رابطه دين با امور ديگر

نسبت دين و سياست

نسبت دين و سياست با هم چگونه است؟ آيا دين و سياست با هم قابل جمع هستند؟

اگر ماهيت دين و وجه نياز آدمى بدان به خوبى شناخته شود، قلمرو آن نيز تعيين مى‏گردد و مشخص مى‏شود كه عدم جدايى دين از سياست چراست. دين مجموعه اى است از:
1. معارف و بينش‏ها (جهان بينى)؛
2. سلسله دستورات اخلاقى كه سازنده خصايل نيكو و شخصيت حقيقى انسان است؛
3. سلسله قوانين و مقرراتى كه مناسبات انسان را با خدا، جامعه و طبيعت به نيكوترين وجهى تبيين نموده و سعادت بشر را در پى آنها تضمين مى‏نمايد (ايدئولوژى).

تاثیرعرف برقانون گذاری دینی

نقش عرف، فرهنگ، آداب و رسوم در قانون‏گذارى حكومت دينى تا چه اندازه است؟

آشنايى با نقش «عرف» در فقه و حقوق اسلامى و در قانون‏گذارى حكومت دينى، نياز به تعريف عرف، آگاهى از اقسام آن، معيار و ملاك اعتبار و حدود و شرايط آن دارد.

تعريف عرف:
براى «عرف» معانى و تعاريف مختلفى ارائه شده است. يكى از آنها عبارت است از: «ما تعارفه الناس و ساروا عليه من قولٍ او فعل او ترك و يسمى العادة»؛ ر.ك: منصورى، خليل رضا، دراسة موضوعية حول نظريةالعرف و دورها فى عمليةالاستنباط، ص 51. يعنى، «عرف» چيزى است كه مردم آن را متعارف نموده و بر اساس آن سير كرده‏اند؛ چه از سنخ گفتار باشد يا كردار، انجام عمل باشد يا ترك آن و آن را «عادت» نيز ناميده‏اند.

دين و درمان پوچ‌گرايي

چگونه دين مي تواند آدمي را از پوچ گرايي و بي هدفي در زندگي نجات دهد؟

در ابتدا بايد تاکيد کرد که پوچ‏گرایی علل و عوامل مختلفی دارد که اهم آنها عبارت است از:1- نداشتن فلسفه درست و اساسی در زندگی،2- فقدان ایده‏آل و آرمان عالی و معنوی،3- سوء تربیت،4- ناکامی و شکست در خواسته‏ها،5- تعارضات داخلی و ناتوانی در حل آنها،6- بحران هویت. بهترین راه حل این امور بینش و گرایش ژرف دینی است، زیرا همه این امور در تعالیم و آموزه‏های دینی به عالیترین شکل، حل شده است.