قضا و قدر

حکمت افعال

آيا اين اعتقاد که رخ دادن هر فعلي حکمتي دارد صحيح است؟

حکمت در فعل به دو معني به کار مي رود. 1. به معني استحکام واتقان فعل. لذا فعلي را که محکم و استوار و نظام مند و خلل ناپذير و بي عيب باشد، فعل حکيمانه مي گويند. 2. به معني غايت عقلايي داشتن فعل و عبث نبودن آن . لذا فعلي را که عاقلانه و هدفمند باشد و غايتي معقول داشته باشد، حکيمانه مي گويند.
افعال را به طور کلي به دو قسم مي توان تقسيم کرد: 1. افعال خدا 2.

حوادث زندگي وحکمت و مصلحت

برخي هر حادثه تلخ و شيريني که برايشان پيش مي آيد به دنبال حکمت و مصلحت آن از طرف خداوند هستند آيا هر اتفاقي که در زندگي برايمان پيش مي آيد حکمت و مصلحتي دارد؟

همانطور که هر پیشامدی در این عالم معلول علتی هست، خود نیز علت معلولی دیگر هست و هيچ واقعه ‏اى بدون علت و منشأ و اثر تحقق پيدا نمى‏كند. اين واقعيت را اصول عقلى اثبات مى‏كند. از طرفی علم خدا بر همه امور و وقایع ریز و درشتی که در این عالم اتفاق می افتد، احاطه دارد. « وَ ما تسقُطُ من وَرَقةِ إلاّ یَعلمُها»: « هیچ برگی از درخت نمی افتد؛ مگر اینکه او می داند»(انعام / 59 ). علم خدا مثل علم انسان انفعالی نیست که بعد از وقوع حوادث ایجاد شود. بلکه خدای متعال قبل وقوع هر حادثه ای، از آن آگاه هست؛ حتی افتادن برگی از یک درخت و چه بسا علم او مؤثر در وقوع آن حادثه می باشد.

شانس یا نتیجه کار خود؟

من هیچ موقع به شانس اعتقاد نداشتم و دوست داشتم چیزی به عنوان شانس نباشد ولی یک سؤال برای من پیش آمده. با توجه به اینکه انسان محدودیت دارد (به زمان، مکان، دانش و ... ) پس نمی تواند بر همه اموری که برایش اتفاق می افتد تسلط داشته باشد. بنابراین گاهی اتفاقاتی برای انسان می افتد که از اختیار خارج است به این امور چه می توان گفت شانس یا نتیجه کار خود؟ مثال: انتخاب یکی از دو راهی که نمی دانیم کدام به مقصد می رسد.

براى پاسخ به سؤال شما مطالبى طى چند بند ارائه مى‏شود: T - شانس چيست؟}T آيا شانس حقيقت دارد؟ شانس عموما از رويدادى تعبير مى‏شود كه علت آن معلوم نبوده و لذا وقوع آن رويداد به شانس نسبت داده مى‏شود. اگر مقصود از شانس تحقق پديده‏اى بدون علت است بى‏شك در فلسفه اسلامى و براساس دلايل قطعى عقلى مردود مى‏شود زيرا هيچ پديده‏اى (ممكن الوجود) بدون علت موجود نمى‏شود.

تعيين سرنوشت و تقدير شب قدر

اگر سرنوشت انسان در هر سال در يك شب قدر رقم مي خورد، پس نقش ما در تعيين سرنوشتمان چيست؟

اینکه گفته می شود در شب قدر همه مقدرات تقدير مى‏شود ، بدين معنا است كه قالب معين و اندازه خاص هر پديده، به طور روشن اندازه‏گيرى مى‏شود. البته اين اندازه‏گيرى، بر اساس شرايط و موانعى است كه پيش مى‏آيد و با ملاحظه اختيار و قابليت انسان شكل مى‏گيرد. با توجه به مقدمه يادشده، رابطه شب قدر و تعيين سرنوشت بندگان و كردار اختيارى آنان، روشن مى‏شود.

تفاوت جبر و اختيار-قضا و قدر

آيا جبر و اختيار و قضا و قدر دقيقا با هم يکي هستند يا تفاوت دارند؟ اصولا چه تفاوتي ميان اين دو است و چه نقطه اشتراکي دارند؟

مسأله قضا و قدر همان مشيت الهى است كه در نظام هستى، هر چيز را با محاسبه دقيق و معين به طور قانون‏مند و سازوار در چارچوب نظام علت و معلول قرار داده است. شناخت صحيح مشيت خداوند و خواست انسان، مبتنى برداشتن تصور صحيح از مشيت خداوند در نظام جهان و انسان است. ترديدى نيست كه هيچ رخدادى در جهان، جز به مشيت خداوند اتفاق نمى‏افتد.
برگى كه از درخت ساقط مى‏شود و يا كارى كه از انسان سر مى‏زند، هر دو به مشيت خداوند است.