رابطه تکوینی خدا و خلق

آیا خداوند به خلقت نیاز دارد ؟

صفات ذاتي پروردگار مظهر افعالي نيز دارند يعني صفت خالق بودن مظهر افعالي اش خلق انسانها بايد باشد، آيا به اين دليل که اين صفت و ديگر صفات در صحنه هستي جلوه عملي داشته باشند، انسان خلق شد؟ اگر پروردگار انسان را خلق نمي کرد در عقبه هستي تنها مي ماند؟ فرزند و والدين به هم وابسته هستند و هر دو به هم نياز دارند، چگونه خلقت انسان و پروردگار اين گونه نيست؟

1ـ خدا چرا مي آفريند؟
خدا یعنی واجب الوجود ة؛ و واجب الوجود یعنی وجود محض ، یعنی کمال محض ، یعنی موجودی که نقص در او راه ندارد. و یکی از این کمالات خالقیّت است . پس خدا خلق مي کند چون خالقيت کمال اوست. فرض خدایی که خالق نيست ، فرض خدایی است که فاقد یکی از کمالات وجودي است. و خدایی که فاقد يکي از کمالات وجودی باشد ،‌ ناقص بوده کمال محض و واجب الوجود نیست. بنا بر این ، فرض خدایی که خالق نیست فرض موجودی است غیر از خدا. به عبارت دیگر ، فرض وجود خدای غیر خالق مثل فرض وجود ثروتمند بی پول یا به قول معروف مثل کوسه ریش پهن است.
2ـ اما چرا خدا چنين آفريد و جور ديگر نيافريد؟

خليفه الهي

مقصود از خلافت الهي که مقامي براي انسان است، چيست؟

«خليفه» كسى است كه بعد از «مستخلف عنه» قرار مى‏گيرد و در خلف و وراى او واقع‏مى‏شود و «انسان كامل» اين چنين‏ است. گفتنى است كه خلافت انسان كامل، به معناى خالى شدن صحنه وجود، از خداوند و واگذارى مقام الوهيت به او نيست؛ زيرا نه غيبت و محدوديت خداوند، قابل تصور صحيح است و نه استقلال انسان در تدبير امور. موجود ممكن و فقير، از اداره امور خويش عاجز است؛ چه رسد به تدبير كار ديگران؛ بلكه مقصود آن است كه «انسان كامل»، خليفه خدايى است كه در وى ظهور كرده است و خلافت در چنين موردى، بدان معنا است كه خداوند - بالاصاله - بر همه چيز محيط است و خليفه خدا (انسان كامل)، بالعرض بر همه چيز احاطه دارد.

حوادث آينده نزد خداوند

چگونه حوادث آينده در نزد خدا حاضر است؟

زمان از خصوصيات عالم ماده است چون زمان مقدار حركت است و حركت تنها در موجودات مادي معني دارد. بنابراين تنها براي موجود مادي گذشته و حال و آينده معني پيدا مي كند. براي موجودي كه بالاتر از عالم ماده واقع شده است نه حركت معني دارد ونه زمان لذا موجودات عالم مثال(برزخ) و موجودات عالم بالاتر از آن(عالم عقول) كه انواه گوناگون ملائكند، گذشته و حال و آينده بي معني است.

رابطه خالق و مخلوق

احتراما بفرمائيد که تشبيه رابطه خداوند و مخلوقات، به رابطه قطره و دريا صحيح است يا خير؟ و آيا با اين تشبيه دچار تناقض نمي شويم؟


این تشبیه معمولا در سه مورد به کار می رود . گاه برای بیان عظمت خداوند متعال و ناچیز بودن مخلوقات در مقابل خالق متعال به کار می برند ؛ وگاه این تشبیه را جهله صوفیه به کار می برند تا بگویند همانطور که قطره جزء دریا است ، مخلوقات نیز جزء وجود خدا هستند؛ گاه نیز این تشبیه را به کار می برند تا فناء فی الله را در عرفان توضیح دهند.

حلول خدا در ائمه !!!

مقصود از حلول خدا در ائمه(ع) كه اعتقاد برخي فرق است، چيست؟ عيبش در چيست؟


1ـ درباره ی حلول خدا در موجودات ، دو پندار کلّی وجود دارد. برخی چنین می پندارند که خدای غیر مادّی به مرتبه ی مادّی تنزّل یافته صورت انسانی به خود می گیرد. نمونه ی بارز این پندار در میان مسیحیان دیده می شود که عیسی مسیح را خدای مجسّم پنداشته و معتقدند خدا در عین یکی بودن دارای سه نمود می باشد که عبارتند از خدای پدر (خدای نادیدنی) ، خدای پسر (عیسی مسیح) و روح القدس که همان عیسی است که بعد از برخاستن از قبر ، در قالب روح القدس بر حواریون ظاهر شد و انجیل را بر آنان الهام نمود.