راه های ارتباط با خدا

خداشناسي تجربي-توحيد مفضل

در مورد خدايابي تجربي از ديدگاه توحيد مفضل مي خواستم بدونم و اينكه چه طور از روش تجربي مي توان به وجود خداوند پي برد؟

ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم كه به صورت مرحله اي طي مي شوند.
مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است كه انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تكويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن كريم به معرفت خداي متعال دست يابد.
البته شناخت خداوند منان با آيات انفسي مفيدتر است ( من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.

خداشناسي فطري

از راه فطرت چگونه مى‏شود، به اثبات وجود خدا دست يافت؟

براي اثبات تلازم فطري بودن و صدق يك چيز راههاي مختلفي وجود دارد يكي از آن روشها كه برهان زيست شناختي ناميده مي‏شود اين است كه گرايشات دروني و ذاتي انسان ربط دهنده درون و عواطف انسان با جهان خارج و واقعيات عيني است يعني اگر مثلا كسي احساس تشنگي و اشتياق به آب مي‏كند در متن واقع آبي وجود دارد كه شبيه جذبه مغناطيسي از درون انسان را به سمت خود فرا مي‏خواند از اين طريق مي‏توان قياسي اينچنين ترتيب داد:
1 ) خداشناسي و خداجويي فطري و طبيعي است.
2 ) در برابر هر امر ذاتي طبيعي واقعيتي در خارج هست.

تاثیر محيط بر خداشناسی

اين که انسان وقت سختي و مشکلات به ياد «خدا» مي افتد چرا نمي تواند ناشي از عادت يا فرهنگ باشد؟ (ناشي از عاملي به غير از فطرت باشد.)

درست است كه عادتها و اداب و سنن اجتماعي بر شخصيت انسان تاثير مي گذارد اما اين عوامل منافي با اين نيست كه انسان يك سري امور فطري داشته باشد. در شخصيت انسان يك سري امور بالقوه وجود دارد كه تحت تاثير عوامل مختلف همچون تلاش خود فرد، كمك ديگران، محيط و جامعه فعليت پيدا مي كند. براي پي بردن به جواب سوال لازم است ابتدا فطرت و امور فطري شناخته شود؛ فطرت را مي توان تقاضاهايي ناميد كه با خلقت هر انسان در سرشت او قرار داده شده و بعثت انبياء براي پاسخگويي به اين تقاضاها بوده است. البته فطرت شعبه هاي مختلفي دارد كه مهمترين آن گرايش به پرستش خداوند است.

راه‏هاي خداشناسي

راه‏هاى شناخت خدا چيست؟

پاسخ اين پرسش، ظاهراً در كتابهاى درسى شما وجود دارد؛ ولى به طور خلاصه، راه‏هاى پيش روى بشر براى خداشناسى، سه قسم است:

الف. راه دل يا فطرت؛
يعنى هر انسانى به مقتضاى خلقت و ساختمان اصلى روح خود، خدا را مى‏شناسد؛ بدون اين كه نيازمند به اكتساب و تحصيل علوم مقدماتى داشته باشد. ناگفته نماند كه منظور از فطرت، فطرت عقل نيست بلكه مقصود فطرت دل است. عرفا از آنجا كه به نيروى عشق فطرى ايمان و عقيده دارند، در تقويت اين نيرو مى‏كوشند. ما اگر بخواهيم بدانيم آيا چنين احساسى در آدمى هست يا خير؟ دو راه در پيش داريم:
1) خودمان شخصاً و عملاً دست به آزمايش در وجود خود و ديگران بزنيم.

راه‏هاى رسيدن به فهم توحيد و معاد

راه‏هاى رسيدن به فهم توحيد و معاد چيست؟

يكى از بهترين راه‏ها براى فهم توحيد و معاد در حد درك بشر، «فكر در خود» است. و از آنجا كه استاد محمد شجاعى اين موضوع را با بيانى شيوا و جذاب و در عين حال عميق و تكان‏دهنده و راه‏گشا مطرح فرموده‏اند، بخشى از مطالب ايشان را با تلخيص و تصرف از جلد سوّم كتاب وزين مقالات، تقديم مى‏كنيم:

فكر در «خود»: