قضا و قدر

اختيار انسان و علم خدا

رابطه اختيار انسان با اراده و علم الهى چگونه است؟ اينكه خدا همه چيز را از قبل مى‏داند و يا نمى‏توان بر خلاف تقدير كارى كرد مستلزم جبر نيست؟ قضاى الهى چيست؟ اگر قضا به معناى اتمام كار باشد، چگونه با اختيار انسان سازگار است؟

اين چهار پرسش از اساسى‏ترين پرسش‏ها درباره اختيار انسان است. نخست به مسئله «تقدير» خدا و نسبت آن با اختيار انسان مى‏پردازيم. تقدير داراى دو معنا و دو نوع است:
1. تقدير علمى؛ يعنى، سنجش و اندازه‏گيرى يا اندازه شناسى. و مقصود اين است كه او مى‏داند هر چيزى در هر زمان و هر مكان، به چه صورتى تحقق مى‏يابد. به بيان ديگر، او به فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرايط پيدايش پديده‏ها و در پى آن، رخ دادن آنها علم دارد.

جراحي پلاستيک و دخالت در کار خدا

مي خواهم بدانم که آيا جراحي پلاستيک بيني دخالت در کار خداوند است؟ مي خواهم در اين رابطه کاملا توجيح شوم.


جراحی پلاستیک به سه منظور عمده ممکن است انجام شود.
1. به دستور پزشک و برای رفع برخی عیوب فیزیولوژیکی بینی که باعث بروز برخی مشکلات برای دستگاه تنفّسی و سینوسها می شود. روشن است که چنین عملی از باب مداوای بیماری بوده و مثل بقیّه اعمال جرّاحی است.
2. برای بازیابی زیبایی از دست رفته ، مثل برطرف نمودن جای زخم ، سوختگی ، کجی ناشی از شکستگی استخوان بینی و امثال آن. این مورد نیز در واقع نوعی درمان و برطرف نمودن عوارض است.
3.

قضا و قدر و تلاش

نقش و ميزان تأثير قضا و قدردر زندگی انسان و در مقابل آن تلاش چيست؟ به چه ميزاني تعيين شده است؟

براي روشن شدن رابطة قضا و قدر، با جبر و اختيار؛ نخست معناي قضا و قدر و سپس معناي جبر و همبستگي آنها را با همديگر شرح مي دهيم:
1. قدر: يعني اندازه و اندازه گيري و تعيين حد و حدود چيزي. و در اصطلاح به اين معناست كه خداوند متعال براي هر چيزي اندازه اي قرار داده و آن را بر اساس اندازه گيري و محاسبه و سنجش آفريده است.
2. قضا: يعني حكم، قطع و حتميت. در آفرينش، پيدايش هر چيزي از چند راه ممكن است انجام گيرد. حال اگر از ميان چندين راه ممكن، علل و اسباب پيدايش يكي از آنها فراهم شد و تنها همان يكي تحقق يافت؛ اين مرحله از تحقق را قضا مي نامند.
3.

اراده خداوند و جادو

همان طور كه مي دانيم بر اساس آيه «و من شر غاسق اذا وقب»، جادو واقعيت دارد پس اگر شخصي جادو مي كند و جادو مانع از انجام عملي مي شود پس اراده خداوند كجاي اين موضوع است؟

خداوند متعال در آيه 102 سوره بقره مي فرمايد: « وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطينُ عَلى‏ مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ

معنای جبر و اختيار-قضا و قدر

قضيه جبر و اختيار و قضا و قدر چيست؟

نخست به مسئله «تقدير» خدا و نسبت آن با اختيار انسان مى‏پردازيم. تقدير داراى دو معنا و دو نوع است: