قضا و قدر

قضا و قدر و اختيار انسان

رابطه قضا و قدر الهي با اختيار انسان در اسلام چگونه است؟ خواهش مي کنم سريعا جواب بديد.

نخست به مسأله «تقدير» خدا و نسبت آن با اختيار انسان مى‏پردازيم. تقدير دو معنا دارد كه متناسب با آنها مى‏توان گفت تقدير دو نوع است: 1. تقدير علمى: يعنى سنجش و اندازه. مقصود از تقدير علمى خدا اين است كه خدا مى‏داند كه هر چيزى در هر زمان و هر مكان به چه صورتى تحقق مى‏يابد.

قسمت و تقدير

آيا ازدواج قسمت است همان طور كه مرگ قسمت است؟ همچنين با توجه به اين كه در جاي جاي قرآن گفته مرگ شما يك لحظه پس و پيش نمي شود آيا اين هايي كه اعدام مي شوند هم عمرشان تمام بوده و قسمتشان اين بوده كه كسي را بكشند و اعدام شوند؟


«قسمت» به معانى مختلفى به كار برده مى‏شود كه اعتقاد به برخى از آنها، موجّه است و به برخى ديگر ناموجه. قسمت به اين معنا كه: «يك رويداد، معلول يك سرى عوامل است كه با تحقق آن عوامل، قطعاً آن رويداد به وقوع خواهد پيوست». اين معنا كاملاً منطقى و صحيح است؛ مثلاً اگر كسى هر روز ورزش كند، عضلاتش قوى خواهد شد و يا اگر در عبور از خيابان دقت نكند، تصادف رخ خواهد داد. كاربرد معنايى ديگر براى قسمت، آن است كه: «نقش فرد در حوادث كاملاً ناديده گرفته شده، همه چيز به مقدرات واگذار گردد». اين برداشت از قسمت برداشتى نادرست و توجيه خوبى براى اهمال و ناتوانى‏ها است.

قسمت و تقدير

وقتي در انجام کاري مي گويند که قسمت او نيست آيا خدا نمي تواند اين قسمت را تغيير دهد؟


ظاهراً مراد از قسمت در زبان عرف همان اصطلاح قضا و قدر است در زبان اهل بیت (ع) و علمای دین.
قضا و قدر در نگاه متکلمین بر دو گونه است ؛ قضا و قدر تشریعی و قضا و قدر تکوینی ؛ مراد از قضا و قدر تشریعی ، اوامر و نواهی الهی است که در کتاب و سنّت آمده است . روشن است که مراد از قسمت این قسم از قضا و قدر نیست. امّا قضا و قدر تکوینی ، بر دو گونه است : قضا و قدر علمی و قضا و قدر عینی . مراد از قضای علمی ، علم خداوند متعال است بر ضرورت وجود اشیاء آن هنگام که تمام علل و اسباب و شرائط آن فراهم بوده و مانعی در کار نباشد .

تعريف بداء

در مورد بداء توضيح دهيد؟

بدأ به معناى«ظهور» و « آشكار شدن چيزى از كسى است». معناى اصطلاحى «بداء» چنانکه از روايات خاندان وحى(س) رسيده به معناى «آشكار شدن امرى از خداوند متعال است» كه اين امر براى انسان‏ها مجهول بوده و خلاف آن را تصور مى‏كردند. بنابراين بداء به معناى آشكار شدن پديده ها و حوادث برخلاف شرايط ظاهرى است كه انسان مى‏پندارد. مثلا اگر به ما خبر برسدجوانى كه ظاهرى سالم و سر حال دارد، بر اثر سكته قلبى فوت كرده است، براى ما غير منتظره و غافل گير كننده است و دليل آن جهل ما به سلسله علل و عواملى است كه باعث اين رخداد شده است. ما او را سالم مى پنداشتيم اما در واقع او بيمار بوده است.

حكمت الهي وسرنوشت انسان

مرز بين سرنوشت و حکمت و تقدير الهي چست؟

قسمت یا سرنوشت به معنای دقیق و فلسفی مساله چیزی جز تقدیر حقتعالی نیست . البته در عرف عوام نگرشی جبر آمیز به سرنشت یا تقدیر وجود دارد اما در نگرش دقیق دینی و فلسفی این طور نیست. به عبارت دیگر ، اينکه هر چه براي انسان پيش مي آيد همان خواسته حق تعالي است یا سرنوشت اوست به معناي سلب اختيار از انسان و سلب مسئوليت از او نيست. زیرا آنچه را خداوند اراده نموده فعل اختياري انسان است فعلي که از روي آگاهي و خواست انسان بدون جبر و اجباري از سوي ديگري تحقق مي يابد.
آفريدگار عالم به انسان نيروي عقل و خرد را ارزاني داشته و او را موجودي مختار آفريده است.