ادیان و فرَق دینی

اختلاف شيعه و سني

چرا علماي شيعه و سني در مورد احكام اسلام به توافق نمي رسند تا امت واحد اسلامي بوجود آيد ؟

اگر چه شيعه و سني هر دو از مذاهب اسلامي به شمار مي آيد و اشتراكات قوي با همديگر دارند مثلاً در توحيد – نبوت ، در معاد – در قرآن در قبله و ساير احكام ديني و اخلاقي اما تفاوتها از آنجا نشات مي گيرد كه تقريباً خدا يك مساله مبنايي است و آن اينكه شيعه معتقدات پيامبر (ص) به دستور خداوند براي جانشيني بعد از خود اماماني را منصوب نمود كه در راس آن علي بن ابيطالب (ع) است او سپس هر يك از امامان دوازده گانه كه اين امر با نزول آيه تبليغ در غدير خم و معرفي علي بن ابيطالب (ع) آغاز و تثبيت شد .

اهل سنت و خلافت

عقيده اهل تسنن در مورد خليفه هاي بعد از پيامبر(ص) و ائمه(ع) چيست؟

اولـيـن اخـتـلاف اسـاسى كه در ميان مسلمانان پديد آمد, مسئله جانشينى پيامبر اكرم(ص)بود. عـلى رغم نظريات مختلفى كه در طول تاريخ در ميان مسلمانان بر سر ويژگى ها و شرايط و نحوه انـتـخـاب خليفه و رهبر مسلمانان وجود داشته و دارد, دو نظر كلى در اين مسئله وجود دارد كه زمان پيدايش اين دو نظريه در واقع به همان زمان رحلت پيامبر اكرم(ص) و نيازمندى جامعه اسلامى به تعيين خليفه و جانشين براى پيامبر گرامى اسلام(ص) بر مى گردد.

زمان اختلاف شيعه و سني

اختلاف بين شيعه و سنى چه زمانى به وجود آمد و چرا به توافق نمى‏رسند؟

مسأله‏اي است كه هم بين طرفداران اديان مختلف مطرح است و هم بين ملل و نحل در يك دين. شما حتماً از فرقه‏هاي مختلف مسيحيت با اطلاعيد و همچنين از فرق مختلف اسلامي در بين شيعه و سني. اين اختلافات بعد از ساليان دراز و بحث‏هاي بسيار هنوز حل نشده و وحدتي حاصل نگشته است. حال چرا به توافق نمي‏رسند؟
براي اين كار مي‏توان علل متعددي را برشمرد:

مظاهر غلو

مي خواستم بدانم ما در حق ائمه (سلام الله عليهم اجمعين) چه چيزي بگوئيم كه غلو محسوب شود؛ چون ما احاديث داريم كه مقام هاي خيلي عجيب و بعضا غلوآميزي را به ائمه (سلام الله عليهم اجمعين) نسبت مي دهد. لطفا جواب را به صورت دقيق و كامل دهيد و به سخن مختصر مرحوم مجلسي(ره) استناد نكنيد. 1- قال علي بن ابي طالب (عليه السلام): «انا اول و الآخر و الظاهر و الباطن» 2- قال علي بن ابي طالب (عليه السلام): «انا الذي بكل شيء عليم» 3- قال علي بن ابي طالب (عليه السلام): «انا خالق السموات و الارض» و ديگر اينكه معناي فرازي از زيارت رجبيه كه مي گويد: «لافرق بينك و بينهم الا انهم عبادك» چيست؟ با توجه به اينكه عبارت كمي غلو آميز به نظر مي آيد؟


تعريف غلو
غلو در لغت به معنای گذشتن از حدّ و خارج شدن از اعتدال است. لذا هرگونه توصيف از يك شيء كه فراتر از حد و شأن و رتبه وجودی آن باشد از نظر لغوی غلو است. غلو اگر در دین واقع شود بسته به مورد آن گاه بدعت و حرام و گاه شرک است. امّا مظاهر عمده غلوّ شرک آمیز یا غلوّ ارتداد آور همان است که علامه مجلسی (ره) با توجّه به روایات اهل بیت(ع) ، در هفت بند ، به قرار زیر شمرده است.
1. اعتقاد به الوهیّت پیامبر و ائمه(ع).
2.

