راه های ارتباط با خدا

راه‏هاي شناخت خدا

خدا چگونه شناخته مي شود؟


در يك برآيند كلى شناخت انسان نسبت به خداوند سبحان دوگونه است:
1) شناخت حصولى: كه مقصود از آن شناخت از را عقل، تفكر، انديشه، استدلال و برهان است.

راه‏هاي شناخت خدا

راه هاي شناخت خدا را معرفي نماييد.


روش شناخت خداوند:
ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم كه به صورت مرحله اي طي مي شوند.
مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است كه انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تكويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن كريم به معرفت خداي متعال دست يابد.

آيه ميثاق وخداشناسی فطری

چگونه از آيه ميثاق اثبات مي کنيد که خداشناسي فطري است؟

از آيه ميثاق(اعراف/172) استفاده مي شود که اخذ شهادت بر ربوبيت خداوند متعال از جميع بني آدم بوده است(از خود حضرت آدم تا روز قيامت) بنابراين عالمي که در آن اخذ ميثاق شده است نمي تواند عالم ماده باشد چرا که در عالم ماده همه ذريه، يک جا موجود نيستند. در حالي که ظاهر آيه، به خصوص جمله «قالوا بلي» حکايت از اين دارد که همه بني آدم يکجا شهادت به ربوبيت داده اند.

راه‏هاي شناخت خدا

مي خوام خدا رو بشناسم ولي نمي دونم چطور؟

بهترین راه برای شناخت بیشتر خداوند متعال ، تفکّر در آیات تکوینی خدا (عالم خلقت ) و آیات تدوینی او (آیات قرآن کریم) می باشد ؛ و بهترین و روشنترین آیه ی تکوینی خدا روح خود انسان و آثار گوناگون آن می باشد. البته باید توجّه داشت که تفکّر در آیات تکوینی و تدوینی خدا ، مصالح اوّلیّه ای می خواهد که این مصالح را باید از طریق مطالعه ی کتب اهل تفکّر به دست آورید. شیوه ی تفکّر نیز معمولاً در روند مطالعه ی طولانی مدّت چنین کتابهایی به دست می آید ؛ بخصوص مطالعه ی کتب برخی اندیشمندان بزرگ ، نظیر شهید مطهری ـ قدس سرّه ـ در این رابطه بسیار حائز اهمّیّت می باشند.

رسيدن به خدا با علم رياضي

آيا مي توان از طريق رياضيات به خدا رسيد؟ چگونه؟


1. اگر مقصود این است که کسی مساله ی « خدا موجود است » یا « خدا یگانه است » و امثال این مسائل خداشناسی را به عنوان مساله ای ریاضی قرار داده ، به حلّ آنها بپردازد ، روشن است که نشدنی است. چرا که هر علمی موضوع و مسائل و غایات مخصوص به خود را دارد. علم ریاضی نیز از این قاعده مستثنی نیست. موضوع علوم ریاضی کمّیّت است ؛ و خدا کمّیّت نیست تا در ریاضیّات از او بحث شود. خدا وجود محض است لذا جای بحث از او علومی چون علم کلام ، فلسفه و عرفان است که از وجود بحث می کنند. اینکه بخواهیم وجود خدا یا اوصاف او را در ریاضِیّات بررسی کنیم مثل این است که بخواهیم در علوم ریاضی مسائل پزشکی را حلّ کنیم.