اسلام

جهان ‏شمولي اسلام

يکي از ادعاهاي بزرگ اسلام اين است که اين دين در زمان و مکان محدود نيست در صورتي که در عمل چنين چيزي هرگز وجود نداشته است . اگر اين دين در زمان و مکان محدود نيست پس چرا بعضي از آيات قرآن منسوخ شده است و براي زمان ما قابل اجرا نيستند؟

فرازماني و فرامکاني بودن اسلام به معناي اين است كه اين آيين مربوط به عصر و زمان و شرايط تاريخي و فرهنگي خاصي نيست، بلكه دين و شريعتي پايا، جاويد و هميشگي است و به اصطلاح كلامي شريعت خاتم است و شامل همه عصرها و نسل ها مي شود. اما در سوال فوق مغلطه جزء و کل رخ داده است .
جاودنگي و جهانشمولي دين يک مساله است و تغيير پذيري پاره اي از احکام درون ديني چيز ديگري است . اسلام، دين خاتم و فراگير است ، يعنى خداوند قرآن را براى زمان خاص و مردم خاصى نفرستاد.اما اين مانع آن نيست که در قرآن و اسلام متناسب با شرايط مختلف گاه احکام مختلفي وضع شده باشد.

اسلام و کام جویی از لذات دنیایی

امام علي(ع) فرمودند: «اگر دنياي آخرت نيز نباشد ما (مؤمنين) چيزي را از دست نمي دهيم.» حال اگر اين طور باشد مؤمنين بسياري از لذت ها را از دست مي دهند.

در پاسخ به اين پرسش به چند نکته اشاره مي شود:
1.

اسلام ،دین پذیرفته

در قرآن کريم داريم و هر کس ديني غير از اسلام اختيار کند از او قبول نيست و او در آخرت از زيانکاران است و نيز با توجه به آيه شريفه که اجباري در دين نيست؟ تکليف پيروان ديگر اديان چه مي شود؟ آيا به جهنم مي روند؟

1ـ معنی آیه ی شریفه « لا إِكْراهَ فِي الدِّين » این است که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که کسی را دوست داشته باشد ؛ یا از کسی متنفر شود. چون این امور ، مربوط به قلبند.

تسامح و مدارا دردین

درباره تولرانس، تساهل و تسامح و شريعت سهله و سمحه بودن اسلام توضيح دهيد؟

تولرانس(Tolerance) به معانى گوناگونى ترجمه شده است؛ از جمله تساهل و تسامح، تحمّل عقيده ديگران، بردبارى، مدارا و... البته تسامح و تولرانس غربى، با مداراى اسلامى تفاوت‏هاى بنيادينى دارد.
تساهل ليبرالى (Tolerance) به معناى پذيرش يا بى‏تفاوتى در مقابل چيزى است كه اصولاً آن را قبول نداريم. براى آن چهار قسم عمده ذكر كرده‏اند كه عبارت است از: 1. تساهل عقيدتى، 2. تساهل سازمانى، 3. تساهل رفتارى، 4.

جرایی اسلام در عربستان

چرا باتوجه به تمدن و شعور بالاي آن زمان ايرانيان(زمان پيامبر) نسبت به عرب ها خداوند دين اسلام را در ايران وارد نكرد؟در ضمن به دليل گستردگي و پهناوري كشور ايران در آن زمان دين اسلام راحت تر گسترش مي يافت

مى‏دانيم كه اسلام در شبه‏ جزيره‏ى عربستان ظهور كرد. در همان زمان مناطق ديگرى نيز در عالم وجود داشت كه داراى توانمندى و ثبات بيش‏ترى نسبت به آن‏جا بود، پس چرا مكه مهد اين دين بزرگ، تعيين گرديد، و چرا شبه جزيره‏ى عربستان براى ظهور اسلام شايسته‏ترين محيط شناخته شد؟ هرچند که بايد گفت «اللَّه اعلم حيث يجعل رسالته». اما در اين‏جا اِشكالى متوجه اين سؤال مى‏شود و آن اين‏كه ما در پى علت‏يابى حقيقتى شكل يافته در حال، هستيم؛ بدين معنا كه اگر اسلام در مكانى ديگر نيز ظهور كرده بود باز در پى تفسير و تعليل آن مى‏رفتيم.