شبهات وهابيت

بنده اين چند تا شبهاتي، که يک عالم وهابي مسلک درباره روايات نزول آيه ولايت درباره امام علي(ع)، نوشته است را ديدم. شبهات او از اين قبيل هستند: ا) علي در حالت نماز، پيکان از قدم مبارکش کشيدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟! يعني صداي سائل از درد بيرون کشيدن تير مؤثرتر هست؟! ب) حالت رکوع از حالاتي هست که ايما و اشاره در آن ممکن نيست، زيرا دو دست بر زانو قرار دارند و سر نيز خم شده و پايين هست، از اين رو با سر و صورت نمي توان اشاره کرد، صرف نظر از استبعاد اينکه علي در نماز متوجه سائل شده باشد، چگونه در حال رکوع به سائل ايما و اشاره کرده و او را بسوي خود خوانده که نمازش خلل نيافته باشد! و با توجه به اينکه نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در ميان اين جمعيت چگونه متوجه اشارات علي شده؟ مگر سائل علم غيب داشته و از قبل مي دانسته که چه کسي سوال او را بي جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگريسته؟! ج) آيا امير المؤمنين نمي توانست زکات خود را قبل يا بعد از نماز بپردازد؟ ديگر آنکه سائلي که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و با سوال در مسجد، مزاحم جمعيت خاطر و حضور قلب نمازگزاران شده بود، چه خصوصيتي داشت که امام ترجيح داد حتماً زکات خود را به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و براي پرداخت زکات خويش فرد مستحق متعففي را بيابد که با الحاف سوال نمي کند؟ آيا چنين کسي در مدينه وجود نداشت؟! د) مدعيان در تحميل اين روايت به آيه، بر لفظ انما که از ادوات حصر مي باشد، تکيه و تاَکيد بسيار مي کنند، به همين سبب مي پرسيم چرا پيامبر و يا ائمه ديگر، هيچ گاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداخته اند؟ اگر ولايت و امامت به دادن زکات در رکوع است در اين صورت پيامبر و حضرات حسنين و ائمه ديگر که در رکوع زکات نپرداختند، نبايد بر مؤمنين ولايت داشته باشند!!! ه) خلاف نيست که جز در مورد علي چنين ادعاي شده و نه پيامبر و نه حضرات حسنين چنين کاري کرده اند، از اين رو در اين مورد که مصداق اعطا زکات در رکوع نماز، جز يک تن نيست؛ استعمال الفاظ جمع هيچ وجهي ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت هست که آيه شريفه براي معرفي يک فرد از الفاظ جمع، خصوصاً ضمير هم استفاده کند که اصلاً در زبان عربي استعمال آن براي غير جمع، حتي به منظور اکرام هم معمول نيست! و) زکات بر کسي هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و يکسال قمري بر آن بگذرد، در حالي که آشنايان به احوال علي مي دانند که وي در آن زمان مالي نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود ز) زکات را خود شخص به تشخيص خود نمي پردازند، بلکه بايد آن را به عاملين زکات پرداخت يا توسط آنان جمع آوري گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعايت مصالح، تقسيم و توزيع شود ح) جمله يُؤْتُونَ الزَّکَاةَ معطوف هست به جمله يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ و ضمير هم در جمله حاليه وَهُمْ رَاکِعُون رابط است و مرجع( يا به عبارت ديگر ذو الحال) آن، ضمير واو است، در هر دو جمله يُؤْتُون و يُقِيمُونَ و نمي توان بي دليل ضمير و او در جمله يقيمون را از مرجعيت هم خلع کرد. بدين ترتيب اگر تفسير مدعيان را بپذيريم، معناي آيه چنين خواهد بود که اوليا مؤمنين کساني هستند که در حال رکوع ، نماز اقامه کرده و زکات مي پردازند! اما اقامه نماز در حال رکوع عبارت بي معنايي است و معلوم نيست که چگونه مي توان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زيرا رکوع جز نماز هست و کلّ در جز نمي گنجد. ديگر آنکه در اين آيه شريفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بي خلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ في المثال فعل جمله يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ را براي کسي که فقط يکبار نماز را اقامه کند، استعمال نمي کنند، بلکه آن را در مورد کسي که مستمراً و به دفعات نماز اقامه مي کند به کار مي برند. از اين رو در اين آيه، کساني منظور هستند که مادام العمر نماز بپا مي دارند؛ همين حکم عيناً درباره فعل جمله يُؤْتُونَ الزَّکَاةَ نيز جاري است، يعني آن را در مورد کساني استعمال مي کنند که- در صورت مشموليت حکم زکات- همواره زکات مي پردازند. از اين رو اگر معناي آيه را مطابق دلخواه مدعيان بدانيم، در اين صورت اوليا مؤمنين بايد همچون نمازخواندنشان که امري مکرر و مستمرّ است، زکاتشان را در حالت رکوع بپردازند، در حالي که حتي بنا به اين روايت جعلي نيز اين کار بيش از يکبار انجام نگرفته، از اين رو مي پرسيم چرا علي(ع) اين کار را تکرار نفرمود؟! علاوه بر اين چنانچه مي بينيم ايتا راکعانه زکات در آيه به عنوان عمل نيک و يک امتياز و کاري که ممدوح هست، ذکر شده و اين امر اگر مفيد وجوب نباشد قطعاً مفيد استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادعا بدانيم، پس چرا زعماي قوم و علما و مراجع مذهب، لا اقل از باب تاَسي به اوليا مومنين- هيچ گاه موقع پرداخت زکات نيت نماز نمي کنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند! ط) ديگر آنکه آيه مذکور با توجه به آيات قبل و بعد، در نهي از دوستي و اعتماد به کفار و تشفيق به دوستي با مؤمنين وارد شده و مي فرمايد که خدا و مؤمنين نمازگزار و زکات پردازي را که بدون کراهت و منّت، زکات مي دهند؛ دوست خود بگيريد، نه کفار را و اصلاً آيه در مقام تعيين ولي امر مسلمين نيست لطفاً جواب قانع کننده اي به اين شبهات براي بنده ذکر کنيد.

تذکر اين نکته ضروري است که پاسخ مفصل به اين همه پرسش نياز به نگاشتن کتابی مفصل دارد که از حد گنجایش این نامه خارج است. ضمناً در کتب متعدّدی ، علمای شیعه به این سوالات پاسخ گفته اند. برای مثال ر.ک: امامت در بینش اسلامی ، تالیف علی ربّانی پلپایگانی.