جبر و اختیار

اختيار انسان

ما شيعيان معتقد به جبر نيستيم ولي بيشتر مسائلي كه مربوط به پيشگويي هاي شهادت امام حسين(ع) است، بوي جبر مي دهد بدين معني كه اگر از اول در حكم ازلي مشخص بوده است كه امام حسين(ع) شهيد مي شوند پس قاتلان ايشان نيز در حكم ازلي مشخص بوده و كسي كه مجبور به انجام كاري باشد، مجازاتي نخواهد داشت. جواب اين سوال چيست؟

اين مساله در واقع به علم پيشين و قضا و قدر الهي باز ميگردد. تصور عمومي اين است که علم پيشين خدا موجب جبر در اعمال است و يکي از مصاديق آن هم پيشگويي شهادت امامان (ع) است . اما اگر به درستي مساله علم الهي و علم معصومان که تابع علم خداست و مساله قضا و قدر حل شود اين مساله رخت بر خواهد بست . بنا براين لازم است در انچه مي آيد به دقت تامل کنيد تا مساله حل شود.
قضاو قدر و اختيار انسان

توحيد افعالي و اختيار

با توجه به توحيد افعالي خداوند، چگونه انسان اختيار دارد؟

توحيد (يكتايى خداوند) داراى سه مرتبه است: توحيد ذاتى، توحيد صفاتى و توحيد افعالى. به اقتضاى سؤال، از توحيد ذاتى (يكتايى ذات خداوند) و توحيد صفاتى (وحدت و عنيت تمامى صفات با ذات حق تعالى، مى‏گذريم؛ زيرا سخن بر سر توحيد افعالى و دفع شبهه جبر است. بنابر توحيد افعالى، هر فعل و اثرى در عالم هستى، حدوثاً و بقاء فعل حق است و به اراده ازلى حق تعالى منسوب است و هيچ كس نمى‏تواند به اراده مستقل خود، فعلى يا اثرى را تحقق بخشد. خداى متعال، هم خالق تمام جهان هستى، هم مربّى عالم و هم رازق و حاكم بر آفرينش مى‏باشد و هيچ كس نيست كه در اين امور شريك او باشد، (الهيات شفا، ج 2، ص 43).

خلقت امامان(ع) و جبرالهی

آيا اين جمله خدا به پيامبر(ص) جبر را نشان نمي دهد: «اگر تو نبودي من افلاك را خلق نمي كردم و اگر علي نبود تو را خلق نمي كردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمي كردم.» پس خدا از اول مي دانسته كه چه كسي را مي خواهد امام و يا پيامبر بكند و همه چيز مشخص بوده است؟


آفرينش و حديث «لولاك...»
روايت «لولاك لما خلقت الافلاك» در بحارالانوار(1) آمده است. در اين باره، يكى از سه معناى زيرشايان توجه است:
1. هدف از خلقت جهان، چيزى است كه جز با وجود پيامبرصلى الله عليه وآله تحقق نمى‏يابد. از ديدگاه قرآن، همه جهان براى انسان آفريده شده است: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»(2). انسان نيز براى بندگى - كه تنها راه كمال و سعادت جاودان است - آفريده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»(3). حقيقت عبادت خداوند و پويش راه كمال در ميان انسان‏ها نيز محقق نمى‏شود؛ جز با هدايت پيامبران.

تغيير سرنوشت-جبر و اختيار

همانطور که مستحضريد نقش خانواده در تعيين راه زندگي انسان بسيار مؤثر است که نمي توان به هيچ وجه آن را ناديده گرفت حال سؤال اين است که انسان ها در انتخاب والدين خود هيچ اختياري ندارند و بر اساس خواست الهي فرزندان در خانواده هاي مختلف با اعتقادات مختلف به دنيا مي آيند و آمار نشان داده است به جز موارد استثناء که تعداد آن بسيار اندک است اکثر فرزندان آئين پدران را تبعيت مي کنند و از آن دردناک تر تأثير اين پدران بر گمراهي فرزندان مي باشد به عنوان مثال آيا اگر انسان پليدي همچون صدام در يک خانواده خوب به دنيا مي آمد چنين سرنوشتي در انتظار او بود پس مشاهده مي کنيد که طي مسير سعادت چندان هم در اختيار انسان نيست. (خواهشمندم جواب را به صورت کامل ارسال نمائيد و اگر در صورت امکان در بيان دلايل از مطالب مشترک اديان استفاده شود بيشتر به کار مي آيد.)

نخست بايد دانست در اعمال انسان سه عامل مهم نقش دارد:
1. عوامل وراثتي و ژنتيکي 2. عوامل محيطي. 3. اختيار و انتخاب.

تغيير سرنوشت وجبر و اختيار

اينکه هر کسي به پدر و مادر خود بدي کند فرزند خود او نيز دقيقا همان گونه خواهد بود يک سنت در اين دنياست که همه بارها ديده اند حال در اين مورد اين فرزندي که هنوز به دنيا نيامده پيداست که چگونه خواهد بود آيا او ملزم به بد بودن نيست؟ 50 درصد بدي هاي او ارثي است ولي 50 درصد اراده و اختيار او نيز هميشه در جهتي است که از پيش تعيين شده يعني تنبيه و عبرت پدر و مادر خود. در واقع کسي که در يک خانواده کامل از هر لحاظ به دنيا مي آيد خوب بودن براي او کمال نيست و اگر غير از اين باشد جاي شک است و همين طور براي کسي که در محيط بد رشد کرده و بالعکس آن. خلاصه چرا بايد هميشه گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدميزاد بزرگ شود؟

بدي به پدر ومادر آثار وضعي دارد كه گريبان انسان را مي گيرد و اين در صورتي است كه به نحوي جبران نكرده باشد وتوبه ننمايد.اما در مورد اينكه فرزندي بدنيا بيايد ووارث بدي هاي گذشته شود،اين در حد اقتضاء است نه اينكه حتماًمجبور است بد بشود،يعني فرزندي كه در خانواده گناهكار متولد شود نزديكتر است به بد شدن تا ديگران،بنابر اين هميشه ازپيش تعيين شده نيست.
در پاسخ به اين پرسش به چند نكته اشاره مي شود:
1.