عدل الهی

انتساب ظلم به خداوند

ما معتقديم که همه چيز از اوست حتي همه زيبايي ها و صفات حال که کسي خوبي اش را از خدا مي گيرد اگر ظالم باشد ظلمش از کجا آمده است؟ از خدا که نمي تواند باشد چون خداوند ظالم نيست؟

ظلم انسان از سوءاستفاده از اختيار او ناشي مي شود.انسان آزاد آفريده شده ومي تواند راه خطا وظلم را بر گزيند.
1. طبق براهین عقلی و نقلی ، خداوند متعال خالق کلّ است ؛ و هیچ امر وجودی نیست که معلول او نباشد ؛ لذا فعل اختیاری انسان نیز از حیث وجودی معلول خداوند متعال است . همانطور که در نامه قبلی نیز عرض شد خداوند متعال وجود محض (وجود بدون قید و حدّ) بوده و تنها افاضه کننده وجود است. و غیر خدا هر چه هست ماهیّاتی هستند که از جانب خدا به آنها وجود افاضه شده است.

تفاوت روزي‏ها و عدل الهی

خيلي افراد هستند که وضعشان روز به روز بهتر مي شود در صورتي که اصلا کاري به کارهاي خدا ندارند پس چرا فرصت مي يابند؟

خداوند متعال در قرآن کریم جواب این سوال را به وضوح داده است لذا در این باره تنها آیات مربوطه ، همراه با ترجمه ی آنها ذکر می شود و نتیجه گیری بر عهده حضرت عالی گذاشته می شود.1. « وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ : چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانيد. » (البقرة: 216)2.

عدالت خدا و رزق و روزی

سلام يك سوال براي من مطرح است درمورد مسئله شرور.يكي ازمهمترين دلايل سختي هايي كه مادرجهان مي كشيم ناشي ازظلمي است كه به ماوپدانمان شده است كه يقينا (نكته مهم اينجاست)اين ظلم ها ازطرف خدانبوده است.مثلا صهيونيسم ها ثروت جهان رامي خورندو بقيه مردم دنيا دررنج وعذاب اند.الان دراين جامعه ماايران مي دانيدكه به خاطر فقر چه بدبختي هايي مردم مي كشند.انسان هايي هستندكه نان شب ندارند بخورند.خوب دراين شرايط خداكجانشسته است؟جوابي كه من طي مكاتبه باچندنفر دريافت كردم اين است كه شرور لازمه جهان مادي است وخدامي خواسته يك نظام تسخيري درست كندومجبوربوده به واسطه اين كه مي خواسته انسان راموجودي مختارقراردهدنظام عالم راجوري بسازد كه احتمال ظلم انسان هابه يكديگربرود.من توي همين مشكل دارم چون نمي توانم مجبور بودن خدارابپذيرم ولي حالافرض كنيم كه همچنين چيزي مي شود.سوال اصلي من اينجاست كه فرض كنيدمن انساني باشم كه هيچ وقت گناه نكنم(فرض محال كه محال نيست) واز24ساعت روز 12ساعت كاركنم تاخرج زندگي ام رادرآورم همچنين خداهم نخواهدمراامتحان كند.آياشما به من تضمين مي دهيدتاآخرعمرهيچ وقت بي پولي وبدبختي نكشم؟آيامي شودبگوييم ازتوحركت ازخدابركت.ممكن است همچين كه خدامي خوادبركت بده يك دزدي اومدبركت خدارادزديدوبه مانرسيد.بگذاريديك مثال بزنم.درحديث داريم كه ((هركس ازدواج رابه واسطه ترس ازهزينه هاي زندگي ترك كندازمااهل بيت نيست)).اين حديث مي خواهد بگويد رزق دست خداست.اماآياواقعا رزق دست خداست؟وآياخدادررساندن رزق به مامشكلي ندارد؟آيا خدامي خواهدكه كودكان دقت كنيدكودكان رامي گويم كه نگوييدتقصيرخودشان است كه گناه مي كنند گرسنه بمانند.الان شماآيابه استنادبه اين حديث به يك جواني كه به واسطه تحصيلات ياسربازي نمي تواندشغل بدردبخوري داشته باشدتوصيه به ازدواج مي كنيد.ودرآخرمهمترين سوالم رامطرح كنم.آياخدامجبوربه جبرنظام علي ومعلولي خودش درست كرده شده است يانه؟ چگونه خداحتي به قيمت بدبخت شدن ميليون هانفردست ازاين نظامش برنمي دارد؟دراين شرايط ومن يتوكل علي الله فهوحسبه راچگونه توجيه كنيم؟

سلام
1-خداوند مجبور نيست جهان مادی را ملازم شرور خلق كند بلکه حکمت بالغه اش اقتضای ان را دارد نه اینکه خدا مجبور باشد.
2-بعضی از بلایا برای تاوان گناه است و بعض از بلایا برای ارتقاء رتبه .بنابراین ممکن است شخصی کناه نکند (مانند انبیا) ولی بلا براو نازل شود برای اتقای رتبه .مانند طلا انگه ناب شود که در کوره اتش گداخته شود .
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بیشترش می دهند

افراد ناقص ‏الخلقه وعدل الهي‏

آيا تولد انسان هاي ناقص الخلقه كه شرايط آنها براي رسيدن به كمال مطلوب مهيا نيست، با عدالت خدا سازگار است؟ در حسابرسي الهي، كودكان و نوزادان و افراد اين چنين چگونه بازپرسي مي شوند و چه حكمي دارند؟


براى فهم دقيق اين اشكال و جواب آن در ابتدا به معناى «عدل و ظلم» اشاره مى‏شود.

تبعیض در عنایات الهی

آيا واقعا خدا به بعضي ها نظر مي کنه؟ يک عمر دويديم و نرسيديم چون است که بعضي ندويدند و رسيدند؟

در ابتدا گفتني است عوامل موفقيت و ناکامي متعدد است؛ و علاوه بر تلاش خود انسان، شرايط محيطي و خانوادگي و ژنتيکي مؤثر است و علاوه بر عوامل مادي، عوامل معنوي و روحي و رواني نيز مؤثر است. لذا چه بسا شخصي بسيار پر تلاش باشد اما حس حسادت داشته باشد و موفقيت چنداني به دست نياورد و يکي کم تلاش اما انسان دل پاکي باشد و موفقيت هاي بسياري پيدا کند. و يا شخصي پر تلاش است اما نفرين برخي پشت سر اوست و ديگري کم تلاش است اما دعاي برخي پشت سر اوست. اما اصل کلي آن است هک تلاش خود انسان از اساسي ترين عوامل موفقيت است. جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم: