ها براساس سلسله مراتب و نظم پيوسته فعاليت کنند که اين قانون به «عالم خلق» و نظام تدريجي نام برده مي شود. البته خداوند قدرت دارد که از طريق «عالم امر» به طور «کن فيکون» نيز در ايجاد پديده ها تأثير بگذارد ولي چنين موارد بسيار اندک است و تنها براي هشدار و بيداري مردم از غفلت و توجه آنها به نبردي ماوراء طبيعت انجام مي پذيرد اما جريان طبيعي و عادي جهان بر اساس عالم خلق و تدريج است.

همانندی دعا و تلقين

آيا تأثير دعا همانند تاثير و نقش تلقين در نفس است؟

تلقين داراي تأثير فراواني بر آدمي است. دعا نيز از جمله اموري است كه تلقينات مثبتي را بر آدمي دارد، ولي بايد توجه داشت كه در اعتقاد ما و بنا بر ادله قاطع آن، دعا به درگاه پروردگار از جمله اسباب حقيقي براي وصول به مقصود است. يعني آن كه خداوند دعاي بنده را مي‏شنود و به آن پاسخ مي‏دهد نه اين كه صرفاً تلقين بر نفس باشد. بنابراين دعا داراي تأثير خارجي و نفس واقعي است نه صرفاً تلقين بر نفس.

طلب سلامتي از خدا

آيا اين دعا صحيح است كه از خدا بخواهيم سلامتى را از ما نگيرد با اينكه ‏خداوند متعال عادل است و هيچ وقت اين كار را نمى‏كند؟

منظور از اين دعا اين است كه خداوند ما را در مسيري قرار دهد كه اسباب مرض برايمان محقق نشود. درست است كه ما مختاريم و خود بايد تلاش كنيم تا از بيماري‏ها پيش‏گيري نماييم يا با استفاده دارو آنها را مداوا كنيم؛ ولي اين خداوند است كه به دارو اثر شفابخش مي‏دهدو موجب مي‏گردد اقدامات ما مؤثر واقع شود. نكته ديگر اين كه گاهي خداوند براي آزمايش انسان يا به خاطر گناهي كه آدمي مرتكب شده است، نعمتي را از او سلب مي‏كند.

اثر دعا در عربی بودن

آيا خواندن ترجمه فارسى دعاهاى مفاتيح‏الجنان داراى اثر است يا بايد به‏ عربى خوانده شود؟

بهتر است به عربي خوانده شود، زيرا عين كلامي كه از زبان معصوم رسيده يك اثر و جاذبه و گاه معاني خاصي دارد كه معادل آن به زبان فارسي يا زبان‏هاي ديگر نيست، گرچه خداوند عالم به هر لغت است و وقتي خالصانه خوانده شود عنايت مي‏فرمايد.
علاوه بر اینکه در علم الحروف اسراری است که ان اسرار از کلام معصوم به نحو عربی قابل اقتباس است .