عدل الهی

عدل الهي و تفاوت ظرفيت‏ها

در مورد تفاوت ظرفيت ها و استعدادها كه در افراد مختلف است ما وقتي به مسئله اي بر مي خوريم مي گوئيم به خاطر تفاوت ظرفيت در آدمي است خوب اينجا سؤال اين است كه مگر همين ظرفيت را خداوند متعال به آدمي نداده آيا نمي شد به همه يكسان اعطا كند؟

گاهي سؤال اين است که «چرا ميان موجودات عالم، تفاوت وجود دارد؟» و گاهي سؤال اين است که «چرا موجودات انساني داراي ظرفيت ها و استعدادهاي متفاوت هستند؟» اين دو سؤال کاملا از هم جدا بوده و پاسخ هاي مختلف را مي طلبند.

تفاوت انسان‏ها وعدل الهي

دو نفر كه يكي كار زشت مرتكب شده و ديگري كار نيك دو حالت براي اين دو نفر تصور مي شود الف)هر دو شرايط مساوي دارند ب)شرايط آنها نامساوي است اگر شرايط آن دو مساوي است سئوال اين است كه چرا فرد اول معصيت و ديگري طاعت انجام مي دهد و اگر شرايط نامساوي است علت اختلاف در معصيت و طاعت اختلاف شرايط است پس نبايد خداوند معصيت كار را مواخذه كند. شهيد صدر در صورت اول جواب داده است كه مرجح اختيار انسان است نگارنده با اين جواب قانع نشدم اگر جواب ديگري در اين زمينه هست نگارنده را مطلع كنيد برخي دانشجويان همين سئوال را از من نموده و من جواب شهيد صدر را به آنها داده ام و آنها قانع نشدند..

نخست بايد دانست در اعمال انسان سه عامل مهم نقش دارد:
1. عوامل وراثتي و ژنتيکي
2. عوامل محيطي.
3. اختيار و انتخاب.
و اين سه فاکتور از عوامل متغير هستند که هيچ گاه شرايط مساوي را براي افراد انسان ها به وجود نمي آورند و اين تفاوت ها از زيبايي هاي آفرينش و بر اساس «حکمت» خداست.
اما «عدالت» خدا بر اين اساس است که از هر کس با توجه به شرايط محيط و عوامل ژنتيکي و امکاناتي که در اختيار دارد بازخواست کند، لذا شدت و يا تخفيف عذاب و يا پاداش خداوند نيز با ملاحظه هر سه عامل است.

عدل الهي و طفل نیکوکار و بدکار

اگر دو نفر را در نظر بگيريم كه يكي از آنها انسان بدكار است و يك نفر از آنها طفل كوچكي است و اين دو نفر بر اثر يك حادثه مي ميرند . اگر در روز قيامت انسان بدكار به خدا اعتراض كند كه چرا من در طفوليت كشته نشدم تا من هم به بهشت بروم خداوند چه جوابي به او ميدهد .و اگر طفلي كه در گذشته در روز قيامت از خداوند سئوال كند كه چرا اجازه ندادي تا رشد كنم و به مراحل متعالي برسم خداوند چه جوابي به او مي دهد؟

نخست بايد دانست دنيا دو ويژگي بارز «نظام مندي» و «تزاحم» را دارا مي باشد؛ يعني، هر اتفاق و حادثه اي دليل دارد. اما عوامل و علت ها متعدد مي باشند و اين نشانه نظام مندي و حکمت خداوند است. به همين جهت برخي در کودکي و برخي در پيري و برخي به علت هاي مختلف در ميان سالي از دنيا مي روند. اما آنچه مهم است اين است که خداوند با هر کدام بر اساس «عدالت» و با توجه به شرايط و امکانات او برخورد کند، لذا با کودک بدون تقصير به گونه اي و با ميان سال مجنون به گونه اي و با ميان سال عاقل و داراي اختيار به گونه ديگر برخورد مي کند.
لذا در اين باره خداوند به شخص گنهکار پاسخ مي دهد که:

عدل الهي‏ و عبادت 6000 ساله شيطان

من به عدل خدا هم شك كردم. خدا چگونه توانست به شيطاني كه 6000 سال عبادت او را كرده و از فرشتگان خاص خود بود بگوييد كه به انسان سجده كند. اين عين بي عدالتي است؟ يا چرا وقتي از اولياء خدا مي پرسيدند آيا شما به بهشت مي رويد مي گفتند نمي دانيم. خوب اگر اين عزيزان نخواهند به بهشت بروند پس عدل خدا كجاست؟ يا كودكان كوچكي در حد سن 1 يا 2 سال گاهي در معرض بدترين شرايط هستند و شايد هم بميرند اونها كه گناهي نكردند پس عدل خدا كجاست؟ (پاسخ اين سؤال براي من بسيار مهم است و اگر من را قانع نكند مجبورم راه هاي جديدي در زندگي خود انتخاب كنم.)

درپاسخ به اين پرسش به چند نكته اشاره ميشود:
1-گرچه ابليس درجرگه ملائكه به عبادت مي پرداخت لكن از جنس فرشتگان نبود قران كريم در اين باره مي فرمايد:انه كان من الجن ففسق عن امر ربه
2-دستورخداوند مبني بر سجده بر انسان هيچ منافاتي با عدالت خداوند ندارد. زيرااين فرمان آزمايش وآزموني بودبراي محك زدن عبوديت وبندگي آنها .سجده در برابر آدم(ع) در واقع سجده وكرنش دربرابرامر الهي بود.

عاقبت فرزند نامشروع و عدل الهي

آيا يك زنا زاده كه در تولدش نقشي نداشته است محكوم به جهنم است اگر آري پس نقش اختيار تفويضي و عدالت خدا كجا اجرا مي شود؟

درباره فرزند نامشروع (ولدالزنا) از دو ديدگاه سخن مى‏توان گفت:
1- ديدگاه كلامى: در اين ديدگاه به اين گونه مسائل پرداخته مى‏شود:
الف) آيا ولدالزنا مى‏تواند مانند ديگران مراتب كمال انسانى را طى كند؟ يا اصلاً نمى‏تواند؟ و با طى مراتب كمال براى او ممكن ولى مشكل‏تراست؟
مشهور متكلمين وجه سوم را پاسخ مثبت مى‏دهند.
ب ) آيا اين نقصان براى فرزند نامشروع ظلم از ناحيه خداوند به او نيست؟
پاسخ متكلمين مركب از دو جزء است:
اولاً: ظلمى اگر هست از ناحيه زناكار است نه خداوند.